به گزارش خبرگزاری بسیج جامعه زنان، ااربعین، تنها روایت میلیونها زائر در جاده عشق نیست، پشت این خیل عظیم، هزاران خادم بیادعا ایستادهاند که شب و روز، بیوقفه برای آسایش زائران تلاش میکنند. در میان این خادمان، بانوان نقشی بیبدیل و کمتر روایتشده دارند؛ زنانی که همزمان با ایفای مسئولیتهای مادری، همسرداری و مدیریت خانواده، بار سنگینی از خدمترسانی، ساماندهی و فعالیتهای فرهنگی در موکبها را بر دوش میکشند.
بانوان خادم در موکبهای اربعین، تنها مسئول پذیرایی یا امور اجرایی نیستند. آنها در بخشهای فرهنگی، آموزش، اسکان، خدمات، پشتیبانی و رسیدگی به بانوان زائر حضوری مؤثر دارند و با صبر، مهربانی و روحیه جهادی، جلوهای از فرهنگ ایثار و خدمت را به نمایش میگذارند. بسیاری از این بانوان، روزها و حتی هفتهها از خانه و خانواده خود فاصله میگیرند تا سهمی در میزبانی از زائران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) داشته باشند؛ خدمتی که به باور آنان، بیش از آنکه یک مسئولیت باشد، توفیقی الهی و دعوتی از سوی صاحب این مسیر است.
سپیده ضیا یکی از همین بانوان است؛ بانویی کارآفرین که سالها در کنار فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تلاش کرده و اکنون چهار سال است که در مسیر اربعین، لباس خادمی بر تن میکند. او امروز مسئولیت بخش خواهران یکی از موکبهای سیدالشهدا(ع) را بر عهده دارد و معتقد است هیچ خستگیای در برابر دعای خیر زائران معنا پیدا نمیکند؛ روایتی که نشان میدهد خدمت در مسیر اربعین، برای بسیاری از بانوان، فراتر از یک مسئولیت، سبک زندگی و تجلی عشق به اهلبیت(ع) است.
از صندوق خیریه تا اشتغالزایی برای بانوان
سپیده ضیا، دارای مدرک کارشناسی مهندسی تکنولوژی الکترونیک، درباره آغاز فعالیتهای خود میگوید: حدود هشت سال است که در حوزه کارآفرینی فعالیت میکنم. ایده ورود به این مسیر از سال ۱۳۹۵ شکل گرفت؛ زمانی که به همراه تعدادی از دوستان، آشنایان و اعضای خانواده یک صندوق خیریه مردمی راهاندازی کردیم. در ابتدا مبالغ اندکی جمعآوری میکردیم تا بتوانیم به افراد نیازمند کمک کنیم، اما پس از مدتی به این نتیجه رسیدیم که کمک ماندگار، ایجاد اشتغال است.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای تعدادی از بانوان، بهویژه زنان بیسرپرست و بدسرپرست، فرصت شغلی ایجاد کنیم. کار را با تهیه چهار دستگاه چرخ خیاطی و با حمایت خانواده آغاز کردیم. فعالیت ما از زیرزمین منزل خودمان شروع شد؛ ابتدا به بانوان آموزش خیاطی میدادیم و پس از یادگیری، برای آنها کار فراهم میکردیم تا بتوانند درآمد داشته باشند.
از زیرزمین خانه تا راهاندازی یک کارگاه تولیدی
خوشبختانه بسیاری از این بانوان پس از کسب مهارت، خودشان چرخ خیاطی تهیه کردند و امروز در منزل مشغول کار هستند. ما نیز بخشی از سفارشهای تولیدی را میان آنها توزیع میکنیم تا بهصورت دورکاری و کار در منزل فعالیت کنند.
پس از چند سال، فعالیت مجموعه توسعه پیدا کرد. تعداد چرخهای خیاطی از چهار دستگاه به حدود ۹ دستگاه افزایش یافت و از زیرزمین منزل به یک کارگاه و فروشگاه مستقل نقل مکان کردیم. اکنون مجموعه ما علاوه بر تولید، بخش فروش محصولات را نیز در اختیار دارد.
بیشتر حمایتهایی که دریافت کردهایم مردمی بوده و حامی مالی ثابت یا خاصی نداشتهایم. البته اداره اوقاف و امور خیریه، بهویژه از طریق مرکز افق، در آغاز مسیر کمک ارزشمندی به ما کرد. بخشی از سفارشهای دوخت، از جمله لباسهای خادمی و لباس خانوادههای کمبضاعت، به مجموعه ما واگذار شد که برای شروع و تثبیت فعالیت تولیدی، بسیار مؤثر بود.
تلفیق مادری، همسرداری و فعالیتهای جهادی
ضیا درباره نقش همزمان خود بهعنوان همسر، مادر و کارآفرین نیز میگوید: «به اعتقاد من، اگر کسی بخواهد در چند حوزه فعالیت کند، باید برای زمان خود برنامهریزی داشته باشد. در کنار مسئولیتهای خانه، همسرداری و مادری، در حوزههای فرهنگی و اجتماعی نیز فعالیت میکنم؛ از جمله همکاری با جمعیت هلال احمر و اجرای برنامههای فرهنگی.
طبیعی است که گاهی انسان خسته میشود و حتی با خودش میگوید دیگر توان ادامه دادن ندارد، اما وقتی نتیجه کار را میبینم، تمام خستگیها از بین میرود. من مربی آموزشی هم هستم و وقتی میبینم افرادی که آموزش دیدهاند با انگیزه در کلاسها حضور پیدا میکنند و مهارتی را یاد میگیرند، همین موضوع بزرگترین انگیزه برای ادامه مسیر است.
علاوه بر این، مسئول فرهنگی امامزاده سلیمان(ع) هستم و در آنجا برنامههای مختلف فرهنگی و اجتماعی برگزار میکنیم. برگزاری مراسمهای مذهبی در اعیاد ماههای رجب و شعبان و همچنین برنامههای ماه محرم و صفر، برای من سرشار از شور و انگیزه است. فعالیتهای خیریه نیز حس بسیار شیرینی دارد؛ وقتی به خانوادهای کمک میکنیم و دعای خیر آنها را میبینیم، احساس میکنم تمام خستگیها ارزشش را داشته است.
دعای خیر نیازمندان؛ انگیزه ادامه مسیر
من یک فرزند ۱۰ ساله دارم و روزهای زیادی بوده که از صبح برای آموزش، بستهبندی ارزاق، رسیدگی به تولیدی و انجام کارها بیرون از خانه بودهام و حتی تا ساعت دو شب مشغول کار میشدم تا سفارشها را به موقع به دست بانوان شاغل برسانم.
در تمام این سالها، همسر و فرزندم همراه و پشتیبان من بودهاند. فرزندم با وجود سن کم، همکاری بسیار خوبی با من دارد و دوستانی که در گروههای جهادی و خیریه کنار ما هستند نیز با عشق و بدون هیچ چشمداشتی فعالیت میکنند. حال خوب ما گاهی تنها با یک دعای خیر از سوی یک خانواده نیازمند به دست میآید.
بارها به خانههای محرومان رفتهایم و با چشمانی اشکبار بازگشتهایم. دیدن مشکلات مردم باعث میشود انسان قدر داشتههای خود را بیشتر بداند. گاهی ما از کوچک بودن خانه یا برخی کمبودهای زندگی گله میکنیم، اما وقتی میبینیم خانوادهای آرزوی داشتن یک اتاق ۱۲ متری را دارد یا بیماری را میبینیم که تنها آرزویش درمان است، انسان متوجه میشود که چقدر باید شکرگزار نعمتهای الهی باشد.
خادمی اربعین؛ توفیقی که با یک دعوت آغاز شد
سپیده ضیا درباره ورود خود به عرصه خادمی اربعین میگوید: چهار سال پیش برای نخستین بار توفیق پیدا کردم که به عنوان خادم در موکب سیدالشهدا(ع) حضور داشته باشم. پیش از آن هیچگاه تجربه حضور در این جایگاه را نداشتم. به واسطه فعالیتهای فرهنگی در امامزاده سلیمان(ع) و همکاری با اداره اوقاف، این فرصت برایم فراهم شد. معتقدم این اتفاق بیش از هر چیز روزی و قسمت من بود.
اولین بار که از من دعوت شد، تردید داشتم که آیا از عهده این مسئولیت برمیآیم یا نه. با دلهره این مسیر را آغاز کردم. همسرم نیز در کنار من حضور داشت؛ او در بخش فنی فعالیت میکرد و من به عنوان خادم مشغول خدمت شدم.
دعای زائران، پاداش همه خستگیها
دو سال است که مسئولیت بخش خواهران موکب را برعهده دارم و همیشه تلاش کردهام پا به پای سایر خادمان کار کنم. بدون شک این خدمت از نظر جسمی خستهکننده است، اما وقتی زائری با لبخند میگوید «خدا خیرتان بدهد» یا از صمیم قلب برایمان دعا میکند، دیگر خستگی و بیخوابی معنایی ندارد. احساس میکنم همین دعاهای خیر، پشتوانه زندگی انسان میشود.
با وجود اینکه فرزند کوچکی دارم، وقتی در موکب مشغول خدمت میشوم، آنقدر درگیر کار هستم که گاهی حتی فراموش میکنم با پسرم تماس بگیرم. بعد که گلایه میکند، برایش توضیح میدهم که مشغول خدمت بودهام و دستکم با یک پیام صوتی از حالش باخبر میشوم. این علاقه و عشق به خدمت باعث میشود انسان برای مدتی از همه دغدغههای زندگی فاصله بگیرد؛ انگار خانه، کار و مسائل روزمره را فراموش میکند.
البته در زمان حضورم در موکب، کار تولیدی را به همکارانم میسپارم تا مجموعه بدون وقفه به فعالیت خود ادامه دهد، اما برای من خدمت به زائران ارزش و جایگاهی دارد که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. شاید برای برخی این سؤال پیش بیاید که چرا این همه سختی را به جان میخرم، اما کسی که این مسیر را تجربه کند، میفهمد ارزش این خدمت بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر دیده میشود.
ارادت به حضرت ابوالفضل(ع)؛ از کودکی تا امروز
امسال نیز خادمان زیادی برای نخستین بار به موکب آمدهاند. دیدن اشک شوق و حال و هوای معنوی آنها، برای من بسیار زیبا و تأثیرگذار است و هر بار این صحنهها را میبینم، خودم نیز متأثر میشوم.
ضیا با اشاره به ارادت قلبی خود به حضرت ابوالفضل العباس(ع) میگوید: از کودکی علاقه خاصی به حضرت عباس(ع) داشتم. هر زمان که در زندگی با سختی یا حادثهای روبهرو میشوم، ناخودآگاه نام حضرت ابوالفضل(ع) را بر زبان میآورم. این ارادت از سالهای کودکی در وجودم بوده است؛ حتی پدرم همیشه برای همسرم تعریف میکند که در کودکی نیز در مراسمهای مربوط به حضرت عباس(ع) حضور فعالی داشتم و در روز تاسوعا شیر نذری پخش میکردم. هر مراسمی که به نام حضرت ابوالفضل(ع) برگزار شود، حال و هوای من کاملاً متفاوت میشود و این احساس را فقط میتوان یک علاقه قلبی دانست.
او در پایان با بیان اینکه خادمی در مسیر اربعین را یک دعوت الهی میداند، میگوید: امیدوارم تا پایان عمر، لیاقت حضور در این مسیر را داشته باشم. به اعتقاد من، خادمی اربعین نصیب هر کسی نمیشود. افراد زیادی هستند که با اشتیاق ثبتنام میکنند، اما تا آخرین لحظه شرایط حضور برایشان فراهم نمیشود. من باور دارم که خادمی، بیش از هر چیز، یک دعوت است و این توفیق تنها به خواست خداوند حاصل میشود.
در موکب، علاوه بر خدمات رفاهی، برنامههای فرهنگی نیز اجرا میشود. مبلغان با زائران گفتوگو میکنند و درباره سیره و زندگینامه شهدا و معارف دینی برای آنها توضیح میدهند. یکی از صحنههایی که برای من بسیار تأثیرگذار بود، واکنش زائران به تصویر شهید بود که در محل پذیرش نصب شده بود. بسیاری از بانوان هنگام ورود، با احترام به تصویر سلام میدادند یا دست بر آن میکشیدند. با وجود خستگی راه، وقتی نگاهشان به تصویر میافتاد، لبخندی بر لبانشان مینشست و در عین حال غمی عمیق در چشمانشان دیده میشد. این صحنهها برای ما بسیار معنادار و تأثیرگذار بود و بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی موکب نیز بر همین ارتباط معنوی با زائران متمرکز است.