۱۵ / شهريور / ۱۴۰۵ - 06 September 2026
06:07
کد خبر : 8659137
۰۹:۳۸

۱۳۹۵/۰۱/۲۴

بنت‌الهدی صدر، زنی فراتر از زمان خود

سیر حرکتی اقدامات بنت‌الهدی، مهدکودک، مدرسه، آموزش خارج مدرسه (کتاب، نشریه)، مجالس خانگی و... همه و همه زنانی که در دوره بنت‌الهدی رشد کرده‌اند را ساخته است؛ دوره زنی که خود را وقف جریان‌سازی در مهم‌ترین رکن جامعه، یعنی زنان کرد.
«در همین زمان ما، یک زن جوانِ شجاعِ عالمِ متفکرِ هنرمندی به نام خانم بنت‌الهدی -خواهر شهید صدر- توانست تاریخی را تحت‌تأثیر خود قرار دهد، توانست در عراقِ مظلوم نقش ایفا کند؛ البته به شهادت هم رسید. عظمت زنی مثل بنت‌الهدی، از هیچ‌یک از مردان شجاع و بزرگ، کمتر نیست. حرکت او، حرکتی زنانه بود؛ حرکت آن مردان، حرکتی مردانه است؛ اما هر دو حرکت، حرکت تکاملی و حاکی از عظمت شخصیت و درخشش جوهر و ذات انسان است. این‌گونه زن‌هایی را باید تربیت کرد و پرورش داد.» (مقام معظم رهبری)

به گزارش مهرخانه، در طول تاریخ معاصر ما، زنانی بودند که فراتر از زمان خود حرکت می‌کردند؛ زنانی عالمه و فاضله که حیات بشری و نقش زن را به خوبی دریافته بودند و در راستای احیای احکام و اخلاق و بایدهای اسلام، گام‌های مهم و اساسی برداشتند. زنانی که اگر در زمان حیاتشان ناشناخته بودند، اما اثرگذاری‌شان در طول زمان شناخته و شناخته‌تر شد. یکی از این زنان تأثیرگذار بنت‌الهدی صدر است؛ زنی فراتر از زمان خود.

سیده آمنه صدر، در سال 1357 قمری، 1937میلادی در کاظمین متولد شد؛ همان سالی که در شهری نزدیک به کاظمین، تکریت، صدام حسین نیز متولد شد؛ کسی که آینده او و برادرش را تغییر داد.

خانواده صدر، از خانواده‌های عالم و شناخته‌شده عراق بودند؛ پدر آمنه، آیت‌الله سید حیدر صدر بود که نسبش به امام موسی کاظم علیه‌السلام می‌رسید و مادرش فرزند شیخ عبدالحسین آل‌یاسین از عالمان بزرگ زمانه خود بود.

دو سال از عمر آمنه نگذشته بود و گرمای مهر و عطوفت پدری را نچشیده بود که پدر خود را از دست داد، اما حمایت‌های پدرانه برادران، خصوصاً سید محمدباقر و صلابت و اقتدار مادر، توانست جای خالی پدر را پرکند.

آن ایام، عراق روزگاری نامناسب داشت، زنان جایگاه مناسبی نداشتند و فضای جامعه خوب نبود. آمنه، از همان کودکی در خانه و در کنار برادرانش سید محمدباقر و گاه سید اسماعیل، خواندن و نوشتن را آموخت و به مرور، قرآن، ادبیات، تاریخ، نحو، فقه و اصول را نیز یاد گرفت؛ تا جایی‌که در همان نوجوانی، با ذوق و قریحه خدادادی و توانایی عملی که یافته بود، اشعاری قدرتمند و فاخر می‌سرود.

ذهن بیدار آمنه او را نسبت به محیط پیرامونش دغدغه‌مند ساخته بود؛ به‌طوری‌که در همان آغاز جوانی فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی خود را آغاز کرد. همسر حجت‌الاسلام حکیم می‌گوید آمنه از کودتای 14ژوئیه 1958میلادی در عراق، فعالیت خود را آغاز کرد. فعالیتی که به اذعان یکی از زنان مجاهد عراقی: «آگاهي را در ميان زنان بالا برد، حجاب را رواج داد و باعث شد تا ديدگاه‌هاي جامعه درباره زن و ديدگاه‌هاي زنان درباره اسلام تغيير کند».

فعالیت‌های فرهنگی آمنه، فعالیت‌هایی ناظر بر جامعه آن روز عراق و با افق ترسیم آینده‌ای درخشان‌تر بود. به گفته نزدیکان آمنه، او می‌خواست جامعه زنان را تغییر دهد و مظاهر جاهلیت و انحراف را از جامعه زنان بزداید، فرهنگ غربی وارداتی را از بین ببرد و به جای آن، ساخت جدیدی بر پایه رفتار و عقاید اسلامی بنا نهد. او می‌کوشید با افکار و تعلیمات خود، از هر یک از اطرافیانش یک شخص مؤمن و آگاه بسازد؛ کسی که بتواند دیگران را به سوی خدا دعوت کند.

آمنه، خود به خاطر شرایط خاص مادرش که نیاز به مراقبت دائمی داشت و بر اثر همراهی مدام برادر، فرصت ازدواج نیافت، اما همواره تلاش داشت مشکلات دیگران را در این زمینه حل کند و حقایق متعالی اسلام را نشان دهند. او در مقاله «نظر زن در ازدواج» به رنج‌هایی که به زنان در جامعه عراق از طرف مردان تحمیل می‌شود و بدرفتاری‌ها و ستم‌های که به نام اسلام بر آنان می‌رود، انتقاد می‌کند و به صراحت بیان می‌دارد که این رفتارها تضییع حقوق زنان است و با روح اسلام و تعالیم حکیمانه آن بیگانه است.

فعالیت‌های فرهنگی
فعالیت‌های فرهنگی آمنه، ناظر بر تمام اقشار زنان بود؛ از کودک گرفته تا زنان سالخورده و ناتوان؛ فعالیت‌هایی که می‌توان آن‌ها را در چند بعد بررسی کرد:

الف- تأسیس مدارس الزهرا(س) و مراکز فرهنگی
برنامه‌های آموزشی غربی در فرهنگ و آموزش عراق در حال گسترش بود و نظام آموزشی دستخوش تغییراتی اساسی. در این میان، آمنه اقدامی اساسی را رقم زد؛ اقدامی که نمونه آن را شهید باهنر و شهید بهشتی در ایران نیز انجام دادند، تأسیس مدارس اسلامی مبتنی بر اهداف اسلام.

مدارس الزهراء(س)، مجموعه مدرسه‌های وابسته به صندوق خیریه اسلامی (جمعیه صندوق الخیری الاسلامی) بودند که با هدف تقویت فرهنگ دینی در کودکان، در شهرهای بصره، دیوانیه، حله، نجف، کاظمین و بغداد تأسیس شدند. این مدارس کلیه پایه‌های تحصیلی؛ از مهدکودک تا مقاطع بالاتر را شامل می‌شد و قرار بود سایر شؤون و اموری که نظام آموزشی بدان توجه ندارد را مورد توجه قرار دهند.

بانو صیدلی (مدیر مدارس الزهرا(س)) می‌گوید: «هدف از تأسیس این مجتمع‌های آموزشی ابتدایی و غیرابتدایی، صرفاً تأمین نیازهای آموزشی نبود؛ زیرا مدارس حکومتی که در عراق وجود داشتند دانش‌آموزان دختر را آموزش می‌دادند، بلکه ضرورت‌های دیگری موجب تأسیس این مدارس گردیدند؛ از جمله این ضرورت‌ها، می‌توان مقابله و رویارویی با فرهنگ مادی که موجبات فساد و انحراف اخلاقی را فراهم می‌کرد، ذکر کرد. هم‌چنین نشر فرهنگ اسلامی صحیح به نحو وسیع که می‌توانست جایگاه زن را ارتقا بخشد.

... بدون شک، این مدارس از برترین شیوه‌هایی که در خلال آن‌ها زمینه تربیت و پرورش فرهیختگان فراهم می‌شدند، برخوردار بودند و این شیوه‌ها با مقتضیات عصر و خواست‌های دانش‌آموزان نیز مناسبت داشتند. به این مواد درسی رسمی، مواد دیگری از دروس عقیدتی و تربیتی اسلامی نیز به صورت فشرده و تفننی اضافه گردیده بودند... او بانوان شیعه معلمه‌ای را که دارای کفایت علمی و مزایای خاص بودند و به شئونات اسلامی التزام داشتند، بر این کار گماشت تا اسوه و الگوی دختران قرار گیرند.

...این مدارس نسبت به مدارس دولتی، موفقیت‌های فراوانی در امتحانات سراسری وزارتخانه‌ای داشتند؛ به‌گونه‌ای که به قوت علمی و تربیتی مشهور بودند و استقبال مردم به این مدارس به حدی بود که برای ورود به آن صف می‌کشیدند و این مدارس گنجایش همه داوطلبان را نداشتند. او دایم بین بغداد و نجف در حرکت بود تا به امر تدریس و نظارت و توجه به مدارس بپردازد».

در سال ۱۹۷۲ میلادی، بخشنامه‌ای مبنی بر لزوم الحاق این مدارس به وزارت تعلیم و تربیت عراق از سوی دولت صادر شد. با صدور این بخشنامه، آمنه نیز از مسئولیت این مدارس کناره‌ گرفت و دعوت رسمی دولت از او برای ادامه همکاری در این مدارس نیز نافع نیفتاد. او در پاسخ به سؤال از سبب ترک همکاری در این مدرسه‌ها گفت: من به هدف تحصیل رضای خدا در این مدرسه‌ها کار می‌کردم. با ملی‌شدن (تحت نظارت دولت بعث درآمدن) این مدارس، ماندن من در این‌جا چه توجیهی خواهد داشت؟

ب- تدریس و برگزاری جلسات دعا
آمنه، از اهمیت نقش زنان در فعالیت‌های دینی آگاه بود؛ ازاین‌رو جلساتی را در خانه خود و دیگران برای تبلیغ امور دینی تشکیل می‌داد. در این جلسات مواد درسی و عناوین دینی که برای فهم عامه جامعه سنگین بود، به صورت امروزی و با بیانی شیوا در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گرفت. هدف این جلسات صرفاً تربیت طلبه و اندیشمند زن نبود، بلکه آمنه به دنبال آماده‌سازی این زنان برای تقبل مسئولیت‌های سخت فردی و اجتماعی آینده بود.

تنوع کاری و مشغله‌های ناشی از دغدغه آمنه به حدی بود که بانو صیدلی (مدیر مدارس الزهرا(س)) می‌گوید: «آمنه به من می‌گفت: من روزم را در اداره مدرسه می‌گذرانم و ظهر را به بعضی از اعمال شخصی و امور منزل می‌پردازم، عصرها جلساتی را در خانه تشکیل می‌دهم و به تدریس فقه و شرائع‌الاسلام اشتغال دارم و پس از پایان وقت، در شب‌ها به خواندن کتب اسلامی و فرهنگی و فقهی می‌پردازم».

او هم‌چنین می‌گوید: «من به خاطر کثرت اشتغال در کارها، گاهی نماز ظهر و عصر را با وضوی نماز صبح می‌خوانم و گاهی حتی نماز مغرب و عشا را نیز با وضوی نماز صبح به‌جا می‌آورم».

ج- کتابت و تألیف
یکی از دغدغه‌های اساسی آمنه، تربیت و آگاهی نسل جوان، خصوصاً زنان جامعه بود؛ ازاین‌رو شروع به نگارش مقالاتی در مجله الاضواء کرد، مجله‌ای که جماعتی از علما آن را انتشار می‌دادند و تنها مطالب برگزیده و ممتاز در آن درج می‌شد. مقالاتی حول التزام زنان به آموزه‌های دینی و رد الگوها و شعارهای غربی برای آنان، که با قلمی شیوا و نثری جذاب و با اسم مستعار چاپ می‌شد.

شيوه داستان‌پردازي او، بهترين راه‌کار براي آشناکردن زنان با مسئوليت‌هاي خود بود؛ به خصوص در آن مقطع زماني که عرصه ادبي، عرصه تاخت و تاز دشمنان اسلام بود.

از اینجا بود که نام بنت‌الهدی، جایگزین آمنه شد. زنان عراقی آن‌قدر که بنت‌الهدی را می‌شناختند، با آمنه آشنایی نداشتند و کتاب‌های بنت‌الهدی یکی پس از دیگری با اقبال فراوان مخاطبان روبه‌رو شد.

کتاب‌های بنت‌الهدی، مانند مقالاتش رویکردی زنانه دارند و قهرمانانی عمدتاً زن که با هدف روشنگری و ارشاد در داستان حضور دارند. زنان داستان یا ناصح‌اند و یا مورد نصیحت؛ اما این نکته در داستان‌ها به خوبی نشان داده شده است که «الطیبات للطیبن» و زنان خوب، همسرانی نیکو دارند یا خواهند یافت و زنان بد، دچار بدی شده‌اند. حضور اجتماعی زنان نیز در عین خانواده‌مداری، در داستان‌ها قابل تأمل است.

آثار بنت‌الهدی را که می‌خوانی به یک نکته مهم می‌رسی که قلم وسیله‌ای است برای هدف والای او، برای روشنی‌بخشی و هدایت، برای نشان‌دادن مسیر رسیدن به خدا بر مبنای استدلال و منطق و نه با احساس و هیجان صرف. خط به خط داستان‌های بنت‌الهدی، یادآور آیه به آیه قرآن است؛ بازنشانی آموزه‌های الهی. او می‌نویسند تا هدایت‌گری کند، تا راه را بنمایاند، نه اینک‌ه خود را نشان دهد و به این بودن افتخار کند.

د- تعلیم و تربیت در موسم حج
یکی از اقدامات منحصر به فرد بنت‌الهدی، تشکیل کاروانی از زنان همراه خود برای برگزاری مراسم حج بود. او در خلال برگزاری مراسم با تسلطی که بر احکام دین و فتاوای مراجع مختلف داشت، پاسخ‌گوی سؤالات و معلم احکام و دین بود.

کتاب «بر بلندی‌های مکه» به خوبی نشان‌دهنده احساسات و روح او در این ایام است؛ کتابی که شرح حال و نفس او در این سفرهاست.

ه- انسان‌سازی
تمام فعالیت‌های فرهنگی بنت‌الهدی در جهت انسان‌سازی بود. هدف اولیه و اساسی او رسیدن و رساندن به خدا بود؛ اتفاقی که در تمام داستان‌های او نیز جریان دارد. به همین خاطر است که تمام تلاش و سعي خود را براي حمايت از زنان اهل قلم مسلمان به کار مي‌برد و بدون هیچ‌گونه تعصبی اگر کسي، کتاب تازه منتشرشده خود را به او اهدا مي‌کرد، فراوان خوشحال مي‌شد و او و نوشته‌هايش را تحسين و به زنان ديگر معرفي می‌کرد و حمایت از آن را آرماني اسلامي، يعني آرماني که تمام عمر و جواني خود را صرف آن کرده بود، می‌دانست.

در این انسان‌سازی‌ها از خود و به‌کارگیری تمام حربه‌ها و شیوه‌ها استفاده می‌کرد؛ تلاش می‌کرد به‌گونه‌اي لباس بپوشد که در محافل زنان متمکن که در نجف و يا بغداد ملاقاتشان مي‌کرد، مقبوليت داشته باشد. فلسفه اين اقدام او آن‌طورکه خود تبيين مي‌کرد اين بود که با لباس پوشيدن مناسب، بسياري از زنان را جذب و تصويري مثبت از زنان مؤمنه را در اذهان آن دسته از زناني ايجاد مي‌کرد که خوش‌پوشي را نمادي از فرهنگ و ذوق و هم‌سویي با زمانه و همراهي با تمدن و هم‌قدمي با روح زمان مي‌دانستند و فکر مي‌کردند که دختران و زنان مذهبي، امل و عقب‌مانده هستند و حتي در لباس‌پوشيدن، ذوق و سليقه زنانه و آگاهي و درکي از روح تمدن و مدنييت پيشرفته‌اي که هر روز چيز جديدي را به دنيا عرضه مي‌کند، ندارند.

بنت‌الهدي دريافت که اين وسيله (شيک‌پوشي و توجه به نوع لباس) از جمله راه‌ها و ابزارهايي است که مي‌تواند به هدف مقدس او کمک کند؛ لذا به سمت آن رفت، اما نه از روي علاقه و شيفتگي به آن، بلکه به نيت اين‌که اين حرکت را زمينه و پيش‌درآمدي براي ادي تکليف بزرگش که همانا رساندن پيام و رسالت خدا به ذهن و گوش ديگر دختران و زنان بود، قرار دهد و بنابراين، زماني که انجام اين‌گونه اقدامات منتفي شد، او به همان طبيعت زاهدانه و بي‌اعتنايي به زخارف و تجملات دنيا گشت و از آن به بعد، او را در ساده‌ترين لباس‌ها مي‌بينيم و مشاهده مي‌کنيم.

فعالیت‌های سیاسی
در نخستین مرتبه‏اى که رژیم صدام سید محمدباقر صدر را دستگیر کرد، بنت‌الهدی تا خیابان اصلى همراه او آمد و تصمیم گرفت که همراه برادر سوار ماشین شود، ولى مأموران مانع از این اقدام شدند. بنت‌الهدی فریاد برآورد و سخنرانى عجیبى کرد که همه را به تعجب واداشت؛ گفت: «شما گمان کرده‌اید مردم نجف خواب هستند که این موقع شب آمده‌اید؟ چه چیزى شما را می‌ترساند؟ چه چیزى در این خانه مشاهده کرده‌اید؟ آیا اسلحه و مواد منفجره دیده‌اید؟ یک مرد بى‌سلاح که فقط ایمان و عقیده دارد! این ‏همه نیرو چه لزومى دارد؟ مردم دیگر بیدار شده‌اند. تا کى وجدانتان در خواب خواهد بود؟ چرا تن به این زندگى ضلالت‌بار داده‌اید؟»

سپس به سمت حرم جد بزرگوارش، علی علیه‌السلام حرکت کرد و در راه فریاد زد: «اى مردم! به شما ستم کردند! مرجع شما را گرفتند!» در حرم هم با ممانعت خادمان، که دست‌نشاندگان رژیم بودند، مواجه شد، اما آن‌جا هم سخنرانى کرد و‌‌ همان جمعیت اندک را به گریه واداشت. سپس به منزل بازگشت. فرداى آن روز، به بازار نزدیک حرم رفت و با فریادهاى تکبیر و سخنان پرشور، مردم را به قیام فراخواند. پس از خروش زینب‌وار بنت‌الهدی، تظاهراتی از حرم امام علی علیه‌السلام با حضور مردان و زنان عراقی به راه افتاد و در پی تظاهرات، رژیم مجبور شد سید محمدباقر را آزاد کند. ساعاتی بعد سید محمدباقر از اداره امنیت با خانواده‌اش تماس گرفت و به آنان اطلاع داد که بعد از چند ساعت به نجف می‌رسد.

مرتبه سوم دستگیری سید محمدباقر بود که مأموران رژیم بعث، برای بردن بنت‌الهدی آمدند و گفتند: می‌خواهیم تو را نزد برادرت ببریم، ایشان با شما کار دارند. بنت‌الهدی گفت: می‌دانم. سپس به داخل آمد و آستین‌های خود را تا مچ سفت بست که اگر او را شکنجه کردند، پوشش او محفوظ باشد و او را از نجف به بغداد بردند.

و در سکوت کامل خبری اتفاقی افتاد که بسی تلخ بود؛ بنت‌الهدی و برادرش سید محمدباقر، در فرودین ماه سال 1359 شمسی به دست عوامل رژیم بعث، و بنابر اقوالی، مستقیماً توسط صدام حسین به شهادت رسیدند.

(در همین زمینه: بنت‌الهدی صدر؛ دختری از تبار هدایت)

آثار بنت‌الهدی (آمنه) صدر
مجموعه آثار بنت‌الهدی صدر اخیراً توسط انتشارات مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر  بازترجمه و منتشر شده است.

1.    دختری از تبار هدایت (زندگی‌نامه)؛ نویسنده: فریبا انیسی- ناشر: مرکز امور زنان ریاست جمهوری.

2.    تولد دوباره (داستان بلند)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

3.    آخرین هدیه (داستان‌های کوتاه)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

4.    دو زن و یک مرد (داستان بلند)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

5.    نبرد با زندگی (داستان‌های کوتاه)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

6.    دیدار در بیمارستان (داستان بلند)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر - مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

7.    دیدار عروس (داستان‌های کوتاه)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر - مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

8.    در جستجوی حقیقت (داستان بلند)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

9.    بر بلندی های مکه (خاطرات سفر حج به انضمام مقالات نویسنده در مجله الاضواء)؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

10.    جایگاه زن در اسلام؛ نویسنده: آمنه (بنت‌الهدی) صدر- مترجم: مهدی سرحدی- ناشر: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.

نگاهی به مجموعه آثار منتشره، نگاه زنانه نویسنده را نشان می‌دهند؛ نگاهی که علی‌رغم زنانه‌بودن آن، آزاردهنده و رادیکال نیست. زنان خوب و بد در داستان‌های بنت‌الهدی وجود دارند؛ به عنوان مثال در داستان دو زن و یک مرد، زنان بد در کنار مردان بد وجود دارند و مردان خوب هم مانند زنان خوب حضور دارند. در این داستان هم مانند همه داستان‌های او، هدایتگری و ارشاد، حرف اول را می‌زند. احساس وظیفه‌ای که مسلمانان داستان نسبت به ارشاد سایرین دارند، وجه غالب این زنانه‌هاست؛ زنانه‌هایی که به خوبی و در بطن داستان به آن‌ها پرداخته شده و به نرمی به زن و وجوه شخصیت او و وظایف همسری او اشاره شده است؛ و حتی به انتخاب درست و معیارهای آن نیز توجه شده است. اتفاقی که در داستان دیدار در بیمارستان و تولد دوباره نیز می‌افتد.

‌جریان‌سازی صورت‌گرفته در داستان‌های بنت‌الهدی، نمونه آرام و تأثیرگذار تربیتی است. دخترانی که با این کتاب‌ها بزرگ می‌شوتد، تا حدود زیادی مسیر زندگی خود را می‌یابند و اندیشه‌هایشان را در مرور صفحه به صفحه استدلالات علمی و منطقی داستان‌ها، خصوصاً دیدار در بیمارستان، تکمیل می‌کنند. در این میان از ویژگی منحصربه‌فرد کتاب‌های بنت‌الهدی نیز نباید غفلت کرد و آن معرفی کتاب‌های مفید فراوان در متن کتاب است؛ کتاب‌هایی که خود راهنمایی دیگر برای خواننده‌ به‌شمار می‌روند.

سیر حرکتی اقدامات بنت‌الهدی، مهدکودک، مدرسه، آموزش خارج مدرسه (کتاب، نشریه)، مجالس خانگی و... همه و همه زنانی که در دوره بنت‌الهدی رشد کرده‌اند را ساخته است؛ دوره زنی که خود را وقف جریان‌سازی در مهم‌ترین رکن جامعه، یعنی زنان کرد.

منابع
1.    نشریه شاهد یاران، شماره3 و 21 و 27.
2.    محمد الحسون، ام علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات.
3.    سایت مؤسسه فرهنگی، تحقیقاتی امام موسی صدر.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید