
این مقاله، که بهطور آشکار علیه مرجعیت دینی و به ویژه علیه امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) نوشته شده بود، در واقع تلاشی از سوی رژیم شاه برای تضعیف جایگاه مرجعیت دینی در ایران بود.
رژیم شاه که با حمایت آمریکا به حیات خود ادامه میداد، از تبعید امام خمینی (رض) استفاده کرد تا مسئله مرجعیت دینی را کم اثر کند.
در همین راستا، این مقاله بهطور ویژه درصدد بود تا مرجعیت دینی را به عنوان تهدیدی برای نظام پادشاهی به تصویر بکشد.
اما انتشار این مقاله، که به نظر میرسید در جهت تقویت حکومت شاه باشد، باعث واکنشهای شدیدی در جامعه ایران شد. یک سال و اندی بعد، شاه مخلوع سرنگون شد و رژیم سلطنتی در ایران به پایان رسید.
این مقاله به نوعی آغازگر تحولی بود که در نهایت به سقوط رژیم شاه منجر شد.این اتفاقات و تاریخسازیها در دورههای بعدی دوباره تکرار شد. رضا پهلوی، همانند پدرش، با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی، اشتباهاتی مشابه حدود ۵۰ سال پیش مرتکب شد.
این بار نیز در شرایطی که گروههای شبهنظامی تروریستی بهویژه تحت حمایت سازمانهای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد میدان شدند و اغتشاشات در ایران آغاز شد.
این گروهها با شعار"جاوید شاه" علیه نظام اسلامی، جنگ خیابانی راه انداختند وعلیه مراکز دینی مانند مساجد و کتابخانهها دست به اقدام و با توهین به روحانیت و تخریب اموال عمومی، خشونتهایی را به اوج خود رساندند.
آمریکا، همانطور که در سال ۱۳۵۶ در حمایت از شاه خطای محاسباتی بزرگی مرتکب شد، در اغتشاشات ۱۴۰۴ نیز دوباره همان اشتباه را تکرار کرد. بهجای شناخت صحیح از ملت ایران اسلامی و تحولات سیاسی آن، آمریکا و حامیانش فریب سخنان و مهملات رضا پهلوی را خوردند و در نتیجه دوباره شکست خوردند و در برابر اراده ملت ایران ناکام شدند.
در این میان، رضا پهلوی نیز به نوعی دچار خطای محاسباتی بزرگتری شد. او که امیدی به اپوزیسیون خارج از کشور نداشت، به رژیم صهیونیستی متوسل شد و با پیشنهاد حمله به ایران، تلاش کرد تا حکومت ایران را به دست گیرد. این امر، برخلاف تصورات او، باعث شد که نفرت عمومی ایرانیان از او بیشتر شود و نتیجهای معکوس داشته باشد.
این رفتار شبیه به آن بود که مسعود رجوی، سرکرده منافقین، صدام حسین را فریب داد تا جنگ با ایران را تا براندازی نظام اسلامی ادامه دهد. در نهایت صدام مجبور به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سالها بعد در حمله آمریکایی ها به عراق کشته شد.
همین اتفاق در مورد رضا پهلوی نیز تکرار شد. او با طراحی گروههای شبهتروریستی برای جنگ ۱۲ روزه در ایران و بهرهگیری از آنها جهت براندازی، نتانیاهو را فریب داد که شکست سنگینی خورد و ناکام ماند.
یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخی آمریکا و رژیم صهیونیستی، در تجهیز و آموزش گروههای شبهتروریستی برای اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ بود. این اقدام بهویژه با هجمه سنگین به مراکز مذهبی، توهین به روحانیت و مرجعیت، و ولایت فقیه همراه شد. تخریب اموال عمومی و حملات به اعتقادات مذهبی مردم ایران اسلامی، هدف طراحان و سرمداران این اغتشاشات بود.
هدف اصلی از این توهینها و حملات به مقدسات، دو موضوع اصلی بود:
۱. تضعیف پایههای اعتقادی و مذهبی مردم ایران بهویژه در زمینه مرجعیت دینی و ولایت فقیه.
۲. آسیب زدن به انسجام داخلی ملت ایران و ایجاد شکاف عمیق در میان مردم.
ایجاد اختلاف و فشار به رهبر جامعه که برای مذاکره و پذیرش داوری چنانکه در جنگ صفین و کنار گذاشتن امام مسلمین رخ داد، از اهداف طراحان اغتشاشات بود!
اما تجربه این حادثه تلخ، همواره در حافظه تاریخی مردم ایران بود و هست و درسی فراموش نشدنی است.
مردم مسلمان ایران، در توطئه دشمنان انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، همچون دیگر توطئه های ۴۷ ساله انقلاب، گرچه سختی کشیدند، خون دادند ولی پای ولایت ایستادند.
آمریکا وعده دخالت نظامی در حین اغتشاشات را داده بود که در ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ انتقال تجهیزات مورد نیاز جنگ به منطقه انجام گرفته بود تا اگر وضعیت مساعد بود، حمله انجام شود اما، در یک معجزه عظیم، جمعیت میلیونی در همه شهرها و روستاهای کشور در همان روز ۲۲ دی ماه به خیابانها آمده و توطئه آمریکایی-صهیونیستی را ناکام گذاشتند.
آنچنان بیآبرویی برای این انتقال بیهوده تجهیزات برای آمریکاییها به بار آورد که اعلام کردند که انتقال این تجهیزات برای یک مانور ۳ روزه بوده است!!!
در نهایت، این تلاشها با شکست مواجه شد و مردم ایران اسلامی در برابر این اقدامات، همچنان پایدار و مقاوم باقی ماندند و پای ولایت فقیه ایستادند.
دکتر غلامرضا خواجی
عضو هیات علمی گروه حقوق بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد