سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
امام خمینی(ره):من در میان شما باشم یا نباشم نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد/پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید       
l_marquee
کد خبر: ۹۳۳۹۳۶۱
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰- ۲۰: ۰۰
برادر شهید «خلیل جلالی نوبری»:
تبریز- اوایل انقلاب تعدادی از اعضای پایگاه بسیج مسجد «حاج هاشم» به‌ علت انقلابی شدن، از طرف خانواده‌های‌ خود تحریم شده و مخارج‌شان معلق شده بود؛ به همین دلیل، خلیل حقوقش را بین آن‌ها تقسیم می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، «خلیل جلالی نوبری» از رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا در دوران دفاع مقدس است که ۲۵ اسفند سال ۱۳۶۳ در عملیات «بدر» به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

حجت‌الاسلام «حسین جلالی نوبری» برادر این شهید  خصوصیت‌های اخلاقی برادر شهید خود را این‌گونه روایت کرده است:

«خلیل با وجود سنی کمی که داشت، خیلی باایمان و باتجربه بود. حقوق ماهیانه‌اش را بین رزمندگان و بچه‌های مسجد تقسیم می‌کرد.

اوایل انقلاب تعدادی از اعضای پایگاه مقاومت بسیج مسجد «حاج هاشم» که جوان بودند، به‌علت انقلابی شدن، از طرف خانواده‌های خود تحریم شده و مخارج‌شان معلق شده بود؛ به همین دلیل، خلیل حقوقش را بین آن‌ها تقسیم می‌کرد. وی همچنین زیر هر پتویی که جوانان پس از نگهبانی در مسجد می‌خوابیدند، مقداری پول می‌گذاشت تا اگر کسی احتیاج دارد از آن پول استفاده کند.

با شروع جنگ تحمیلی، خلیل عازم جبهه شد و در گروه نامنظم شهید چمران حضور یافت. وی عاشق شهادت بود و از اینکه دوستانش پرواز کرده و او در این دنیا جا مانده بود، ناراحت بود. روزی به زیارت شهدای «وادی رحمت» تبریز رفته بودیم که با حسرت به من گفت «این بلوک هم پر شد و ما شهید نشدیم».

خلیل در عملیات «بدر» زخمی شد؛ ولی پس از پانسمان به خط مقدم جبهه برگشت. وقتی به خاطر نبرد شبانه‌روز با دشمن بعثی همه خسته بودند؛ یکی از نیرو‌ها که پایش تاول زده بود، از خلیل اجازه گرفت نیاید که او هم اجازه داد؛ ولی برای اینکه از قافله عقب نیافتد، با زحمت زیاد حرکت کرد. شب قبل او و چند نفر دیگر برای شکار تانک‌های عراق چندین کیلومتر پیاده‌روی کرده بودند که پاهای‌شان تاول زده بود. آن رزمنده سه جفت جوراب پوشیده بود تا پاهایش در ادامه عملیات اذیت نکند که ساعتی بعد با پا‌های تاول زده به بهشت پرواز کرد».

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: