۱۶ / شهريور / ۱۴۰۵ - 07 September 2026
06:17
کد خبر : 8837135
۰۹:۳۶

۱۳۹۵/۱۲/۲۱
بازخوانی نقش رسانه در تربیت اسلامی

از هویت سازی تا ارتقای اخلاق جامعه

نقش رسانه در تربیت اسلامی بسیار مهم و برجسته است و در صورت کاربرد رسانه در جهت اهداف گفتمان اسلامی می‌تواند عاملی در جهت ترویج و تبلیغ آموزه‌های مذهبی باشد.
به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، حسین نادریان: تربیت به معنای پرورش دادن است و تربیت اسلامی پرورش دادن استعدادهای انسان و به فعلیّت درآوردن استعدادهایی است که میتواند به ساختن و پرداختن انسان رباني مورد نظر قرآن کریم بینجامد. به طور کلی در فرایند تربیت، عوامل متعددی نقش دارند. در این میان، رسانه به مثابه یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی در عصر کنونی از نقش ویژهای برخوردار است. اهمیت نقش رسانه در حدی است که میتوان ادعا کرد سهم والدين در تكوين شخصيت فرزندان، روزبه‌روز کاهش مییابد.

متأسفانه به دلیل سلطه تکنولوژیکی و ارتباطی غرب بر فضای رسانه به نقش رسانه در تکوین تربیت اسلامی بی‌توجهی میشود. امری که میتواند موجبات ضعف گفتمان اسلامی را فراهم آورد. در شرایط در هم تنیدگی شبکههای اجتماعی و برجستگی رسانههای نوین، توجه به این مسأله ضروری است. در همین راستا نوشتار مزبور نگاهی به بازخوانی نقش رسانه در تربیت اسلامی دارد.

رسانه در تربیت اسلامی

نقش رسانه در تربیت اسلامی را با توجه به کارکردهای متعدد آن میتوان تبیین کرد. در واقع ابتدا باید هدف را تعیین کرده و سپس از رسانه در این راستا استفاده کرد. در تربیت اسلامی هدف رسیدن به انسانی الهی است. بنابراین نقش رسانه در تربیت اسلامی، پرورش استعدادهایی است که ما را در رسیدن به این هدف یاری کند.

کارکردهای رسانه و تربیت اسلامی

کارشناسان، کارکردهای متعددی برای رسانه تعریف میکنند. هر گفتمانی برای آنکه بتواند هویتهای گفتمانی مقبول و مشروع خود را بسازد نیاز دارد تا از ابزار متفاوتی بهره ببرد. گفتمان اسلامی نیز در جریان تربیت اسلامی، رسانه‌‌ را به کار میگیرد و کارکردهای آن را در جهت تأمین اهداف خود معطوف می‌کند. نقش رسانه در فرایند تربیت به‌ویژه تربیت کودکان انکار ناپذیر است. هنگامی که سخن از تربیت اسلامی میشود این امر حساس برانگیزتر میشود. بنابراین در این راستا بايد اصولی را مدنظر قرار داد.

از نظر شهید مطهری اصول مورد توجه تربیت اسلامی عبارتند از هماهنگی با فطرت، اعتدال، تأمین نیازهای واقعی، تأکید به تربیت دوره کودکی، حکمت‌جویی، بهره‌گیری از اراده، تلازم و تناسب علم و عقل، انسان دوستی، جذب و دفع و پیوند تربیت با معنویت.[1]

اندیشه ورزی و تعیین الگوهای فکری

رسانهها به باورپذیری، مفهوم سازی، اندیشه‌ورزی و تبیین و تعیین الگوهای فکری و انسجام‌بخشی به نظامهای معنایی به منظور ارتقای سطح دانش و معرفت مساعدت می‌كنند.[2] بنابراین گفتمان اسلامی باید براي باورپذیری اصول تربیتی و اهداف عالی خود در تربیت انسان الهی، رسانه را به کار گیرد. رسانه نمیتواند چگونه اندیشیدن درباره یک موضوع را به مردم بیاموزد امّا میتواند موضوع اندیشیدن را برای آنها تعیین كند. در واقع آنها می‌توانند با برگزیدن برخی موضوعات خاص و تأکید بر آنها، باعث شوند جامعه برای این موضوعات اهمیت قائل شود.[3] علاوه بر این بر مبنای الگوي نظري«كشت»، تماشاي مكرر محتوايي كه به‌ شكل اجتناب‌ناپذيري، جهان‌بيني ويژه‌اي را ممكن مي‌سازد، سبب كاشتن آن جهان‌بيني در كودكان بيننده برنامه مي‌شود. جرج گربنر با طرح اين نظريه مدعي است كه تماشاي زياد برنامه‌هاي تلويزيوني از سوي كودكان، باور ثابتي از جامعه را به آنها ارائه مي‌دهد كه در فرايندي شبيه به ساييدن يا كاشتن بر آنان اثر مي‌گذارد.[4]

بنابراین رسانه با برجسته سازی آموزههای مذهبی و توجه هم‌زمان به نیازهای جسم و روح میتواند به ارتقای سطح دانش و معرفت کمک كند. در واقع هنگامی که الگوهای فکری بر مبنای اصول تربیت اسلامی ساخته شود، موجب میشود تا مخاطب با کسب آگاهی و معرفت به شناخت بیشتری از اسلام دست یابد.

بازسازی و تقویت فرهنگ

رسانه همچنین میتواند فرهنگ را بازسازی و تقویت كند. ژان کازینو بر این باور است که ارتباطات نقش استحکام دهنده و تقویت کننده‌ای دارند که مبتنی بر زمینههای فکری و فرهنگی جامعه است.[5] بنابراین همان‌گونه که بورن نیز میآورد ارتباطات ابزاری برای ایدهپردازی و فرایندی برای تشریح و تفسیر ایدهها، افکار، عقاید و باورها محسوب مي‌شود که مبادله نظر میان پیام رسان و پیام گیر را برای تثبیت و تحکیم اعتقادات اجتماعی ممکن میسازد.[6] رسانه از طریق انتقال ارزشها و  ایدئولوژی مسلط نقش تأثیرگذاری در شکل دادن به آگاهی عمومی و تفکر و رفتار اجتماعی سازگار با باورهای حاکم دارد.[7]

توجه به این امر در شرایطی که نبرد تبلیغاتی و فرهنگی در قالب جنگ رسانهای در قالب اشکال نوین رسانه، شکلی غیرقابل کنترل یافته، امری ضروری است. با توجه به این کارکرد رسانه است که میتوان مؤلفههای تربیت اسلامی را در قالب هنجارها و ارزشهای مطلوب به پیامهای رسانهای تبدیل کرد و آن را در زمینه و شرایط فرهنگی و اجتماعی بومی خود استفاده کرد. مختصات این زمینه بر مبنای متغیرهای دینی و مذهبی میتواند در جهت انتقال ارزشهای اسلامی به کار گرفته شود. اینجاست که رسانه نقش یک پیام‌رسان و مبلغ را ایفا می‌كند.  در چنین شرایطی است که رسانهها به مثابه بازتاب دهنده ارزشهای فرهنگی و ایدئولوژیهای اجتماعی، به ترویج و انتشار ارزشها میپردازند. رسانهها از کارکرد عمدهای در تفسیر مردم از بایدها و نبایدها و ادراک  آنان از محیط اجتماعی و فیزیکی و به طور کلی نگرش جامعه به ارزشهای اخلاقی، احساسی و روحی و جهت‌دهی به قضاوتها و معیارهای اجتماعی با توجه به نقشها (شامل جنس، سن و موقعیت) و مقررات رفتاری برخوردار هستند.[8]بنابراین با توجه به این میتوان با تعریف اصول و هنجارهای مذهبی بر مبنای اصول تربیت اسلامی قضاوتها و تفاسیر مخاطب را هدایت کرد. بدین‌گونه فرهنگ اسلامی هنگامی که زمینه و حاکم بر رسانه باشد میتواند در قالب این امور تقویت شود.

رسانه و هنجارسازی

رسانه خود هنجارساز است."جیمز لال" هنجارها را به عنوان شیوههای سازمند، الگومند  و قاعده‌مندی محسوب میكند که توقع سازگاری اجتماعی را  منتقل میکنند.[9] این مسأله از لحاظ تربیتی بسیار مهم است. چرا که تربیت بدون توجه به هنجارها میسرنیست، بنابراین مهم است که رسانه چه هنجاری میسازد. اگر قرار است در فرایند تربیت اسلامی رسانه به کار گرفته شود، باید به نوع ارزشگذاریها و بایدها و نبایدها توجه شود. بنابراین رسانه با کارکرد هنجارسازی باز هم میتواند نقش مؤثر و برجستهای در تربیت اسلامی داشته باشد. مرزها و چارچوبهای هنجاری مطابق با ارزشهای اسلامی میتواند رسانه را به یک تریبون تبلیغاتی تبدیل كند و مخاطب را درگیر خود سازد.

رسانه ونمادسازی

نمادسازی از دیگر کارکردهای رسانه است. نماد را میشود همان اسطوره، تصویر و نشانه دانست که حامل معنا است. آنگاه که ماده ورای مادیت خود، مفادی معنوی مییابد. رسانه نیز با تصویر سازی و قرار دادن تصاویر ذهنی در مسیر خودخواسته به تولید و انتقال ابعاد اسطورهای فرهنگ، اطلاعات و معنا میپردازد. ابزار کاربردی آنها استفاده از نشانهها، نمادها و حاملهای معنایی است. آنها با کدگذاری و ارسال پیام، مخاطب را به تعمق و تفکر در نشانهها و پذیرفتن نمادها وا میدارند؛ مخاطب با ترکیب اطلاعات و معنا میتواند پیام را دریافت و رمزگشایی كند.[10] بنابراین رسانه با تصویرسازی و قرار دادن تصاویر در مسیر هدف متعالی گفتمان اسلامی می‌تواند به صورت تلویحی فرایند انتقال معنای مطلوب را طی كند. تحقق نظام معنایی اسلامی و دعوت مخاطب به تعمق و تفکر در نشانهها میتواند بر موفقیت فرایند تربیت و پرورش مخاطب بیفزاید. اگر قرار است پیامی گفته شود، هنر در چگونگی انتقال دادن آن است. تجربه ثابت کرده است استفاده مستقیم و صریح از پیامهای اخلاقی و مذهبی، گاهی شکل نصیحت و اندرزهای بدون کاربرد را دارد امّا در صورت استفاده صحیح از نمادسازی ، رسانه را به یک مجرای جذاب برای حرفهای ناگفته بدل میكند.

رسانه و جامعه پذیری

شاید یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه جامعه‌پذیری باشد. رسانههای جمعی در بین‌المللی شدن ایستارها و ارزشها در گرداگرد جهان نقش مهمی ایفا میکنند. تلویزیون با بهرهگیری از دو حس بینایی و شنوایی میتواند بر حجم وسیعی از مخاطبان عام، تأثیر نیرومندی داشته باشد. از این طریق الگوسازی و شناساندن سرمشقهای فرهنگی به افراد و گروهها جهت درک آگاهانه و درونی‌سازی آنها و تحول در رفتارها و فعالیتهای اجتماعی صورت میپذیرد.[11] رسانه میتواند به درونیسازی و درک آگاهانه افراد از مطلوبیتهای اسلامی کمک كند. می‌تواند با تعریف هنجارهای اسلامی و مطلوب در فرایند جامعه‌پذیری تحول فرد را به سوی انسان الهی تسهیل كند.

نقش رسانه در تربیت اسلامی

مجموع این کارکردها نشان میدهد رسانهها تأثیر فراگیری بر تجربه فرد دارند. این امر تنها به این علت نیست که آنها بر نگرشهای ما به شیوه خاص تأثیرگذارند بلکه به این دلیل است که رسانه ها وسیله دسترسی به اطلاعاتی هستند که بسیاری از فعالیتهای اجتماعی به کمک آن‌ها ممکن می شود.[12]برای نمونه، بر اساس نظريه‌ «فراگيري اجتماعي»، تماشاي هر محتوايي‌ موجب مي‌شود هنگامي كه  به یک دليل معقول، کودک محيطي براي‌ بازآفريني آن محتوا يافت، آن را در قالب رونوشت‌برداري يا تقليد معقول تكرار كند. در اين نظريه، فرض بر اين است كه تماشاي‌ محتوايي خاص به شكل‌گيري بيشتر چنين محتواهايي در اطلاعات، نگر‌ش‌ها و رفتارهاي كودك مي‌انجامد.[13]

چنانچه میتوان بخشی از سخنان امام خمینی(ره) پیرامون تأثیر تلویزیون در تربیت را مصداق خوبی برای این موارد دانست. ایشان با توجه به نقش مهم تلویزیون به عنوان رسانهای مهم در سالهای گذشته آن را از سایر رسانهها متمایز میکنند. چرا که از نظر ایشان« اين يك وضعيت خاصي دارد كه اين بچه‌هاي دو سه ساله، سه چهار ساله، به اين نگاه مي‌كنند و از اين بر روح آنها اثر گذاشته مي‌شود تا پيرمردها، تحت تأثير واقع مي‌شوند و اين يك دستگاهي است كه در خدمت‌گزاري مي‌تواند بهترين دستگاه‌ها باشد و درخيانت مي‌تواند بالاترين خيانت را بكند». با توجه به این نقش تلویزیون و رادیو است که ایشان بر جایگاه تبلیغاتی این رسانهها تأکید داشتند و میگفتند:« اگر اين اصلاح بشود يك كشور را مي‌تواند اصلاح بكند و اگر خداي نخواسته انحراف در اين باشد يك كشور را مي‌تواند منحرف كند».

امام بر عمومیت مخاطبان تلویزیون و دامنه وسیع آن از قشر بیسواد جامعه تا باسواد و نخبه توجه دارند و انحراف در رسانه را مایه انحراف در مخاطبان بر میشمرند. بدین ترتیب از دیدگاه امام(ره) این رسانه میتواند از مدرسه‌ها بالاتر باشد: مدرسه عمومي برای سرتاسر كشور و همین دامنه مخاطب، مسئوليتی بزرگ بر دوش آن میگذارد. و خدمت در آن را به يك خدمت ارزنده بسيار بزرگ تبدیل میكند.[14]این سخنان میتواند نشان دهنده درک و توجه امام به نقش رسانه در فرایند تربیت اسلامی باشد.

رهبر معظم انقلاب اسلامي نیز  نقش رسانهها در جهت‌دهي فكري و فرهنگي، تعيين ساختار هويت ملتها و ارتقاي اخلاق و معنويت در جامعه را بسيار مهم و تعيين كننده میخوانند و با اشاره به انحصار فكري و فرهنگي حاكم بر رسانههاي جهان و عملكرد آن‌ها در تأمين منافع شركتهاي بزرگ اقتصادي و قدرتهاي سلطه‌طلب تأكيد میکنند، اگر بر مديريت رسانهاي و برنامه‌سازي رسانهها، دين، اخلاق و فضيلت حاكم شود، قطعاً وضع بشر بهتر از وضع موجود خواهد بود و در چنين شرايطي رسانهها ميتوانند زمينه‌ساز خوشبختي انسانها باشند.[15]

بنابراین نقش رسانه در تربیت اسلامی بسیار مهم و برجسته است و در صورت کاربرد رسانه در جهت اهداف گفتمان اسلامی میتواند عاملی در جهت ترویج و تبلیغ آموزههای مذهبی باشد.

پی نوشتها:

[1]حسین ملکی، اصول تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری ، فصلنامه مصباح، شماره 50، صص103-122

[2]اد بورن، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه، ترجمه مهرسیما فلسفی، تهران:انتشارات مرکز تحقیقات، مطالعه و سنجش برنامهای صدا و سیما، 1379، ص100

[3]محمدرضا دهشیری، اصول خبررسانی و برنامه سازی در رسانه ملی، تهران: انتشارات سروش،1384، صص81-82

[4]عليار کريمي‌فرد، «اثرپذيري کودکان از رسانه‌اي به نام تلويزيون»،ص34

[5]ژان کازینو، رسانهها، ارتباطات، فرهنگ: رهیافتی جهانی، ترجمه مجید نیکو دست، تهران: مؤسسه انتشارات روزنامه ایران، 1364، ص105

[6]اد بورن، همان، ص268-270

[7]J .Lull, Media, Communications, Culture: A Global Approach, Second Edition, Cambridge, UK: Polity Press,2000,p.2

[8]بورن، همان، صص107-115

[9]J.Lull,Ibid,p.89

[10]T. Copley, Religious Education: Developing Primary Teaching Skills, Lonon:Routledge,1994,p.7

[11]استوارت ام هوور و نات لاند بای، بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ، ترجمه مسعود آریایی نیا، تهران: انتشارت سروش و مرکز تحقیقات، مطالعه و سنجش برنامهای صدا و سیما، 1382، ص197

[12]آنتونی گیدنز، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران:نشرنی، 1385، ص484

[13]عليار کريمي‌فرد،«اثرپذيري کودکان از رسانه‌اي به نام تلويزيون»،ص34

[14]بيانات امام خميني(ره) در جمع گروهي از مسئولان كاركنان واحد سياسي و اخبار صدا و سيماي جمهوري اسلامي‏، 27/12/1360، صحيفه نور، ج 16، ص 82

منبع: مجله بانوی امروز



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید