فضا رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است؛ این بار دوربین و میکروفون از دست خبرنگاران خارج شده و خودِ مردم به عنوان راویان اصلی، از شبهای بیداری، حضور و مقاومت ایران میگویند.
مردم با برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران، در میادین حضور یافتهاند. در میان جمعیت، افراد با مشاغل و سنین گوناگون دیده میشوند؛ از جمله معلمی که دارای دو فرزند است و از حضور به عنوان وظیفه خود میگوید، پزشکان جوانی که از طبابت میگویند و دانشجویانی که از دانشگاه به میدان آمدهاند. همچنین دانشآموزان دهههشتادی و مادری که به میدان آمدهاند.
در این میان، مادری با اشاره به استمرار حضور خود و خانوادهاش روایت میکند:
«من حدود دویست و خوردهای شب که در این تجمعها حضور داشتم... بیشتر از نیمی از ایام سال رو در کنار هموطنانم بودم تا حقمان را بگیریم و جا نزنیم.»
فضای تجمعها پر از شعارهای حماسی و دفاع از ارزشهاست و حاضران با فریادهای خود بر ایستادگی تا پای جان تأکید میکنند. عدهای با اشاره به خانواده شهدا میگویند:
«برای خونخواهی رهبر شهید آمدیم؛ شهدایی که با خون دل بزرگ شدند و به ناحق شهید شدند.»
همچنین در میان جمعیت شعار «لبیک یا حسین!» طنینانداز است. جوانی از میان جمعیت با اشاره به روحیه مردم میگوید:
«شجاعت دیدیم از این ملت... مردم اصلا نترسیدند، در برف و باران آمدند، در جنگ آمدند؛ هیچوقت زیر موشک نترسیدند.»
شرکتکنندگان تأکید دارند که این حضور، پاسخی به یک روز یا یک شب خاص نیست. یکی از حاضران با اشاره به اهمیت همبستگی میگوید:
«باید بتوانیم اتحادمان را هم اول به جهان نشان بدهیم و اصلا معنای وحدت را زندگی کنیم.»
در نهایت، همگی بر این باورند که این تاریخ نه توسط نویسندگان رسمی، بلکه با گامها و حضور خودِ مردم ثبت میشود.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان