امور خانواده: در بخش نخست این پرونده، دکتر معصومه حاتمی، روانشناس سلامت، از مرز باریک میان «مراقبت پرستارگونه» و «ارتباط عاطفی فرزندی» گفت و توضیح داد که چگونه مشورت گرفتن از والدین سالخورده و مرور خاطراتشان، حس ارزشمندی را به آنها برمیگرداند.
اما تله دیگری نیز در کمین فرزندان دلسوز است: اینکه از سرِ محبت، دستبهسینه بایستند و اجازه ندهند پدر و مادرشان دست به سیاه و سفید بزنند! رفتاری که در ظاهر احترام است، اما در باطن، آخرین رشتههای «احساس کارآمدی» سالمند را قطع میکند. دکتر حاتمی در ادامه این گفتوگو، از معجزه مشارکت دادن سالمندان در کارهای ساده و روزمره خانه میگوید.
لطفاً همه کارها را خودتان انجام ندهید!
بسیاری از ما تصور میکنیم اگر پدر یا مادر پیرمان را روی مبل بنشانیم و تمام کارهایشان را بیکموکاست انجام دهیم، فرزند نمونه بودهایم؛ اما این روانشناس سلامت هشدار میدهد که حذف نقش سالمند در خانه، آسیبزاست:
«نکته مهم دیگر، مشارکت دادن سالمندان در کارهای روزمره خانه است. من همیشه در کارگاهها و جلساتم میگویم که تو را به خدا، کاری نکنیم که سالمند احساس کند دیگر هیچ نقشی در زندگی ندارد! اگر ما همه کارهای سالمند را برایش انجام بدهیم، لزوماً به این معنا نیست که بهترین رفتار را با او داشتهایم.»
معجزه مسئولیتهای کوچک
مشارکت دادن سالمند به معنای سپردن کارهای سنگین و طاقتفرسا یا دستور دادن به او نیست؛ بلکه هنرِ ساختنِ فرصتهای کوچک و متناسب با توان و علاقهاش است تا همچنان خود را عضوی مؤثر در چرخه زندگی ببیند. گاهی خودِ پدر و مادرها پیشقدم میشوند و پیشنهاد میدهند کاری را انجام دهند که در این مواقع، استقبال از پیشنهادشان بسیار مهم است؛ گاهی هم ما میتوانیم با لحنی کاملاً محترمانه و خواهشی از آنها کمک بگیریم.
دکتر حاتمی با مثالهای ملموس و صمیمانه، راه و رسم این کار را نشان میدهد:
«وقتی خودشان پیشنهاد میدهند کاری را انجام دهند، حتماً با روی گشاده بپذیریم و مانعشان نشویم. یا مثلاً وقتی میخواهیم لباسها را از روی تراس جمع کنیم، میتوانیم با لحنی خواهشی بگوییم: مامان جان، الهی فدایت شوم، اگر دوست داری و خسته نمیشوی، زحمت میکشی این لباسها را برایم جدا کنی؟ بیزحمت لباسهای من، همسرم و بچهها را از هم سوا میکنی؟ یا همانطور که در گذشته سالمندان نخود، لوبیا و برنج پاک میکردند، اگر خودشان تمایل دارند، میتوانیم خواهش کنیم در حد توانشان در چنین کارهایی به ما کمک کنند.»
او در ادامه نمونههای دیگری از این کمکگرفتنهای هوشمندانه و محترمانه در شلوغیهای روزمره و مهمانیها را مرور میکند:
«مثلاً با احترام از او خواهش کنیم و بگوییم: مامان جان، اگر برایت زحمتی نیست و حوصله داری، میشود لطف کنی و این روبالشیها را برایم بدوزی؟ یا وقتی چند دست قاشق و چنگال داریم و مهمانی گرفتهایم، بگوییم: مامان جان، اگر دستت درد نمیگیرد، برایت مقدور است کمکم کنی و این قاشق و چنگالهای گلسرخی را از آن مدلهای دیگر برایم جدا کنی؟»
همین خواهشهای ساده، مودبانه و محبتآمیز و پذیرفتن کمکهایی که خودشان داوطلبانه پیشنهاد میدهند، پیام روشنی به قلب و ذهن والدین سالخورده مخابره میکند: اینکه حضورشان هنوز گرهگشاست، دستانشان هنوز برکت خانه است و زندگی بدون همراهیهای کوچک آنها چیزی کم دارد.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان