به گزارش خبرگزاری بسیج از استان کردستان؛ تقویم که به آغاز هفته دفاع مقدس میرسد، روایتها از جنگ تحمیلی برای بسیاری از نقاط ایران، تصویری از جبهههای جنوب و دشتهای خوزستان را تداعی میکند؛ اما برای مردم کردستان، دفاع مقدس تعریفی متفاوت و مضاعف دارد.
اینجا جنگ فقط در جبهه نبود، جنگ برای مردم کردستان هیچگاه تنها صدای توپ و خمپاره در خط مقدم نبود؛ جنگ گاهی پشت در خانهها میآمد، در کوچههای شهر کمین میکرد، بر سر بازار و مدرسه و خانه فرود میآمد و گاهی جان مردی را میگرفت که صبح از خانه برای دفاع از شهر و دیارش بیرون زده بود.
اینجا، مردمی زندگی میکردند که همزمان باید در دو جبهه میایستادند؛ یک جبهه در برابر گروهکهای ضدانقلاب و جبههای دیگر در برابر ارتش بعث عراق. کردستان، سرزمین مرزها و مردمان مرزنشین، از نخستین روزهای پیروزی انقلاب تا سالهای جنگ تحمیلی و پس از آن، هزینه سنگینی برای دفاع از ایران پرداخت.
۵۵۳۶ شهید، هزاران جانباز و آزاده و خانوادههایی که هنوز جای خالی عزیزانشان را در خانههایشان احساس میکنند، بخشی از این روایت بزرگاند. اما قصه این سرزمین به پایان جنگ تحمیلی ختم نمیشود؛ چراکه برای کردستان، دفاع از ایران همچنان یک روایت جاری است.
وقتی انقلاب پیروز شد، گروهکهای مسلح با حمایت بیگانگان تلاش کردند امنیت و یکپارچگی مناطق کردنشین را به چالش بکشند.
مردم کردستان در چنین شرایطی تنها نظارهگر نبودند؛ بسیاری از آنان با تشکیل و پیوستن به سازمان پیشمرگان کرد مسلمان، در کنار نیروهای نظامی برای دفاع از شهرها، روستاها و مرزهای کشور ایستادند.
پیشمرگان کرد مسلمان در عملیاتهای مختلف پاکسازی و تأمین امنیت کردستان نقشآفرینی کردند و بیش از هزار شهید، سند تامین امنیت این سرزمین است.
در واقع دفاع مردم کردستان از کشور، پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی شروع شده بود؛ جنگی که بعدها با حمله رژیم بعث عراق، ابعاد گستردهتری پیدا کرد. «سرزمین مجاهدتهای خاموش»؛ روایتی که کمتر دیده شد کردستان در دوران دفاع مقدس تنها یک استان مرزی نبود؛ یکی از صحنههای مستقیم نبرد بود.
این استان ۲۲۷ کیلومتر مرز مشترک با عراق در شهرستانهای مریوان، سروآباد، بانه و سقز دارد و همین موقعیت جغرافیایی موجب شد شهرها و روستاهای آن بارها هدف حملات دشمن قرار گیرند. اما وجه تمایز کردستان، تنها حضور در خط مقدم نبود؛ مردم این دیار همزمان با دفاع در برابر دشمن خارجی، در داخل استان نیز با گروهکهای مسلح مقابله میکردند.
روایت کردستان در کلام رهبر شهید امت
آقای شهیدمان در سفر سال ۱۳۸۸ به کردستان، از نزدیک بودن خود به روزهای سخت این استان سخن گفتند و مقاومت مردم کردستان را یادآور شدند.
ایشان با اشاره به نقش مردم استان و پیشمرگان کرد مسلمان، از آنان بهعنوان مجموعهای رشید و پرافتخار یاد کردند و بر جایگاه شهدای کردستان تأکید داشتند.
تعبیر «سرزمین مجاهدتهای خاموش» نیز از همین واقعیت تاریخی سرچشمه میگیرد؛ مجاهدتهایی که به گفته ایشان، بسیاری از آنها آنگونه که شایسته بود دیده و منعکس نشد.
امروز وقتی به تاریخ این استان نگاه میکنیم، میتوان فهمید چرا این تعبیر همچنان زنده است؛ چراکه روایت کردستان تنها روایت یک عملیات یا یک دوره تاریخی نیست.
این روایت، قصه مردمی است که در مقاطع مختلف، در میدان دفاع حاضر شدند.
وقتی بمبها بر سر شهرها فرود آمدند
دفاع مردم کردستان فقط در سنگرها نبود.شهرهای این استان بارها آماج حملات هوایی رژیم بعث قرار گرفتند و مردم عادی، زنان، کودکان و کسبه نیز قربانی حملاتی شدند که فاصلهای با میدان جنگ نداشت.
برگهای این تاریخ است؛ روزی که بمباران شهر بانه به شهادت شمار زیادی از مردم غیرنظامی انجامید و این حادثه برای همیشه در حافظه مردم منطقه باقی ماند. سنندج نیز یکی دیگر از شهرهایی بود که طعم تلخ بمباران را چشید.
در یکی از حملات گسترده به این شهر، مناطق مختلف سنندج هدف بمباران قرار گرفت و شمار زیادی از شهروندان به شهادت رسیدند. خاطرات بازماندگان آن روزها هنوز زنده است؛ خاطرات خانوادههایی که صبح را با زندگی عادی آغاز کردند و عصر، خانهای بدون پدر، مادر یا فرزند داشتند.
خاطراتی که هنوز از زیر آوار بیرون میآیند روایت جنگ در کردستان را باید از زبان کسانی شنید که آن را زندگی کردهاند.
راننده تاکسی که پس از بمباران سنندج، مجروحان را به بیمارستان رساند و وقتی به خانه برگشت، خانوادهاش را زیر آوار یافت؛ خانوادهای که همسر و فرزندانش را یکجا از دست داده بود. یا خانوادههایی در بانه که در یک روز، چندین عضو خود را از دست دادند.
اینها فقط خاطرات یک نسل نیست؛ زخمهایی هستند که هنوز در خانههای بسیاری از خانوادههای کردستان باز ماندهاند. جنگ تمام شد، اما برای خانواده شهید، جنگ در قاب عکس روی دیوار، جای خالی یک صندلی، صدای یک نام و خاطرهای که هر سال با رسیدن یک تاریخ دوباره زنده میشود، ادامه دارد.
از دفاع مقدس تا جنگ رمضان؛ میدان عوض شد، ایستادگی نه
به همین دلیل است که روایت دفاع مقدس در کردستان را نمیتوان تنها با تعداد عملیاتها، بمبارانها و شهدا خلاصه کرد؛ پشت هر عدد، یک خانواده، یک خانه و یک زندگی قرار دارد. از دفاع مقدس تا «جنگ رمضان» سالها از پایان جنگ تحمیلی گذشته است، اما میدانهای دفاع از کشور شکلهای تازهای پیدا کردهاند.
اجتماع شبانه «جنگ رمضان» که اکنون به دویست و چندمین شب خود رسیده، نمونهای از استمرار حضور اجتماعی مردم کردستان در صحنه است؛ اجتماعی که علاوه بر گردهمایی مردم، به بستری برای گفتوگو، مطالبهگری و ارتباط مستقیم جامعه و مسئولان تبدیل شده است.
در جریان این جنگ، بنا بر آمار ارائهشده از سوی بنیاد شهید استان، ۸۶ شهید در کردستان تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی شدند که ۲۰ نفر از آنان از شهدای مردمی و غیرنظامی بودند و سایر شهدا از نیروهای ارتش، سپاه و دیگر نیروهای نظامی و انتظامی بودند. از سوی دیگر، گزارش بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان از آسیبدیدن ۱۳ هزار و ۱۴۹ واحد مسکونی و تجاری در جریان جنگ حکایت دارد؛ آماری که نشان میدهد مردم کردستان بار دیگر هزینه سنگینی را در میدان دفاع پرداخت کردهاند.
این اعداد، یک پیام روشن دارند: برای مردمی که نسلهای پیشینشان در دفاع مقدس ایستادند، دفاع از کشور هنوز مفهومی زنده و جاری است.
۱۲ روز جنگ؛ دوباره همان مردم،دوباره همان ایستادگی دوازده روز جنگ نیز صحنه دیگری بود که نشان داد فاصله میان نسلهای مختلف مردم کردستان با مفهوم دفاع از سرزمین و امنیت کشور، چندان زیاد نیست.
نسلی که خاطرات بمباران بانه و سنندج را از پدران و مادرانش شنیده بود، در روزهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز بار دیگر پای کار آمد.
اگر روزی پیشمرگان کرد مسلمان در کوهها و روستاها در برابر ضدانقلاب ایستادند و رزمندگان کردستانی در جبهههای غرب و جنوب جنگیدند، امروز شکل میدان تغییر کرده است؛ اما اصل ماجرا همچنان همان است: مردم کردستان خود را بخشی از دفاع از ایران میدانند.
این همان پیوندی است که دفاع مقدس را از یک رویداد تاریخی به یک فرهنگ زنده تبدیل میکند؛ فرهنگی که در آن، نسلها با وجود تغییر میدان، همچنان مفهوم ایثار، مقاومت و دفاع از وطن را بازتولید میکنند.
۵ هزار و ۵۳۶ شهید؛ روایتی که هنوز ادامه دارد کردستان از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون ۵ هزار و ۵۳۶ شهید تقدیم کرده است؛ عددی که پشت آن هزاران روایت ناگفته از پیشمرگان کرد مسلمان، رزمندگان، مرزداران، روحانیون، زنان و مردانی قرار دارد که در خانه و شهر و روستا هدف ترور قرار گرفتند یا در جبهههای نبرد به شهادت رسیدند.
مردم این دیار هم مجاهدتهای خاموش داشتهاند و هم مظلومیتهای خاموش؛ از ترور در خانهها و شهادت روحانیون تا بمباران شهرها و حضور در خطوط مقدم.
امروز اگر از دفاع مقدس سخن میگوییم، نباید فقط به سالهای ۵۹ تا ۶۷ نگاه کنیم.
اما دفاع مقدس در کردستان هنوز به پایان نرسیده است. اینجا هنوز خانوادههایی هستند که با قاب عکس شهیدشان زندگی میکنند، هنوز بر دیوار شهرها نشانههای آن روزهای تلخ دیده میشود و هنوز مرزهایی وجود دارد که فرزندان همین سرزمین برای امنیت آن ایستادهاند.
دفاع برای مردم کردستان، پیش از آغاز جنگ تحمیلی شروع شد و پس از پایان آن نیز متوقف نشد.
از کوههای کردستان تا مرزهای غربی، از پیشمرگان کرد مسلمان تا رزمندگان جبهههای جنوب، از بمباران بانه و سنندج، جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان و یک خط ممتد دیده میشود؛ خطی به نام ایستادگی. دفاع مقدس در کردستان هنوز تمام نشده است شاید سالها از خاموششدن صدای توپ و خمپاره گذشته باشد.
کردستان فقط خاطره دفاع مقدس را حفظ نکرده؛ خود، بخشی از ادامه این روایت است. همان مردمی که در روزهای سخت انقلاب و جنگ تحمیلی، در برابر ضدانقلاب و ارتش بعث ایستادند، در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه نیز نشان دادند که میدان برایشان هر بار ممکن است شکل دیگری پیدا کند، اما عهدشان با ایران و دفاع از امنیت این سرزمین پابرجاست.
شاید به همین دلیل است که «سرزمین مجاهدتهای خاموش» هنوز هم نامی برازنده برای کردستان است؛ سرزمینی که ۵ هزار و ۵۳۶ شهید داده، زخمهای فراوانی بر تن دارد، اما همچنان ایستاده است؛ چراکه برای مردم این دیار، دفاع مقدس یک فصل بستهشده در کتاب تاریخ نیست، روایتی است که هنوز ادامه دارد.