
آمریکا در شامگاه سهشنبه، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ به یک خانه مسکونی در شهر کوهستک شهرستان سیریک استان هرمزگان در نزدیکی تنگه هرمز حمله کرد؛ این حمله در حالی انجام شد در خانه مسکونی یادشده یک مراسم عروسی در جریان بود.
براساس گزارشها، درپی حمله آمریکا به سیریک ۴ نفر شهید و ۶۸ نفر مجروح شدند؛ براساس گزارش جمعیت هلال احمر استان هرمزگان بیشتر مجروحان زنان و کودکان بودند.
روابط عمومی استانداری هرمزگان در اطلاعیهای اسامی شهدای حمله تروریستی شب گذشته ارتش متجاوز آمریکا به یک مراسم عروسی در شهر کوهستک شهرستان سیریک را اعلام کرد؛ استانداری هرمزگان اسامی ۴ شهید حمله سهشنبه شب آمریکا به شهرستان سیریک را امیرعلی کریمی ۴ ساله، محمد ملاحی ۱۶ ساله، کلثوم ملاحی نژندنیا ۴۳ ساله و زرخاتون طاهری ۵۰ ساله اعلام کرد.
۶۸ نفر نیز در بیمارستانهای میناب و سیریک و درمانگاه بخش بمانی خدمات امدادی دریافت کردهاند که حدود ۵۰ نفر از آنان همچنان در بیمارستان هستند و کار مداوای آنان در جریان است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه در این باره اظهار کرد: فهرست جنایتهای آمریکا علیه ملت ایران اکنون کاملتر از همیشه شد: امشب یک منزل مسکونی در کوهستکِ سیریک، در حالی هدف حمله قرار گرفت که مردم در آن مشغول برگزاری جشن عروسی بودند؛ بیش از ۵۰ زن، مرد و کودک بیگناه شهید و مجروح شدند.
وی با بیان اینکه این قساوت را نمیتوان از زنجیره حملههایی که پیش از آن در میناب، لامرد، قشم و دیگر نقاط رخ داده است، جدا کرد، همانطور که نمیتوان آن را از حمله به اهداف نظامی جدا دانست، گفت: خطرناکتر از خودِ بمب، عادیشدن بمباران است و خطرناکتر از سکوت، آن است که سکوت به معنای مشروعیت تعبیر شود.
آیا حمله آمریکا به سیریک میتواند جنایت جنگی باشد؟
براساس اصول حقوق بینالمللی بشردوستانه، حمله به منطقه سیریک میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود؛ اصول حقوقی مرتبط در این رابطه عبارتند از:
براساس طبق کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹، پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ و اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری (ماده ۸): حمله عمدی به غیرنظامیان یا اشیاء غیرنظامی مانند خانههای مسکونی در حال استفاده غیرنظامی جنایت جنگی است.
حملههای نامتناسب که آسیب پیشبینیشده به غیرنظامیان بهوضوح بیش از مزیت نظامی مشخص و مستقیم باشد، نیز میتواند جنایت جنگی باشد.
حملههای بدون تمایز یا بدون رعایت اقدامهای احتیاطی ممکن ممنوع است.
در موارد مشابه تاریخی مانند حملهها به عروسیها در عراق ۲۰۰۴ و افغانستان ۲۰۰۸، آمریکا معمولا خطا یا هدف نظامی را مطرح کرده و تحقیقات داخلی انجام داده، اما بسیاری از منتقدان و برخی گزارشهای مستقل آنها را نقض حقوق بینالملل دانستهاند.
الگوی مرگبار آمریکا در هدف قرار دادن محل تجمع غیرنظامیان
تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد؛ گزارشهای متعددی از آسیب به مناطق مسکونی، مدرسهها و تجمعات غیرنظامی درپی این تجاوز نظامی منتشر شده است.
براساس گزارشهای نهادهای حقوق بشری و بینالمللی، از آغاز تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در فوریه ۲۰۲۶، بیش از هزار تلفات غیرنظامی در ایران ثبت شده است.
یکی از مرگبارترین موارد گزارششده، حمله آمریکا به مدرسه دخترانه شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان در نخستین روز تجاوز نظامی به ایران بوده است؛ این اقدام جنایتکارانه به شهادت ۱۶۸ نفر عمدتا کودکان دانشآموز منجر شد؛ یونسکو این حادثه را نقض جدی حقوق بینالمللی خواند.
مورد دیگر، حمله به پل B۱ بیلقان در ۲ آوریل ۲۰۲۶ (۱۳ فروردین ۱۴۰۵) است؛ حمله تجاوزکارانه به این پل کابلی در حال ساخت، در حالی انجام شد که غیرنظامیان برای جشن روز طبیعت در دره زیر پل تجمع کرده بودند؛ حمله تجاوزکارانه آمریکا به این محل، به دلیل حمله دوم پس از رسیدن نیروهای امدادی درپی حمله اول برجسته شد؛ کارشناسان این حمله را نمونهای از آسیب به زیرساختها و تلفات غیرنظامی در روز تعطیل عمومی دانستند.
این موارد در کنار گزارشهای آسیب به بیمارستانها، مدرسههای دیگر و واحدهای مسکونی، الگوی هدف قرار دادن غیرنظامیان ایرانی توسط آمریکا را نشان میدهد.
جنایت آمریکا علیه یک جشن عروسی در سیریک واقعیت مهمی را پیش چشم میآورد؛ در جنگهای چند دهه اخیر آمریکا بهویژه علیه عراق و افغانستان موارد متعددی از حملههای هوایی یا عملیات نظامی که به تجمعات غیرنظامیان ازجمله جشنهای عروسی اصابت کرده، مستند شده است؛ این موارد به اندازهای تکرار شدهاند که برخی تحلیلگران و گزارشها آن را بهعنوان یک الگوی تکراری توصیف کردهاند.
موکارادیب (Mukaradeeb)، عراق – ۱۹ مه ۲۰۰۴ (۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۳): حمله نیروهای آمریکایی به یک جشن عروسی در استان الانبار منجر به جان باختن حدود ۴۲ غیرنظامی شامل ۱۱ زن و ۱۴ کودک شد؛ بسیاری از قربانیان از یک خانواده گسترده بودند.
هسکا مینا (Haska Meyna)، افغانستان – ۶ جولای ۲۰۰۸ (۱۶ تیر ۱۳۸۷): حمله هوایی آمریکا به کاروان عروسی در ولایت ننگرهار حدود ۴۷ غیرنظامی ازجمله ۳۹ زن و کودک و عروس را قتلعام کرد؛ کمیسیون تحقیق افغانستان این رقم را تایید کرد.
حمله به جشن عروسی در ولایت ارزگان افغانستان در جولای ۲۰۰۲ (تیر ۱۳۸۱)، براساس گزارشها دستکم ۳۰ قربانی برجای گذاشت.
موارد اضافی در سالهای مختلف که در گزارشهای رسانهای و تحلیلها ازجمله فارین پالیسی ذکر شدهاند، تعداد کل حادثههای مرتبط را به چندین مورد میرسانند؛ در عین حال، گزارشهای نظارتی مانند ایروارز airwars و تحقیقات رسانهای نشان میدهند که تلفات غیرنظامی در حملههای هوایی یادشده آمریکا اغلب بالاتر از ارقام رسمی اعلامشده بوده است.
چندین مورد مستند از حملههای آمریکا به تجمعات غیرنظامیان در بازه زمانی حدود ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ در عراق و افغانستان وجود دارد که توجه رسانهها و تحلیلگران را جلب کرده است؛ مقالههایی مانند «چرا همیشه عروسیها بمبگذاری میشوند؟» در سال ۲۰۰۸ در فارین پالیسی به این روند تکراری اشاره میکنند.
در حالی که مقامهای آمریکایی این موارد را به خطا، خسارت جانبی یا مواردی مشابه تقلیل میدهند، کارشناسان نظر دیگری دارند.

نگاهی حقوقی به جنایتهای آمریکا علیه تجمعات غیرنظامیان
در حقوق بینالمللی بشردوستانه شامل کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷، تعریف غیرنظامیان و اشیا غیرنظامی به وضوح آمده است؛ بر این اساس، غیرنظامیان افرادی هستند که عضو نیروهای مسلح نیستند و بهصورت مستقیم در خصومتها شرکت نمیکنند و اشیا غیرنظامی نیز شامل خانهها، مدرسهها، بیمارستانها، مکانهای مذهبی و زیرساختهای ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی میشود.
در عین حال، اصل تمایز (distinction) ایجاب میکند که طرفهای درگیر بین نظامیان و غیرنظامیان تمایز قائل شوند؛ اصل تناسب (proportionality) نیز حمله را ممنوع میکند، اگر آسیب پیشبینیشده به غیرنظامیان بیش از مزیت نظامی مشخص و مستقیم باشد و اصل احتیاط (Precautions in Attack) نیز الزام به انجام اقدامهای ممکن برای به حداقل رساندن آسیب غیرنظامی را مطرح میکند.
نگاهی به جنگهای آمریکا در دهههای گذشته یک الگوی مرگبار و پر تکرار را نشان میدهد: گزارشهای مربوط به تلفات غیرنظامی.
در جنگ آمریکا علیه ویتنام، بمبارانهای گسترده و استفاده از عوامل شیمیایی منجر به تلفات غیرنظامی قابل توجه شد؛ در جنگهای آمریکا علیه عراق از سال ۲۰۰۳ به بعد و افغانستان از سال ۲۰۰۱ به بعد، گزارشهای سازمانهایی مانند Iraq Body Count، ایروارز و تحقیقات رسانهای دهها هزار تلفات غیرنظامی را ثبت کردهاند که ناشی از حملههای هوایی، عملیات زمینی و حملههای پهپادی بوده است.
آمریکا معمولا این موارد را به خطا در هدفگیری، اطلاعات نادرست و توجیههای بی اساسی مانند اینها نسبت داده و هدفگیری عمدی غیرنظامیان را انکار کرده است؛ این در حالی است که منتقدان و گزارشهای مستقل، الگوی تکرار تلفات غیرنظامی در تجاوزهای نظامی آمریکا را برجسته کردهاند.
حمله آمریکا به یک جشن عروسی در سیریک، از تازهترین موارد گزارششده از الگوی هدف قرار دادن غیرنظامیان توسط آمریکا در جریان تجاوز نظامی به ایران است.
موارد مشابه دیگری نیز در سالهای مختلف گزارش شدهاند؛ این سوابق باعث شده کارشناسان الگوی تکرار آسیب به تجمعات غیرنظامی در عملیات هوایی آمریکا را مورد توجه قرار دهند.