۱۰ / مهر / ۱۴۰۵ - 02 October 2026
۰۲:۰۸
کد خبر : 9787802
۱۷:۴۳

۱۴۰۵/۰۷/۰۷
گزارش/سونیابدیع

شعار هر پاسدار؛ خاک امانتی در دست ماست/تا آخرین نفس با ملت ایران می‌مانیم!

مناطق مرزی
جمعی از اصحاب رسانه آذربایجان غربی با حضور در مناطق مرزی شمال ‌غرب کشور، از نقاط صفر مرزی و پایگاه‌های عملیاتی در محدوده استحفاظی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) بازدید کردند.

به گزارش خبرگزاری بسیج از ارومیه، برای شرکت در تورخبری بازدید از پایگاه‌های عملیاتی قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) ساعت 5:30 بامداد امروز یک جفت کفش ورزشی پوشیده و با لباس گرمی که برای همراه داشتن آن توصیه شده بودم، به طرف مجتمع شهید کاظمی ارومیه منزل را ترک کردم، ساعت ۶ صبح با اتوبوس عازم پیرانشهر شدیم، البته به خاطر اینکه از وقوع احتمالی محدودیت ترافیکی پیشگیری کنم، به اهل بیت نگفتم به کجا می‌روم و چرا !

در شهرِ میزبان، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع)، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه و فرمانده سپاه پیرانشهر و ... به استقبال‌مان آمدند.

بعد از صرف صبحانه تویوتا‌های های لوکس سوار شدیم یک خودرو به بانوان خبرنگار اختصاص یافت تا به بلندترین نقاط مرزی ایران در شمال غرب کشور عازم شویم، حجت‌الاسلام جلیلی به راننده توصیه‌های لازم را مبنی بر احتیاط و مراقبت می‌کرد که در این حین با مطایبه یکی از خبرنگاران مواجه شد که یک خبرنگار میاندوآبی یعنی من (!) همراه ما است، پس از چیزی نمی‌ترسیم نگران نباشید.

از غلبه بر ترس تا روایت‌های شنیدنی راننده

بخشی از مسافت همچون سایر جاده‌های کشور بود ولی آرام آرام طبیعت خشن روی دیگر خود را به ما نشان داد، کوه‌هایی که سر به آسمان می‌ساییدند و خودرو‌های ما را به آغوش کشیده بودند، دره‌هایی که انتهای آن دیده نمی‌شدند همچنین زمین‌های سنگلاخ؛ همه و همه دست به دست هم داده بودند تا خودم را با فرشته مرگ همنشین ببینم.

در مسافت‌های مشخصی از مسیری که داشتیم نیرو‌های تامین مستقر بودند که وقتی راننده به نشانه «سلام و خداقوت» دست روی بوق می‌گذاشت، نظرم به بیرون جلب می‌شد وگرنه تو گویی از شیشه‌های خودرو قهر کرده بودم، آن هم منی که وقتی در خودرو بنشینم نه دوست دارم حرف بزنم نه دلم می‌خواهد با تلفن همراه یا هر چیز دیگری سرگرم شوم، دستگاه پخش موسیقی خودرو را روشن کرده و فقط و فقط منظره‌ها و مردم را تماشا می‌کنم!

شاید بیش از ده سال قبل بود که یک فیلم سینمایی تولید سوریه با مضمون انقلابی دیده بودم که یک دیالوگ از آن فیلم سینمایی طولانی برای من به یادگار ماند و همیشه در چنین شرایطی نسخه حیات من می‌شود، آن هم اینکه «هر کسی می‌ترسد هر لحظه هزار دفعه می‌میرد، ولی کسی که نمی‌ترسد فقط یک بار می‌میرد»؛ دیالوگ فوق اینجا هم فریادرس من شد و دل به جاده سپردم، جاده‌ای که انگار فقط ما بودیم و خدای‌مان و سکوت بلندترین ملودی بود که نواخته می‌شد.

راننده که سخنوری توانا بود و می‌کوشید به سهم خود سختی سفر را برای ما گوارا کند، گاهی از دشواری‌های جنگ می‌گفت و گاهی از زیبایی‌های دفاع، از آمبولانسی گفت که اکنون همراه ما است ولی در یکی از جنگ‌های اخیر دو جوان رشید وطن در آن پَرپَر شدند، از بولدوزری گفت که هنگام هموار کردن جاده به دره سقوط کرد، از جان‌برکفان معاونت مهندسی سپاه گفت که برای ساختن راه چه سختی‌هایی را تحمل می‌کنند به ویژه اینکه این راهسازی‌ها بعد از فصل زمستان هر سال باید تکرار شود، تکرار و تکرار!

هر وجب، یک قصه!

سردار خلیل‌زاده با بیان اینکه مناطق مرزی استان ما شرایط خاصی دارند، اکنون در نقطه‌ای قرار داریم که در طول سال ۷ ماه جاده‌های آن بسته می‌شود و با توجه به شدت بارندگی در سال گذشته، تا ۱۵ تیر ماه امسال جاده‌ها بسته بودند، گاهی شرایطی به وجود می‌آید که امکان جابه‌جایی نیرو‌ها وجود ندارد و نیرو‌ها چندین ماه نمی‌توانند فرزندان خود را ببینند.

جانشین فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) با اظهار اینکه امنیت با خود عمران و آبادانی همراه می‌آورد، اظهار کرد: قبلا در برخی از مناطق پیرانشهر به خاطر ناامنی اصلا کشت و زرع و هیچ نوع فعالیتی وجود نداشت ولی امروزه باغ‌ها رو به گسترش هستند که به منبع درآمد اهالی تبدیل شده است.

وی اضافه کرد: دشمن تصور می‌کرد می‌تواند مردم کرد کشور ما را تحریک کند، حال آنکه جمع زیادی از نیرو‌های ما از همین برادران اهل سنت است که از جغرافیای منطقه و مردم شناخت عمیق دارند همچنین از آمادگی جسمانی بالا و بنیه روحی قوی برخوردار می‌باشند، این افراد در ایام جنگ نه‌تنها به کشور پشت نکردند بلکه اعلام کردند آمادگی دارند خانه و زمین و باغات خود را در اختیار نیرو‌های سپاه قرار دهند تا مستقر شوند.

این مسئول گفت: حتی مردم از ما اسلحه درخواست کردند، گرچه در نخستین روز‌های جنگ به زعم دشمن لحظه‌های خوفناکی بود، رهبر و فرماندهان شهید شده بودند، اما برادران و خواهران کرد به هیچ عنوان ترس به دل خود راه ندادند حتی به احترام شهدای جنگ رمضان جشن چهارشنبه‌سوری برگزار نکردند همچنین رزمگاه شبانه حضور پیدا می‌کنند.

وی بیان کرد: ما دو دشمن داریم یکی از آنها متجاوزان است که تمام‌قد مقابل آن ایستاده‌ایم ولی دشمن دیگر ما شرایط جوی سخت است، شاید برای شما باور کردن آن سخت باشد ولی یک بار به محل استقرار یکی از پایگاه‌ها آنقدر برف بارید که سه نفر از نیرو‌های ما به دلیل خفگی جان خود را از دست دادند، یا یک بار دیگر یکی از نیرو‌های ما که فردی درشت‌اندام و قوی‌هیکل بود و شاید ۱۰۰ کیلوگرم وزن داشت و همراه لوازم و تجهیزات خود بیش از ۱۱۰ کیلوگرم می‌شد ولی طوفان او را ۲۰۰ متر آن‌طرف‌تر روی صخره‌ها پرت کرد که ایشان نیز به این شکل به شهادت رسید، صاعقه و سقوط بهمن گاهی به شهادت نیرو‌ها منجر می‌شود، که برخی مواقع پیکر آنها بلافاصله پیدا می‌شود ولی برخی مواقع زمان لازم است تا برف‌ها آب شده و پیکر قابل‌رویت باشد.

وی خاطره دیگری را نقل کرد که «یک بار یکی از نیرو‌های مرزبانی در اثر سقوط بهمن به شهادت رسید ولی پیکر او را پیدا نکردیم، پدر و مادرش ۶ ماه در یکی از روستا‌های نزدیک محل حادثه ساکن شدند و هر روز صبح به دهانه دره‌ای که فرزندشان سقوط کرده بود می‌رفتند و می‌نشستند شب دوباره به محلی که اجاره کرده بودند برمی‌گشتند، روز‌های بعد نیز همین کار را تکرار می‌کردند، آنقدر رفت و آمد کردند تا اینکه بالاخره برف‌ها ذوب شده و پیکر را پیدا کردند و رفتند»

سرباز وطن، جان را فدای خاک می‌کند
 
در ادامه این بازدید جلیلی مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) سخن خود را این طور آغاز کرد که «شاید برای تان جالب باشد بدانید در چله تابستان بخاری‌های پایگاه‌های عملیاتی به واسطه اینکه در ارتفاعات هستند، همچنان روشن است و رزمندگان لباس گرم می‌پوشند».

سپس وی خاطره‌ای برای تلطیف فضای فکری حاضران به این مضمون نقل کرد که «در یکی از سال‌ها فصل زمستان بود و برف و بوران بود و طبق روال همیشگی جاده‌ها خطرناک بودند! بر حسب شرایطی که به وجود می‌آید سه نفر برای اینکه یک سرباز مجروح را به نزدیکترین بهداری برسانند به صورت پیاده حرکت می‌کنند ولی در مسیر متاسفانه فرد مجروح شهید می‌شود و در همان جا پیکر را دفن می‌کنند، چند روز بعد برای پیدا کردن پیکر و بردن آن به دامنه کوه مراجعه می‌کنند وقتی برف‌ها و خاک‌ها را کنار می‌زنند می‌بییند آن فرد خوش‌اقبال زنده است، یعنی با وجود سپری شدن سه روز همچنان زنده مانده بود و نکته جالب‌تر اینکه نخستین مطلبی که در مواجهه با هم‌رزمان خود به زبان می‌آورد این بود «مَنَه چایی وِرین».

جلیلی ادامه می‌دهد: همین باعث می‌شود اشک رزمنده‌ها برای آنچه به این فرد در این سه روز گذشته بود به به لبخند و دل‌آشوبی به آرامش تبدیل شود؛ در نهایت فرد نجات یافته به خاطر عفونت شدید، بیش از ۲۰ روز در بیمارستان بستری و سرانجام ترخیص شده و نزد خانواده خود برمی‌گردد و همچنان شاداب و سالم است!

به خانم‌ها بگویید کجا خدمت می‌کنیم

در بلندترین نقطه استان مان و در یکی از پایگاه‌های عملیاتی بودیم به سمتی که هدایت‌مان می‌کردند حرکت می‌کردیم در این حین یکی از نیرو‌های عملیاتی چند کلامی همراه‌مان شد و با صدای رسا و بلند که گویی از همسر خود دل پُری دارد و بدون مقدمه‌چینی خطاب به ما بانوان فریاد زد «به خانم‌های ما بگویید در چه شرایطی و کجا‌ها خدمت می‌کنیم به آنها بگویید هیچ کس حتی یک شب هم نمی‌تواند اینجا بماند».

این درد و دل برای من موضوع غریبی نبود چون سال‌ها قبل پای صحبت یکی از مسئولین نشسته بودم که تعریف می‌کرد همسر و یک به یک اعضای خانواده‌ یکی از نیروهای نظامی چنان عرصه را برای او تنگ می‌کنند که تصمیم می‌گیرد همسر خود را به یکی از پایگاه‌های عملیاتی مخفیانه ببرد و یک شب نگه دارد با وجودی که پیش‌بینی می‌کرد در صورت افشا شدن موضوع مجازات‌های سنگینی در انتظار او خواهد بود ولی می‌خواست این کار را بکند تا شاید همسرش در ادامه مسیر زندگی با او همدل شود.

به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان‌غربی، این تور خبری که با حضور علی مکرم نجف‌آباد مسئول بسیج رسانه سپاه شهدای آذربایجان‌غربی، برای بازدید از مناطق مرزی شمالغرب کشور برگزار شد، مناطقی که دارای ارتفاعات مهمی است که ارتفاع یکی از بلندترین نقاط که در ان حضور پیدا کردیم، بیش از ۳۶۵۰ متر از سطح آب‌های آزاد می‌رسد.

این خاطره، این حضور، این طبیعت بی‌رحم، تبسم این سربازان بی‌ادعای وطن برای همیشه در حافظه ما می‌ماند، امید که بتوانیم آنها را به دیگران نیز انتقال کنیم تا از عمق جان همه باور کنیم که سربازان وطن خواه دشمن‌شان ضدانقلاب باشد یا کولاک و بهمن، زیر پرچم را ترک نمی‌کنند.

انتهای پیام


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید