
به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، ابوذر ستاری، مدیر روابط عمومی و تبلیغات سپاه ناحیه فسا و تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان "اسلامآباد و درسهایی از میدان/| روایتی از ایستادگی ۲۱ ساعته در ماراتن دیپلماتیک" که در اختیار بسیج قرار داد، نوشت:
مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد پاکستان، پس از ۲۱ ساعت مذاکره و رایزنی فشرده، به بنبستی رسید که کاملاً قابل پیشبینی بود. روحیه زیادهخواهانه و عدم عقلانیت طرف آمریکایی، مانع شکلگیری هرگونه چارچوب مشترک و در نهایت توافق شد.
تیم مذاکرهکننده ایرانی به سرپرستی محمدباقر قالیباف، سید عباس عراقچی و علی باقری، با همراهی کمیتههای کارشناسی، با ایستادگی مثالزدنی بر حقوق اساسی مردم، مانع تحقق سناریوی آمریکا برای انتقال شکستهای میدان به پیروزی میز مذاکره برای طرف مقابل شدند.
ریشه این شکست برای واشنگتن، فراتر از یک میز مذاکره است؛ به درک نادرست آمریکا از واقعیتهای قدرت در منطقه بازمیگردد. آمریکاییها هنوز فرق «میدانِ جنگ» را با «میزِ مذاکره» نفهمیدهاند. از همان ابتدا، واشنگتن با همان ژست والاستریتی پای میز آمد؛ گویی در خیابان معاملهگری والاستریت با برگههای سهام چانه میزند. اما اینجا خیابان معاملهگری نیست که با وقاحت متنپردازی، دستاوردِ میدان را تقدیمتان کنیم.
آمریکاییها دقیقاً قصد داشتند امتیازاتی را که در جنگ و از طریق فشار نظامی نتوانسته بودند به دست آورند، در اتاق مذاکرات اسلامآباد محقق کنند؛ اما هیأت ایرانی با ابتکارات دیپلماتیک و صلابت راهبردی، سد محکمی در برابر این زیادهخواهی ایجاد کرد. مدیریت مشترک تنگه هرمز؛ آمریکا چه سهمی دارد؟ طبق اطلاعات موثق از روند مذاکرات اسلامآباد، یکی از محورهای اصلی زیادهخواهی طرف آمریکایی، تحمیل نوعی «مدیریت مشترک» بر تنگه هرمز بود.
اینجا جای طرح یک سؤال اساسی است، سؤالی که میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی، به درستی مطرح کرده: «آیا ایالات متحده سهمی در تنگه هرمز دارد که ادعاهای آن برای مدیریت مشترک را توجیه کند؟» پاسخ روشن است: خیر. تنگه هرمز در آبهای سرزمینی و حوزه نظارت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
آمریکا با هزاران کیلومتر فاصله از این آبراه استراتژیک، نه تنها هیچ سهمی در آن ندارد، بلکه حضور نظامیاش در منطقه یک تهدید علیه امنیت دریانوردی است. مدیریت امنیت تنگه هرمز، نه با ادعاهای والاستریتی، بلکه با قدرت دریایی و موشکی ایران انجام میشود. همان قدرتی که در عملیاتهای وعده صادق، معادلات جهانی را به هم ریخت. تیم ایرانی با درایت کامل، ادعای واهی مدیریت مشترک بر تنگه هرمز را در همان ساعات ابتدایی ماراتن ۲۱ ساعته، قاطعانه رد کرد.
اورانیوم با درصدکم؛ خواستهای غیرعلمی و نقض آشکار حقوق حقه ملت بر اساس گزارشهای رسیده از اتاق مذاکرات، آمریکاییها در اسلامآباد اصرار عجیبی بر «اورانیوم با درصدکم» و خروج کلی مواد هستهای از کشور داشتند. این خواسته بدین معناست که ایران نه تنها غنیسازی نداشته باشد، بلکه حتی ذرهای اورانیوم با خلوص پایین (که صرفاً برای اهداف پزشکی و تحقیقاتی کاربرد دارد) نیز در اختیار نداشته باشد. این خواسته نه تنها خندهدار و غیرعلمی است، بلکه توهینی آشکار به توانمندی دانشمندان ایرانی و نقض فاحش حقوق اولیه و حقه ملت ایران در بهرهمندی از فناوری صلحآمیز هستهای محسوب میشود.
جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است: حق غنیسازی برای اهداف صلحآمیز، یک حق غیرقابل انکار و خط قرمز ماست. همانطور که در میدان ایستادهایم، در این حق نیز ذرهای عقبنشینی نخواهیم کرد. خروج اورانیوم یعنی تسلیم محض و نابودی دانش بومی؛ و ملتی که در برابر هیمنه پوشالی و هالیوودی آمریکا ایستاده، هرگز تن به چنین ذلتی نخواهد داد. تیم ایرانی با ایستادگی مثالزدنی در این ماراتن دیپلماتیک، طرح آمریکا برای خروج مواد هستهای را نقش بر آب کرد.
وعده صادق ۴؛ میدانی که زبان درک واقعیت را به آمریکا یاد داد اگر آمریکاییها هنوز فرق میدان با میز را نفهمیدهاند، به این دلیل است که طعم تلخ شکست در میدان را هنوز نچشیدهاند. اما عملیات وعده صادق ۴، یک پیروزی چشمگیر و تاریخی برای ایران اسلامی بود. عملیاتی که با اقتدار تمام، پاسخ کوبندهای به جنایات رژیم غاصب اسرائیل و حملات وحشیانه آمریکا از آن بود. در وعده صادق ۴، موشکهای ایران از فراز سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل عبور کردند و اهداف از پیش تعیین شده را با دقت صد در صدی منهدم ساختند.
این میدان بود که ثابت کرد قدرت بازدارندگی ایران، هیچ سنگر و هیچ حامی را برای متجاوزان امن نگذاشته است. آمریکای وحشی و رژیم غاصب اسرائیل در این عملیات دیدند که اگر از موشکهای ایران بترسند، حق دارند؛ و اگر از قدرت چانهزنی ایران پای میز مذاکره متعجب میشوند، بدانند که این اقتدار، پشتوانه همان موشکهایی است که از قلب میدان برخاسته است.
در اسلامآباد، حرف ایران روشن بود: «هیچ اعتمادی به وعدههای آمریکا نیست» و «زیادهخواهیها هیچ جا نخواهند برد.» تیم ایرانی در این ماراتن ۲۱ ساعته تلاش کرد با ابتکارات مختلف، طرف آمریکایی را به سمت واقعنگری و رسیدن به یک چارچوب مشترک سوق دهد، اما روحیه زیادهخواهانه و عدم عقلانیت مقامات واشنگتن، مانع از هرگونه پیشرفتی شد.
آمریکا باید بپذیرد که: سهمی در تنگه هرمز ندارد تا ادعای مدیریت مشترک کند؛ هرگونه تلاش برای این ادعا در میز مذاکره، محکوم به شکست است. · خروج اورانیوم یک خیال خام و نقض آشکار حقوق و دستاوردهای علمی ملت ایران است وتضعیف توان دفاعی و کاهش برد موشک ها،طلب ابلهانه برای کاهش برد موشکها آن هم در میان جنگ است ·
وعده صادق ۴ ثابت کرد که هرگونه تهدید نظامی با پاسخ کوبنده مواجه خواهد شد و آمریکا در میدان جنگ نیز حرفی برای گفتن ندارد. فرزندان دیپلمات ایران با «منطق و حسننیت» ولی همراه با بد بینی و عدم اعتماد راهی اسلامآباد شدندو آمریکاییها در اسلامآباد به خوبی فهمیدند که ایرانِ میز مذاکره ، همان ایرانِ میدان است؛ مقتدر، منطقی و تسلیمناپذیر.
خواب آشفته تصرف ایران از طریق دیپلماسی التماسی یا فشار حداکثری، تعبیر نخواهد شد. فرزندان دیپلمات این مرز و بوم ثابت کردند که «حسننیت» به معنای «واگذاری حقوق» نیست و در برابر زیادهخواهی جانیان بینالمللی، سدی از فولاد و منطق خواهند بود.
اسلامآباد شاهد بود؛ هرچه آمریکا در میدان به دست نیاورد، پشت میز مذاکره هم نخواهد یافت. مگر اینکه زبان احترام، عدالت و عمل به تعهدات را یاد بگیرید. در غیر این صورت، میزهای بعدی نیز سرنوشتی جز بنبست نخواهند داشت.
انتهای پیام/