بحران هایی که عربستان در ارتباط با کشورهای یمن، سوریه،
عراق، لبنان و ایران برای خود رقم زده است٬ پرونده سیاه دخالت این کشور در
حادثه تروریستی 11 سپتامبر و حمایت از گروه های تروریستی داعش والقاعده به
اضافه بحران های داخلی مثل اعدام های گسترده مخالفان و اختلاف های درون
خانواده سلطنتی از جمله عوامل مهمی هستند که به این فروپاشی قطعیت بخشیده
اند.
پایگاه مشهور آمریکایی«دیفنس وان» اخیرا در گزارشی نوشت: عربستان
سعودی اکنون در شرایط بی سابقه ای از مشکلات و بحران ها ی داخلی و خارجی
سیاسی اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته که آشکارترین آن کسری بودجه بیش از 88
میلیارد دلاری این کشور است.
سوء مدیریت این کشور در اداره مناسک حج در
سال های گذشته که به حوادث دردناکی برای حجاج کشورهای مسلمان انجامیده که
آخرین آنها حادثه منا در حج سال گذشته بودو حدود هفت هزار حاجی از کشورهای
مختلف اسلامی از جمله حدود 460 ایرانی جان خود را از دست دادند.
این سوء
مدیریت ها٬ اراده کشورهای اسلامی در تغییر مدیریت حج از آل سعود به شورایی
از کشورهای اسلامی را تقویت و بر سرزبان ها انداخته است.
یکی از
مشکلات دیگر عربستان وجود اختلافات مرزی و سیاسی با همسایگان خود مثل کویت،
قطر، امارات، یمن، عراق است که موقعیت این کشور را پیش از گذشته با تزلزل
مواجه کرده است.
ورود به جنگ یمن هزینه های هنگفتی را روی دست سعودی ها
گذاشته و بر اساس پیش بینی مجامع اقتصادی٬ این کشور در آینده نزدیک با خطر
ورشکستگی روبرو است.
ضمن اینکه ارتکاب جنایت های جنگی این کشور در جنگ
یمن نیز که با محکومیت نهاد و سازمان های حقوق بشری بین المللی مواجه شده
است نیز موقعیت سیاسی عربستان را در هم شکسته است و اگر نبود نقش دلارهای
نفتی که با بذل بخشش به دولت ها و نهادهای بین المللی پرداخت شده، وضعیت آل
سعود خطرناکتر از چیزی بود که الان در آن به سر می برند.
بحران حاکمیت
یکی دیگر از مشکلات آل سعود است، هنوز کسی نمی داند حاکم و شاه آینده این
کشور چه کسی است و رقابت سختی بین شاهزاده های با شمار بالا این خانواده
برای رسیدن به سلطنت همچنان به چشم می خورد، برخی تحلیلگران سیاسی پیش بینی
می کنند عربستان با وضعیت بحرانی سیاسی همانند آنچه که الان در کشورهایی
مثل سومالی و جنوب سودان جریان دارد٬ مواجه می شود.
و این علاوه بر
بحران سیاسی دیگری مثل مخالفت شیعیان و نیز اهل سنتی است که با فرهنگ آزاد
جهان بیرون از این کشور ارتباط دارند و از خفقان و سرکوب های سال های دور
این خاندان ناراضی هستند.
بحران های اقتصادی دیگری مثل بیکاری جوانان و
نیز وضعیت بد اقتصادی این کشور که به بیکاری و بازگشت هزاران کارگر خارجی
انجامیده نیز اوضاع را بدتر کرده است.
آل سعود را در حقیقت می توان به
یک موسسه تجاری اقتصادی تشبیه کرد که کارش خرید حاکمیت سیاسی در داخل و
خارج از این کشور است و هرکس قیمت بالاتری برای خرید حاکمیت پیشنهاد دهد٬
امیدواری بیشتری به تکیه زدن او بر تخت سلطنت وجود دارد.
موضوعی که
امروزه در سفرهای فراوان محمد بن سلمان (جانشین ولیعهد و فرزند ملک سلمان
شاه این کشور) به خارج از این کشور و به ویژه به کشورهایی مثل آمریکا،
فرانسه، چین و روسیه می توان مشاهده کرد که با امضای قراردادهای میلیاردها
دلاری خرید سلاح و نیز قراردادهای بازرگانی با شرکت ها و بازرگانان بزرگ
این کشورها همراه بوده است تا بلکه بتواند نظر مثبت خارجی ها را جلب نماید و
در داخل نیز با سرکوب مخالفان از یک سو و نیز برکناری شاهزاده های مخالف
یا وعد و وعیدهایی که به شاهزادگان موافق می دهد ادامه دارد.
امروزه
عربستان سعودی در وضعیت خوب و متعادلی از نظر سیاسی و اقتصادی قرار ندارد و
همین امر باعث شده تا تحلیلگران سیاسی و دست اندرکاران رسانه های بین
المللی جهان بر این عقیده اصرار ورزند که مراحل فروپاشی حاکمیت در این کشور
به خصوص در پی گرفتار شدن در باتلاق جنگ یمن و شکست های پی در پی آنها در
بحران های سوریه، عراق، لبنان و نیز بحرانی تر شدن رابطه این کشور با ایران
به عنوان کشور قدرتمند سیاسی و نظامی منطقه در خط پایان قرار دارد و حتی
کشورهایی که بیش از 70 سال با این کشور رابطه دوستی داشته اند مثل آمریکا
نیز به این واقعیت پی برده اند و این حقیقت را می توان در رفتار بین دو
کشور که فاصله گرفتن از ماه عسل در روابط پیشین و نزدیک شدن به دوران بی
اعتمادی است به وضوح مشاهده کرد.
دوران طلایی دلار سالاری نفت
عربستان که در سایه پروژه ایران هراسی توسط کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و
در نتیجه کم رنگ شدن نقش ایران در جهان سیاسی اتفاق افتاده بود و عربستان
با استفاده از این موقعیت توانسته بود در سی سال گذشته رهبری منطقه را در
دستان خود داشته باشد٬ اکنون و با بازگشت ایران به نقش فعال منطقه ای خود
به انتها رسیده است.
این دوران طلایی اکنون به ایران به عنوان قدرت برتر
منطقه خاورمیانه رسیده و به طور مسلم افول و غروب رژیمی را رقم خواهد زد
که در سال های گذشته هیچ گاه نخواست حوصله و صبر ملت ایران را برتابد که با
دشمنی های آشکار چه در مناسک حج و رفتار با حجاج ایرانی و چه به شکل حمایت
از صدام درجنگ خونین هشت ساله علیه ایران خود را نشان داد و اخیرا نیز با
افروختن آتش جنگ در کشورهایی مثل یمن و حمایت از گروه های تروریستی مثل
داعش و القاعده یا ایجاد ناامنی و مسلح کردن گروه های مخالف ملت ایران در
مناطق مرزی و ایجاد ناامنی در داخل کشور همراه شده است.
اقدام های تحریک
آمیز شاهزادگان جوان و بی تجربه سعودی در بی ثبات کردن منطقه و کشاندن پای
قدرت های استعماری به خلیج فارس و بخصوص تمایل آنها به سمت گروهک منافقین
که در 30 سال گذشته از هیچ دشمنی علیه ملت خود فروگذار نکرده و نشست و
برخاست با سران آنها، نشان از وقوف آنها به همین فروپاشی است که دولت ها و
مردم منطقه آن را انتظار می کشند.