توهمِ دیدهشدن
محمد پورخوشسعادت
وقتی سیاست، میدان رقابت عقلانیت نباشد، به مسابقه اغراق تبدیل میشود. هرکس تندتر سخن بگوید، بیشتر دیده میشود؛ هرکس عجیبتر ادعا کند، بیشتر بازنشر میشود. در چنین فضایی، حقیقت آرامآرام از متن کنار میرود و نمایش، جای آن را میگیرد.
اطلاعیه اخیر دفتر رهبر انقلاب را باید در همین چارچوب فهمید. تأکید بر اینکه اخبار و پیامهای مربوط به آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای تنها از طریق دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب معتبر است، صرفاً تکذیب چند نقلقول نبود؛ دفاع از مرجعیت حقیقت بود. از همین رو، در همان اطلاعیه بر حفظ وحدت، حرمت مسئولان دلسوز و پرهیز از دوقطبیسازی نیز تأکید شد.
در نقطه مقابل این منطق، اما نوع دیگری از سیاستورزی قرار دارد؛ سیاستی که نه با واقعیت، بلکه با هیجان نفس میکشد.
محمدباقر خرازی یکی از شناختهشدهترین مصادیق این شیوه است. روزی از ساخت و شلیک بمب اتم بهعنوان «تنها راه نجات» سخن میگوید؛ از انفجار بمب در اقیانوس اطلس و رسیدن سونامی به سواحل آمریکا حرف میزند؛ مخالفان بمب اتم را مستحق عذاب میداند؛ توصیه شهید حاجیزاده مبنی بر اینکه «ما بهتر از بمب اتم را داریم» را به سادگی نادیده میگیرد؛ روزی دیگر از تغییر جغرافیای منطقه میگوید و امروز نیز نسخه استعفای رئیسجمهور را میپیچد.
اینها را اگر کنار هم بگذاریم، دیگر با چند اظهار نظر شاذ روبهرو نیستیم؛ با یک الگوی ذهنی مواجهیم.
الگویی که در آن، جلب توجه از حقیقت مهمتر است؛ هیجان، جای مسئولیت را میگیرد و دیده شدن، بر درست دیدن غلبه میکند.
جامعهای که چنین صداهایی را تشویق کند، ناخواسته به بازتولید توهم کمک میکند. در چنین فضایی، بحران دیگر مسئلهای برای حل کردن نیست؛ فرصتی است برای دیده شدن. هرچه ادعا بزرگتر باشد، سهم آن از توجه عمومی نیز بیشتر خواهد بود؛ بیآنکه کسی مسئولیت پیامدهای آن را بپذیرد.
ایران امروز بیش از هر چیز به عقلانیت نیاز دارد؛ عقلانیتی که مرز نقد و تخریب را بشناسد، اختلاف را با انشقاق یکی نگیرد و هیجان را جایگزین حکمت نکند.