قزوین_در کوچههای قدیمی مشهد، در خانهای ساده و روحانی، کودکی چشم به جهان گشود که تقدیرش با فراز و نشیب تاریخ این سرزمین درهم تنیده شد. سید علی خامنهای، فرزند عالمی وارسته، از همان آغاز در هوای ایمان و کلمه بالید؛ در مکتب علم و در سایه کتاب، آرام آرام قامت فکریاش شکل گرفت، بیآنکه کسی بداند این مسیر، روزی به قلب سیاست و رهبری خواهد رسید. سالهای جوانی او در گذر از درس و بحث حوزه علمیه و حضور در فضای فکری قم سپری شد؛ جایی که اندیشهها در تلاقی با مبارزه معنا یافته و کلمات، رنگ مقاومت میگرفتند. در همین سالها بود که آشنایی با امام سید روحالله موسوی خمینی، افق تازهای در برابر او گشود؛ افقی که از علم، به مسئولیت و از ایمان، به مبارزه میرسید. طوفان انقلاب ۱۳۵۷ ایران که برخاست، او دیگر تنها یک طلبه نبود؛ صدایی بود در میان صداها، و حضوری بود در میان خروش مردم. روزهایی که خیابانها بوی تغییر میدادند و تاریخ، فصل تازهای را ورق میزد، او نیز در کنار مردمی ایستاد که سرنوشت خود را بازنویسی میکردند. اما راه انقلاب، همواره از آتش گذشته است. در سالهای پرتنش پس از پیروزی، امام شهید خامنهای، بارها طعم زندان و ترور را چشید؛ زخمی که در مسجد ابوذر بر جانش نشست، نه فقط تن، که تاریخ را نیز نشانه رفت. با این همه، بهمثابه یک مسیر ایستاد. در سالهای جنگ ایران و عراق، هنگامی که خاک این سرزمین زیر آتش و آهن میلرزید، او در کنار میدان بود؛ در سنگر سیاست و سخن، در قلب تصمیمها و در میان ایستادگی یک ملت. روزهایی که مرزها فقط خطوط جغرافیا نبودند، بلکه مرز میان بقا و فروپاشی بودند. پس از آن سالهای سخت، او در جایگاه ریاستجمهوری، مسئولیت اداره کشوری را بر دوش گرفت که هنوز بوی جنگ میداد و زخمهایش تازه بود. سالهای بازسازی، سالهای ترمیم و ایستادن دوباره بود؛ زمانی که باید از دل خرابی، امید ساخت. اما نقطه عطف تاریخ، سال ۱۳۶۸ بود؛ هنگامی که پس از رحلت امام خمینی کبیر، مجلس خبرگان رهبری مسئولیت هدایت کشور را به او سپرد. مجلس خبرگان رهبری در آن لحظه، او را در جایگاهی نشاند که دیگر نه یک فرد، که یک محور تاریخی بود. در سالهای رهبری، ایران در پیچیدهترین معادلات منطقهای و جهانی قرار گرفت. ساختارهای دفاعی، علمی و فناوری کشور گسترش یافت و سیاست استقلالمحور، به یکی از ارکان اصلی تصمیمگیری بدل شد. در این مسیر، او تلاش کرد تا میان ثبات داخلی و فشارهای بیرونی، تعادلی دشوار اما پایدار برقرار کند. اما فراتر از سیاست، چهرهای دیگر نیز از او روایت میشود؛ چهرهای آرام، اهل شعر و واژه، و دلبسته به ادبیات فارسی. در سخنرانیها و دیدارها، گاه ردّی از لطافت کلام و نگاه فرهنگی دیده میشود که در دل ساختار سخت سیاست، روزنهای انسانی میگشاید. امروز، زندگی او نه فقط روایت یک فرد، که بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است؛ ملتی که در میان جنگ، انقلاب، بازسازی و چالشهای جهانی، مسیر خود را ادامه داده و در این مسیر، نام او همچون ستونی ثابت در میان موجهای متغیر تاریخ باقی مانده است؛ ستونی که همچنان ایستاده و پایان ندارد. و امروز در ثانیههایی مینویسیم از او، که مزدش برای سالها دفاع از ملت، شهادت بود. امروز تولد مردی است که چهل و هشت شب است ملت بلند آوازه ایران منتقم خون او هستند و خیابانهای کشور، قدمگاه مریدان اوست. خون او جریانی نو به میهن، به محور مقاومت و به جهان بخشیده و چیزی فراتر از بیداری اسلامی را تا انقلاب جهانی مهدی(عج) آغاز کرده است. سلام ما تا همیشه بر شما آقای مظلوم مقتدر شهید... شهید سیدعلی حسینی خامنهای رهبر عزیز انقلاب اسلامی ایران، در مشهد متولد شد. تاریخ تولد ایشان در شناسنامه ۲۴ تیر ۱۳۱۸ ثبت شده است، اما ایشان تاریخ صحیح زادروزش را ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ عنوان کردند. سهیلا عظیمی انتهای پیام/۱۰۱۰