این حدیث این پیام را به ما می دهد؛ باید در همه حال از مسیر زندگی مان راضی به رضای خداوند باشیم، زیرا او صلاح زندگی ما را بهتر از خود ما می داند؛ یعنی اگر اقرار باشد یک شب سر سفره فقط نان خالی داشته باشیم یا اصلاً یک شب غذایی برای خوردن نداشته باشیم و یا حتی اگر قرار باشد تا پایان عمرمان زندگی فقیرانه ای داشتیم نباید گلایه ای از درگاه الهی داشته باشیم؛ شاید او دارد ما را در این راستا از زندگی مان امتحان می کند که آیا در زمان تنگدستی هم شکر گذارش هستیم یا اینکه زمان هایی که فقط پولمان از پارو بالا رود؛ دست به درگاهش بلند کرده و شکرش را به جا می آوریم، شاید می خواهد به ما یاداوری کند، به فکر همسایه دیوار به دیوارمان هم باشیم که سر گرسنه روی بالش نگذارد، شاید ما جنبه دارایی در حد یک زندگی ایده آل را نداشته باشیم و به وسیله همین مال اندوزی به گمراهی کشیده شویم که هم به ضرر خودمان و بالاتر از آن به ضرر دیگرانی که با آنها ارتباط برقرار کردیم، تمام شود؛ مسلماً خداوند دوستمان داشته است و نخواسته به جزء راه خودش در راه دیگری قدم برداریم... اگر از درک بالایی برخوردار باشیم، حتماً می توانیم با این مسائل کنار آمده و با لبخند و افتخار نسبت به عملکرد خداوند، همچنان به زندگی مان در مسیر بندگی ادامه دهیم .
با هم این چند بیت شعر را بخوانیم:
... یکی همیشه که عاشق منه
نگام که میکنه پلک نمی زنه
تنهاس خودش ولی تنهام نمی زاره
دریا که چیزی نیست عجب دلی داره ...
با این خدا و این فرستادگان خدا، دیگر دلیلی نمی ماند که این افراد دستشان را جلوی مردم باز کنند، بلاخص آن هم از راه نادرست... .
البته اینکه باید در مشکلات زندگی؛ از جمله مالی گاهی به یکدیگر دست یاری برسانیم؛ حرفی باقی نمی ماند؛ ضمن آنکه خداوند بانی این امر خیر نزد بندگانش شده است.
در عین حال تمام حُسن این حدیث در این است اگر همیشه رزق زندگی مان را از خدا طلب کنیم؛ او هم همیشه زمینه لازم را جهت اینکه به آن دست پیدا کنیم، فراهم می کند .
در کنار بحثمان البته لازم هست بدانیم؛ روزی انسان فقط در تلاش برای به دست آوردن امور مادی مانند پول نمی گنجد بلکه لبخند به چهره پدر و مادر، کمک به آنها، تجربه های خود را به دیگران آموختن و ... که از امور معنوی هستند، جزو روزی انسان نیز محسوب می شود .
در زمینه امور مادی که البته در لایه پنهان آن امور معنوی همچنان سر جای خود ایستاده است، روزی انسان فقط در تلاش برای به دست آوردن پول نمی گنجد بلکه وقتی یکی از اعضای خانواده یا مهمانی برایمان هدیه ای هر چند کوچک تهیه کرد و آن را به ما داد؛ آن هدیه روزی آن روز ما می شود، اگر فردی به ما شیرینی تعارف کرد و ما آن را از دست او گرفتیم؛ آن شیرینی روزی آن روز ما می شود و ... البته برای تهیه آنها نیز، پول پرداخت شده است البته از جانب فرد دیگری اما برای ما نفس موضوع مهم است که بدون آنکه پولی خرج کنیم، روزی مان را از درگاه الهی به وسیله بندگانش دریافت کردیم.
برای درک مطالبی که مطرح شد، کافی است سواد معنوی مان را افزایش دهیم؛ در این صورت می توان آرام، آرام نقش طمع را از زندگی مان حذف و برای قناعت با ثروتش تمام نشدنی اش نقش تعریف کرد.
سواد معنوی یقیناً نقش ویژه ای در موفقیت ما در ارستای زندگی دارد و این گفته خداوند است؛ در روز قیامت به عنوان مثال او از ما نخواهد پرسید، چقدر ثروت داشتید بلکه می پرسد با ثروت خود دست چند خانواده فقیر را گرفتید تا در مقابل فرزندانشان شرمنده نشوند و چون خانواده های دیگر به آینده فرزندانشان در عرصه زندگی، علمی،فرهنگی و ... امید وار باشند و بدانند، میوه های زندگی شان مانند دیگر فرزندان این جامعه به خدمت رسانی در مسیر الهی مشغول هستند و در پایان راه مایه سربلندی شان نزد پروردگار حکیم خواهند بود.
منابع:
اخلاق و آداب معاشرت اجتماعی- محمد جهانشاهی
بیایید نه گفتن را یاد بگیرید - پرورش افکار
بررسی-حق-الناس-در-قرآن-و-حدیث
"فرهنگ و جامعه -ادیان و مذاهب" دین اسلام/ طنین یاس