قزوین_ دویست شب است که خیابانها و میدانهای شهرها و روستاهای ایران، شاهد حضوری است که از یک سو ریشه در خونخواهی رهبر شهید و ادای احترام به مجاهدتی بزرگ دارد و از سوی دیگر، به صحنهای برای اعلام پشتیبانی ملت از نیروهای مسلح در پاسداری از تمامیت ارضی ایران تبدیل شده است؛ ۲۰۰ شب که مردم، در میانه سوگ، تهدید و فشار، ترجیح دادهاند ایستادن را بر سکوت و حضور را بر کنارهگیری مقدم کنند. حضوری که معنای آن را باید فراتر از یک تجمع شبانه و در چارچوب پیوند تاریخی ملت، سرزمین و امنیت ملی فهم کرد.

۲۰۰ شب، امتداد یک سوگ ملی
در روزهایی که شهادت رهبر شهید میتوانست جامعهای را در بهت و اندوه فرو ببرد، واکنش ملت ایران، تنها گریستن بر فقدان یک شخصیت سیاسی نبود، سوگ آنان با حضور در میدان عمومی جامعه همراه شد. خیابان، میدان و مسجد، به محلی برای اعلام وفاداری، یادآوری یک فقدان و مطالبه خونخواهی تبدیل شد.
اما این حضور، با گذشت روزها و هفتهها متوقف نشد. شبها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و مردم همچنان در صحنه ماندند و این استمرار ۲۰۰ شب مهم است، استمرار حضوری که نشان میدهد این حرکت را نمیتوان صرفاً واکنشی لحظهای به یک حادثه دانست.
از خونخواهی تا دفاع از ایران
در کنار سوگ و خونخواهی، یک مؤلفه مهم دیگر نیز در این حضور شکل گرفته است: حمایت از نیروهای مسلح در دفاع از تمامیت ارضی کشور. وقتی امنیت سرزمینی ایران در معرض تهدید قرار میگیرد، مرز میان میدان نظامی و پشت جبهه اجتماعی بار دیگر معنا پیدا میکند. سربازی که در مرز ایستاده، خلبانی که از آسمان کشور دفاع میکند و نیرویی که برای دفع تهدید وارد میدان میشود، تنها زمانی میتواند پشتوانه اجتماعی خود را بهروشنی ببیند که مردم نیز در کنار او ایستاده باشند.

حضور ۲۰۰ شبه مردم، نوعی اعلام عمومی است، یعنی تمامیت ارضی ایران موضوعی متعلق به همه ایرانیان است. دفاع از خاک، امنیت و استقلال کشور تنها وظیفه نیروهای مسلح نیست، جامعه نیز با حفظ انسجام، آرامش و ایستادگی خود، بخشی از این دفاع را بر عهده میگیرد.
خط مقدم فقط مرز نیست
یکی از مهمترین واقعیتهایی که در این ۲۰۰ شب به چشم میآید، گستردگی جغرافیایی حضور مردم است. میدان دفاع از ایران، نقطهای در مرز یا یک مرکز نظامی نیست، هر شهر و روستا میتواند بخشی از پشتوانه اجتماعی امنیت کشور باشد.
وقتی مردم در شهرهای بزرگ و کوچک، در محلات و روستاها گرد هم میآیند، پیام آن تنها به داخل کشور محدود نمیشود. چنین حضوری برای دشمن نیز حامل یک معناست؛ «جامعهای که در لحظه تهدید، از هم گسسته نمیشود و امنیت و تمامیت ارضی خود را مسئلهای مشترک میداند، بهسادگی قابل محاسبه و فروپاشی نیست». این همان نقطهای است که «مردم» از مخاطب تحولات امنیتی به یکی از عناصر مؤثر در معادله بازدارندگی تبدیل میشوند.
خیابان، تریبون وحدت ملی
۲۰۰ شب حضور، فارغ از همه تفاوتهای اجتماعی و سلیقهای، یک تصویر مشترک نیز ساخته است، تصویر مردمی که بر سر یک اصل، یعنی ایران و امنیت ایران، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، خیابان، به تریبونی برای اعلام همبستگی ملی تبدیل میشود. پرچم ایران، نام شهیدان، یاد رهبر شهید و حمایت از مدافعان کشور، مجموعهای از نمادهایی هستند که یک نقطه مشترک را برجسته میکنند، جغرافیای ایران برای مردمش خانهای است که حفظ آن مسئولیتی همگانی تلقی میشود.
۲۰۰ شب ایستادگی و یک آزمون بزرگ
استمرار این حضور را میتوان از زاویه دیگری نیز دید، «آزمون تابآوری اجتماعی».
تهدیدهای امنیتی و جنگ، فقط زیرساختها و مراکز نظامی را هدف نگرفتند، هدف دیگر میتواند ایجاد ترس، فرسودگی، بیاعتمادی و احساس بیپناهی در جامعه باشد. در چنین شرایطی، حضور مستمر مردم میتواند کارکردی فراتر از یک حرکت نمادین داشته باشد، جامعه با حضور خود نشان میدهد که قرار نیست تصمیمهایش را صرفاً بر مبنای ترس و ناامنی تنظیم کند.
۲۰۰ شب ایستادن، در این معنا، روایت مردمی است که میخواهند در تعیین سرنوشت امنیت و آینده کشور خود، غایب نباشند.
از یک شب تا یک روایت تاریخی
شاید یک شب حضور را بتوان یک واکنش دانست، چند شب را میتوان یک حرکت اجتماعی نامید، اما وقتی شمار این شبها به ۲۰۰ میرسد، دیگر با یک اتفاق مقطعی مواجه نیستیم، این عدد، خود به بخشی از روایت یک دوره تبدیل میشود.
دویست شب، یعنی صدها غروب و طلوع، صدها حضور، هزاران پرچم و چهره و خانواده. یعنی تکرار یک پیام در طول زمان، ایران تنها در روزهای آرام متعلق به مردم نیست، در روزهای سخت نیز مردم خود را صاحب و مسوول سرنوشت آن میدانند.
این ۲۰۰ شب، در نهایت، روایت یک ملت است. ملتی که در سوگ رهبر شهید خود ایستاد، خونخواهی را فریاد زد، پشت نیروهای مسلح کشور قرار گرفت و تمامیت ارضی ایران را خط قرمزی دانست که دفاع از آن را وظیفهای مشترک میان مردم و مدافعان وطن میبیند.
و من فکر میکنم مهمترین تصویر این شبها همین باشد که وقتی ایران بانوی عزیزمان به ایستادن نیاز داشت، خیابانهایش از حضور فرزندان این مرز و بوم خالی نماند.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰