به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، در آستانه روز معلم، روزی که نماد عشق و فداکاری است، قدم به خانهای گذاشتیم که بوی خاطرات شیرین در آن پیچیده بود، خانواده شهیده محدثه علیزاده، معلمی که با گذشت و دلسوزیاش، نه تنها دانشآموزان را پروراند، بلکه درس فداکاری به میهن به آنها آموخت، وی همراه با همسر و فرزند خردسالش در شهرستان ساوجبلاغ به شهادت رسید و نامش جاودان ماند.

شهیده محدثه علیزاده، زاده بیستم شهریور ۱۳۷۳، در رامسر و در آغوش خانوادهای فرهنگی چشم به جهان گشود، وی که فرزند دوم خانواده بود – با یک خواهر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر – تحصیلاتش را تا فوق لیسانس ادامه داد، لیسانس را از دانشگاه فرهنگیان گرفت و فوق لیسانس را از دانشگاه تربیت مدرس و به عنوان دبیر ریاضی، عشقش را به اعداد و معادلات با دانشآموزان تقسیم کرد، اما زندگیاش در هشتم فروردین ۱۴۰۵، در شهرک ایرانخودرو شهر مهستان شهرستان ساوجبلاغ استان البرز، با حمله موشکی آمریکای جنایتکار و صهیونیست ملعون به خانهشان پایان یافت.
پدر شهیده، با چشمانی پر از خاطرات، ویژگیهای دخترش را مانند گنجینهای گرانبها برشمرد: مهربانی که چون نسیمی دلها را نوازش میکرد، احترام عمیق به والدین، یاریرسانی به همه اعضای خانواده و عشقی سوزان به اهل بیت، به ویژه امام رضا (ع).
پدر با صدایی لرزان اما استوار گفت: بنا به پیشنهاد ما که خودمان معلم بودیم، وارد عرصه معلمی شد، اما نه از روی اجبار، بلکه با عشقی خالصانه تدریس میکرد، علاوه بر آموزش، به پرورش دانشآموزان اهمیت میداد و میخواست آنها نه تنها علم بیاموزند، بلکه انسانهای بهتری شوند و با شهادتش این امر مهم را اثبات کرد.
وی ادامه داد: در خانواده، همسری فداکار و مادری دلسوز بود، مهربانیاش مرز نداشت و همیشه با لبخندی آرام، بار زندگی را سبک میکرد.
وقتی از لحظه شنیدن خبر شهادت پرسیدیم، پدر لحظهای سکوت کرد و سپس گفت: پذیرفتن این اتفاق برایمان سخت و دردآور بود، اما وقتی به شخصیت و منش محدثه فکر کردیم، فهمیدیم که او لایق شهادت بود، او زندگیاش را با ایثار گذراند و حالا در آغوش آسمان آرام گرفته است.
خواهر شهیده، با چشمانی که برق خاطرات در آن میدرخشید، از ویژگیهای برجسته وی، گفت: محدثه بسیار صبور بود، همراهی وفادار، حامی بیچشمداشت، دلسوزی بیپایان و سختکوشی مثالزدنی، به ریاضیات عشق میورزید، ورزش را دوست داشت، قرآن را با دل میخواند، خطاطی را با ظرافت میآفرید، آشپزی را با هنر و فیلم دیدن را با لذت تجربه میکرد، در انجام فرائض دینی، همیشه کوشا بود و ایمانش چون چراغی راه را روشن میکرد.
خواهر، خاطرهای شیرین را بازگو کرد که گویی هنوز زنده است: یادم میآید وقتی همزمان با شغل معلمی، برای ارشد در دانشگاه تربیت مدرس درس میخواند، چقدر تحت فشار بود، مجبور بود صبح زود به مدرسه برود و بعد به دانشگاه بشتابد، مادرم ناهارش را به پدر میداد تا در ماشین، بین دو شیفت، بخورد، همیشه میگفتم: سخت نیست این راه؟ گزینههای سادهتری هم بود! اما او با لبخندی میگفت: من این سختی را دوست دارم، حس خوب و مفید بودن به من میدهد، روز دفاع پایاننامهاش، کنارش بودم، لبخندش، میان استرس و نگرانی، رضایت خاطری داشت که فراموشنشدنی است.
وی به جملهای خاص از محدثه اشاره کرد که عمق روحش را نشان میدهد: اوایل شروع جنگ، وقتی کانالهای خبری از فوت تمام اعضای یک خانواده خبر میدادند، محدثه گفت: اینطوری خوبه دیگه، اگر میخوان بزنن، باهم بزنن، چیه یکی میره و یکی میمونه؟ یا همه با هم یا هیچکس، این کلمات، حالا که خودش با خانوادهاش رفته، بیشتر دلمان را میلرزاند.
خواهر، آرزوی شهیده را اینگونه بیان کرد: به عنوان یک دبیر، همیشه نگران دانشآموزان بود، نگران آینده نسل جدید، دوست داشت آنها با انگیزه بیشتری تلاش کنند و درس بخوانند، تا دنیایی بهتر بسازند.
شهادت معلم شهید محدثه علیزاده، همراه با فرزند و همسرش، در دل یک منطقه مسکونی، سند دیگری از جنایت آمریکای جنایتکار و اسرائیل خبیث است، این فاجعه، فریادی است برای مجامع بینالمللی تا این جنایتها را محکوم کنند، راه محدثه ادامه دارد؛ در قلب دانشآموزان، در عشق خانواده و در ایثار معلمان سرزمینمان.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛