به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان، شبهای کرمان در این روزها، فقط با تاریکی و سکوت معنا نمیشوند؛ هر شب، چراغهایی روشن میشود که از دل یک حضور جمعی خبر میدهد؛ حضوری که ۲۰۰ شب است در خیابانهای دیار کریمان امتداد یافته و آرامآرام از یک اجتماع شبانه، به روایتی ماندگار از ایستادگی مردم تبدیل شده است.
۲۰۰ شب، یعنی دویست بار غروب آمده و شهر به پایان یک روز دشوار رسیده است؛ اما درست در همان ساعاتی که خستگی بر تن شهر مینشست، مردمی از خانهها بیرون آمدهاند و کنار یکدیگر ایستادهاند. گویی کرمان هر شب عهدی تازه با خود بسته است؛ اینکه روزهای سخت، پایان همدلی نیست و فاصله گرفتن از میدان، انتخاب این مردم نیست.
در میان این جمعیت، روایتها متفاوت است؛ یکی از شهدا میگوید، دیگری از روزهای جنگ، مادری از آینده فرزندانش سخن میگوید و جوانی از اینکه نمیخواهد در روزهای دشوار کشور، تماشاگر باشد. اما همه این صداهای متفاوت، در یک نقطه به هم میرسند؛ در باور به اینکه بعضی روزها را باید با حضور پشت سر گذاشت.
این ۲۰۰ شب، تقویمی از شبهای معمولی نیست. هر شب آن با خاطرهای از یک روز پرالتهاب گره خورده است؛ با خبرهایی که دلها را لرزانده، با داغهایی که هنوز تازهاند و با خانوادههایی که سهمشان از این روزها، چشم انتظاری و صبوری بوده است. با این همه، زندگی متوقف نشده و مردم نیز در کنار رنجها، تلاش کردهاند رشتههای همدلی را محکمتر از گذشته حفظ کنند.
کرمان، در این میان، قصه خود را دارد؛ قصه شهری که نام حاج قاسم سلیمانی در حافظه آن تنها یک نام نیست، بلکه یادآور مکتبی از ایثار، وفاداری و ایستادگی است.
در شهری که کوچهها و میدانهایش بارها میزبان بدرقه و یاد شهدا بوده، حضور مردم در شبهای دشوار نیز معنایی فراتر از یک تجمع پیدا میکند.
یادآور اینکه فرهنگ شهادت و مقاومت، برای این دیار بخشی از حافظه زنده مردم است.
در این شبها، جای شهدا خالی است، اما یادشان در میان مردم حضور دارد؛ از فرماندهان و رزمندگانی که جان خود را فدای کشور کردند تا کودکانی که در آتش جنگ، فرصت دیدن فردا را نیافتند. نام شهیدان، بخشی از نجواهای همین شبهاست و داغ خانوادههایشان، بخشی از حقیقتی که نمیتوان از روایت این روزها جدا کرد.
شاید راز ماندگاری این ۲۰۰ شب را باید در همین ترکیب جستوجو کرد؛ در کنار هم قرار گرفتن خاطره و امید، داغ و ایستادگی، نگرانی و دلگرمی. مردم آمدهاند تا نشان دهند میتوان در دل روزهای سخت، همچنان به یکدیگر تکیه کرد و اجازه نداد دشواریها، پیوندهای اجتماعی را از میان ببرند.
۲۰۰ شب گذشته است و کرمان هنوز شاهد همان قرار شبانه است؛ مردمی که پس از یک روز دیگر، دوباره کنار هم جمع میشوند. شاید نسلهای بعد از این روزها تنها عدد «۲۰۰» را در تاریخ بخوانند، اما پشت این عدد، صدها شبِ انتظار، دلتنگی، اشک، دعا، گفتوگو و حضور نهفته است.
اکنون شب دویستم نیز گذشته است؛ اما قصه همچنان باز است. چراغهای شهر هنوز روشناند و مردم هنوز در کنار هم ایستادهاند؛ انگار کرمان میخواهد این جمله را برای تاریخ به یادگار بگذارد: ۲۰۰ شب گذشت، اما روایت ایستادگی هنوز ادامه دارد.
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|