۳۰ / تير / ۱۴۰۵ - 21 July 2026
18:31
کد خبر : 9772346
۰۷:۵۷

۱۴۰۵/۰۴/۳۰
یادداشت/

نقدی بر سخنان جناب‌آقای خاتمی / بعد از تجاوز چندباره آمریکا به خاک کشور و شهادت‌رهبری و داغ کودکان‌میناب‌و‌لامرد، با چه‌ منطقی می‌شود از صلح سخن گفت؟

کارشناس مسائل سیاسی نوشت: دعوت به مذاکره با جنایتکاران، با آرمان‌ های استقلال‌طلب فاصله دارد.

نقدی بر سخنان جناب‌آقای خاتمی / بعد از تجاوز چندباره آمریکا به خاک کشور و شهادت‌رهبری و داغ کودکان‌میناب‌و‌لامرد، با چه‌ منطقی می‌شود از صلح سخن گفت؟

به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، قدرت‌الله منصورزاده، کارشناس مسائل سیاسی - مذهبی در یادداشتی که در اختیار بسیج قرار داده است، نوشت:

واقعاً جای تعجب است! مگر می‌شود بعد از اتفاقات یک سال اخیر و وحشیانه‌ترین حملات آمریکا و اسراییل به خاک ایران و به شهادت رساندن رهبر کشور و شهادت فرماندهان و مردم و کودکان در میناب و لامرد و سراسر کشور، کسی از صلح و سازش با عاملان و بانیان این جنایت‌ها سخن بگوید؟

مگر می‌شود بعد از اتحاد و انسجام و بعثت و خشم‌ مقدس و قیام خونخواهانه عموم مردم ایران در سراسر کشور، همچنان کسی پیدا بشود که صلح‌وسازش با جنایتکاران را توجیه کند و منطق دینی و تاریخی برایش بتراشد؟ متأسفانه در روزهای اخیر در حالی که ملت شریف ایران، عزادار رهبرشان و تمام شهدا از فرماندهان تا کودکان هستند، حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی، در کمال تعجب و با عباراتی عجیب، مجددا راه‌حل برون‌رفت از شرایط موجود را تنها صلح و سازش و مذاکره و توافق دانسته است.

در شرایطی که ملت‌ شریف‌ ایران با بعثتی الهی و حیرت‌انگیز، توجه جهانیان را به خودشان جلب کرده‌اند، در بین خواص هنوز عده‌ای هستند که با حرف‌های عجیب و تلخ، قلب مردم مبعوث شده و داغدیده را به درد می‌آورند. تنها چند جمله از این سخنان عجیب در ادامه بررسی می‌شود:

در قسمتی از بیانات رییس‌ دولت اصلاحات آمده: «توافق و مذاکره، باعث حل مشکلات می‌شود.» و همه «مراقب باشید فرصت‌های ارزنده توافق از بین نرود!». باید به ایشان گفت که دوران کلی‌گویی و ندیدن واقعیاتِ دنیا و بیان دیدگاه‌های مبهم و انتزاعی گذشته است.

این‌گونه سخنان، از شخصیتی که 8 سال در رأس کشور بود و حوادث و اتفاقات مختلفِ داخلی و خارجی را درک‌کرده و طبیعتاً باید با واقعیات دنیای امروز و با مسائل داخلی و روابط بین‌الملل آشنایی دقیق‌تری داشته باشد، حقیقتاً باعث تعجب است. اگر کسی کمترین آشنایی با ماهیت ظلم‌ستیزیِ انقلاب‌اسلامی و ماهیت استکباری آمریکا داشته باشد، چگونه می‌تواند ادعا کند که توافق ایران و آمریکا باعث حل مشکلات می‌شود؟ کسی با اصل مذاکره و گفت‌وگو و تعامل مخالف نیست، اما توافق و تعامل با کدام کشور و دولت؟ صلح و توافق با چه کسانی؟ با چه ضمانتی؟ با همان ضمانتی که برجام ثمر داد؟ با همان ضمانتی که تفاهم‌نامه فعلی نتیجه داد؟ با همان ضمانت‌هایی که بارها و بارها مانع نابودی میزمذاکره توسط آمریکا شد؟!

برای درک فاصله این سخنان با واقعیات بیرونی، همین بس که تجربه‌های عینی چنددهه اخیر را نادیده می‌گیرند و برای هزارمین‌بار نسخه‌های تکراری و بی‌خاصیت را برای حل مشکلات ارائه می‌دهند.

آیا سال‌ها کشور و مردم را گرفتار مذاکره و توافق کردن، کافی نبود که مجدداً به تکرار مکرراتِ بی‌خاصیت می‌پردازند؟ از کدام «فرصت‌های ارزنده توافق» سخن می‌گویند؟ با دشمنی که هر روز و هرساعت، خون مردم را می‌‌ریزد و به خاک‌‌وطن تجاوز می‌کند و امام‌جامعه و فرماندهان و کودکان را به شهادت رسانید و هدفی جز بلعیدن این سرزمین ندارد، از کدام فرصت ارزنده توافق با آنها حرف می‌زنند؟

ایشان در قسمتی دیگر از بیاناتشان می‌گوید که «باید با تدبیر و واقع‌بینی پیش رفت.» این جمله نیز از همان کلی‌گویی‌هایی است که از آن بهره نادرست می‌برند! شکی نیست که باید باتدبیر و واقع‌بینی پیش رفت؛ اما سوال این است که چرا در دنیای این افراد، تدبیر و واقع‌بینی‌ای جز صلح‌وسازش و مذاکره، آن‌هم با دشمنی که هدفش بلعیدن و نابودی ایران است، وجود ندارد؟ این چه تدبیری است که برای هر مسئله‌ای و در هر شرایطی فقط صلح و سازش و توافق و مذاکره را پیشنهاد می‌دهند؟ از کدام واقع‌بینی سخن می‌گویند؟ آیا در دایره‌ واقع‌بینیشان، نابودی چندباره میزمذاکره توسط آمریکا، به‌خاک‌وخون کشیدن مردم، شهادت امام‌جامعه، قتل‌عام کودکان میناب و لامرد، حمله و به آتش‌کشیدن زیرساخت‌ها و سرمایه‌های کشور و در مجموع خوی وحشی‌گری و تجاوز آمریکا، جایگاهی دارد؟ طبیعی است که هیچ عاقلی با اصلِ مذاکره هوشمندانه به عنوان یک ابزار، مخالف نیست؛ اما در شرایط فعلی، مذاکره با دشمنی که پیمان‌شکنیِ او بارها اثبات شده، نه‌تنها تدبیر نیست، بلکه اتلاف وقت و خیانت به خونِ پاک شهداست.

ایشان در بیاناتی عجیب در ادامه می‌گوید: «صلح، موافق مرام حسین‌بن‌علی و موافق اسلام‌ناب‌محمدی است». این جمله نیز کلی‌گویی است. از کدام صلح‌ صحبت می‌شود؟ اما در مورد صلحی که مدنظر ایشان است، اگر کسی نداند که این جمله را ایشان بیان کردند، چگونه می‌تواند باور کند شخصی که سال‌ها درس دین خوانده و در حکومت‌اسلامی در رأس مملکت بوده است، چنین صلحی با دشمن خونخوار و جنایتکار را موافق مرام حسین‌بن‌علی و اسلام ناب‌محمدی می‌داند؟ در کجای تاریخ، حسین‌بن‌علی با دشمنانی که عزت و اصل اسلام را به‌خطر انداختند، صلح کردند؟ در کجای تاریخ، آن امامِ‌مجاهد، با دشمنانِ‌جنایتکار، توافق کردند؟

رییس‌ دولت‌ اصلاحات و هم‌فکرانشان، با چه عینکی به حادثه عاشورا و کربلا نگاه می‌کنند؟ از کدام قسمت زندگی حسین‌بن‌علی و ماجرای عاشورا و کربلا، صلح و سازش و توافق برداشت کردند که صلح و سازش را موافق مرام حسین‌بن‌علی می‌دانند؟ اساساً از کدام اسلام‌ناب‌محمدی سخن می‌گویند؟ همان اسلامی که پیامبر‌ اسلام و مولای متقیان در حوادث و جنگ‌های مختلف، شمشیر برداشتند و دشمنان جنایتکار را از دم تیغ گذراندند؟ همان اسلام ناب‌محمدی که ظلم‌پذیری را همانند ظلم‌کردن تقبیح کرده است؟

در ادامه به نامه‌ای اشاره می‌کند که به قائدِ شهیدِ امت نوشتند: «در نامه به رهبریِ‌ شهید گفتم، برای حفظ حکومت و حفظ ایران، گام به سوی صلح برداشته شود.»

حقیقتاً بعد از حوادث یکی‌ دو سال اخیر، توقع می‌رفت در نامه به رهبری‌ شهید، می‌نوشتند که برای حفظ ایران و حفظ نظام، خودشان و هم‌فکرانشان آماده هرگونه جانفشانی هستند! چرا این جریان، تمام راه‌کارهایشان به سازش و مذاکره منتهی می‌شود آن هم در مقابل دشمنانی که هدفی جز بلعیدنِ ایران ندارند؟ اگر کسی به منزل بنده و جناب‌‌ آقای خاتمی و هم‌فکرانشان حمله کند و منزل را ویران کند و اهل‌ و عیالمان را به قتل برساند و تا خودمان را نکشد و تمام‌دارایی‌مان را به تاراج نبرد، قصد کوتاه آمدن نداشته باشد، دقیقاً چگونه می‌شود نشست و با او مذاکره و صلح و سازش کرد؟ آیا این همان صلح‌ شرافتمندانه‌ای است که این جریان با آن موافق هستند؟

در قسمت عجیب و تلخ این بیانات، که با توجه به شرایط کشور، بیان این جملات، عجیب و غیردقیق به‌نظر می‌آید، می‌گوید: «مگر پدرکشتگی حسن‌ بن‌ علی و حضرت‌ سجاد، از پدرکشتگی ما شدیدتر نبود؟ مگر در برابر آنان جور و جنایت فزاینده معاویه و یزید قرار نداشت؟» سؤال مهمی است، اما چرا دقیق و منطبق بر واقعیات تاریخی و طبق همان اسلام‌ناب‌محمدی به آن جواب نمی‌دهند؟ آیا مردم زمان امام‌ مجتبی و امام‌ سجاد علیهماالسلام، همانند مردم مبعوث شده ایران، پشتیبان امامشان بودند؟ آیا آن امامان مجاهد، چند ده‌ میلیون جانفدا داشتند تا با آنها در مقابل معاویه و یزید ایستادگی کنند؟ اصولاً این افراد با چه نگاهی به زندگی ائمه نگاه می‌کنند که حتی آن‌بزرگواران را که زندگیشان سراسر جهاد و مبارزه باظلم و جور و جنایت بودند، اهل صلح‌وسازش با دشمنان خونخوار‌وجانی می‌دانند؟

صلح امام‌حسن(ع) نیز در شرایطی رخ داد که یارانِ وفادارِ ایشان اندک بودند و معاویه با نیرنگی گسترده، سپاهِ ایشان را تضعیف کرده بود؛ اما امروز، جمهوری‌اسلامی، با پشتوانه عظیمِ مردمی و نیروهای مسلحِ مقتدر، در شرایطی کاملاً متفاوت قرار دارد. قیاسِ این دو وضعیت، نه‌تنها دقیق نیست، بلکه نوعی تحریفِ تاریخی و سوءاستفاده از سیره اهل‌بیت است.

ایشان بعد از این بیانات بدون ذکر منطق و دلیل محکمِ مطابق با واقعیت‌های ایران و دنیا، می‌گویند: «با همه وجود طرفدار صلح شرافتمندانه‌ام.» کاش به جای سخنان کلی و مبهم و انتزاعی، عینی و واضح صحبت می‌کردند.

صلح‌ِ شرافتمندانه؟ با چه‌کسانی؟ آیا صلح با قاتلین امام‌جامعه و فرماندهان، شرافتمندانه است؟ آیا صلح با قاتلین کودکان میناب و لامرد، شرافتمندانه است؟ آیا صلح با کسانی که بارها وسط مذاکره با هم‌فکرانشان، میز‌مذاکره را به آتش کشیدند و همگان دیدند که به هیچ‌چیزی پایبند نیستند، شرافتمندانه است؟

در آخر در توصیه‌ای تلخ‌تر از بیانات قبلی، می‌گوید: «انتظار دارم در این شرایط خطیر، همه شخصیت‌ها و اندیشمندان و جریان‌ها و نهادهای مدنی و سیاسی و رسانه‌ها و نهادهای تبلیغی در تبیین و ترویج اندیشه صلح و عقلانیت و گفت‌وگو و تحذیر از افراط و خشونت و جنگ‌افروزی، به میدان بیایند و به پیشبرد "توافق پایدار" و "تأمین زندگی بی‌دغدغه مردم" و "توسعه همه‌جانبه" یاری رسانند.» افراط؟ خشونت؟ جنگ‌افروزی؟ مخاطب این کلمات و جملات کیست؟ آیا مردم مقاوم و مبعوث شده و نیروهای مسلح مقتدر ایران، جنگ‌افروز هستند که در نبردی ناجوانمردانه از طرف دشمنان جنایتکار، مشغول ایستادگی و دفاع از خاک و دین و شرف و عزتشان هستند یا دشمنی که از انجام هیچ‌جنایتی کوتاهی نمی‌کند؟ نظر این افراد در مورد جنایت‌های یکساله آمریکا و سگ‌زنجیری‌اش در ایران چیست؟ با چه منطقی دفاع ایرانیان درمقابل این جنایت‌ها را افراط و خشونت و جنگ‌افروزی می‌دانند که گویا ایران رهبران آمریکا را ترور کرد و مردمشان را به خاک و خون کشید؟!! چرا این جریان، در هر شرایطی می‌خواهند نگاهِ‌ خوش‌بینانه‌ و غیرواقع‌بینانه خودشان به آمریکا را جار بزنند و حفظ کنند؟

از کدام توافق پایدار سخن می‌گوید؟ برجام چقدر پایدار بود که مجدداً سخن از توافق پایدار می‌زنند؟ چرا تأمین زندگی مردم را به مذاکره و صلح‌ و سازش با قاتلان ایرانیان گره می‌زنند؟ آیا این جریان، برنامه‌ای دیگر برای تأمین زندگی مردم ندارند که دائماً نگاهشان به خارج است؟ آیا این توهین به ایران و مردم ایران نیست که توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع و استعدادهایشان را نادیده می‌گیرند و مدام چشمشان به خارج و به دست دشمنان است؟ از توسعه‌ همه‌جانبه سخن گفت؛ اگر توسعه آمریکایی و غربی مدنظرشان است که از جمله ثمرات آن توسعه را سال‌هاست مردم غزه و لبنان و ایران و بقیه دنیا لمس می‌کنند! اگر قرار بود ملت ایران در مدل توسعه غربی هضم شود، اساساً چرا در ایران انقلاب شد؟ انقلاب شد که همان مدل توسعه غربی پیاده بشود؟

اسلام‌ناب‌محمدی که از آن سخن می‌گویند و به آن متمسک می‌شوند، نسخه‌اش برای توسعه‌همه‌جانبه چیست؟ همان نسخه‌ای که در آمریکا و غرب پیاده شد و جز ظلم و ویرانی و جنایت ثمری نداشت؟ نظر این جریان در مورد الگوی ایرانی‌اسلامی پیشرفت، چیست؟

در شرایطی که دشمن با تمام قوا به حریم خاک و ناموس این سرزمین تجاوز کرده، تکرار نسخه‌های کهنه مذاکره جهت صلح‌وسازش با عاملان و بانیان این جنایت، نه‌تنها راهگشا نیست، بلکه خیانتی آشکار به خون شهداست.

تجربه تلخ برجام و پیمان‌شکنی‌های مکرر آمریکا، به‌خوبی نشان داده که اتکا به وعده‌های دشمن، نتیجه‌ای عکس در برداشته است. آنچه کشور را از بحرانِ کنونی عبور می‌دهد، تکیه بر توانمندی‌های داخلی، بازدارندگی همه‌جانبه و دیپلماسی فعال با کشورهای غیرمتخاصم است؛ نه نشستن پای میزی که بارها زیر پای پیمان‌شکنان به آتش کشیده شده است.

انتظار می‌رود خواص و افراد و جریان‌های سیاسی کشور، به‌جای اصرار بر راهکارهای فرسوده، درک درستی از شرایط تاریخی و واقعی امروز داشته باشند و با بصیرت و هوشیاری، از این آزمون بزرگ سربلند بیرون آیند.

خون شهدا، به‌ویژه کودکانِ میناب و لامرد و رهبر شهید امت، امانتی است که هرگونه سخن از سازش با قاتلانشان، خیانتی بیش نیست. آینده ایران و راه پیش رو، راه عزت، مقاومت و تکیه به توان داخلی است؛ راهی که انقلاب اسلامی برای آن به‌پاخاست.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید