به گزارش خبرگزاری بسیج ایلام،روز فرهنگ عمومی فرصتی برای بررسی این پرسش است که چرا با وجود تأکید بر ارزشهایی مانند احترام، همدلی، نظم و مسئولیتپذیری، بخشی از این مفاهیم هنوز به رفتار پایدار اجتماعی تبدیل نشدهاند؟ مسئله تنها کمبود برنامههای فرهنگی نیست، بلکه میزان اثرگذاری این برنامهها بر نگرش و رفتار مردم اهمیت دارد.
فرهنگ عمومی مجموعهای از باورها، ارزشها، هنجارها و رفتارهایی است که کیفیت زندگی اجتماعی را شکل میدهد. رعایت حقوق شهروندی، حفظ محیطزیست، احترام به قوانین و مشارکت در امور اجتماعی از جمله شاخصهایی هستند که میتوان وضعیت فرهنگ عمومی را با آنها سنجید.
شکاف میان ارزشها و واقعیتهای اجتماعی
یکی از چالشهای مهم فرهنگ عمومی، فاصله میان رفتار مطلوب و آن چیزی است که در زندگی روزمره اتفاق میافتد. احترام به حقوق دیگران یک ارزش پذیرفتهشده اجتماعی است، اما در برخی موقعیتها منافع فردی بر حقوق جمعی غلبه پیدا میکند.
این مسئله را نمیتوان صرفاً به ضعف اخلاق فردی نسبت داد؛ کیفیت آموزش، شرایط اقتصادی، میزان اعتماد عمومی، تجربه زیسته شهروندان و نحوه اجرای قوانین نیز در شکلگیری رفتارهای اجتماعی نقش دارند. هنگامی که مردم با بینظمی یا اجرای ناهماهنگ قوانین مواجه میشوند، اعتماد اجتماعی و انگیزه رعایت هنجارهای مشترک نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. بنابراین، اصلاح فرهنگ عمومی بدون توجه به زمینههای اجتماعی و اقتصادی، نتیجه محدودی خواهد داشت.
خانواده، نخستین بستر شکلگیری فرهنگ عمومی
امینی روانشناس اجتماعی، با تأکید بر نقش خانواده در انتقال ارزشها، گفت: احترام به دیگران، مسئولیتپذیری، قانونمداری و مهارت گفتوگو از طریق رفتار والدین به فرزندان منتقل میشود. با این حال، تغییر سبک زندگی، گسترش فضای مجازی و کاهش تعاملات خانوادگی، انتقال این ارزشها را با چالشهایی روبهرو کرده است.
وی افزود: تفاوت نگرش و سبک زندگی نسل جدید با نسلهای گذشته، در صورت نبود گفتوگوی سازنده میتواند به شکاف نسلی منجر شود. پذیرش تفاوتها، پرهیز از برخوردهای دستوری و مشارکت دادن جوانان در تصمیمگیریها، از راهکارهای کاهش این فاصله و تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی است.
شبکههای اجتماعی، بازتعریف الگوهای فرهنگی
شبکههای اجتماعی با تغییر شیوه ارتباطات و دسترسی گسترده به اطلاعات، نقش مهمی در شکلگیری نگرشها، سلیقهها و رفتارهای اجتماعی دارند. این فضا در کنار افزایش آگاهی و تبادل فرهنگی، میتواند زمینه گسترش اخبار نادرست، خشونت کلامی و عادیسازی برخی رفتارهای آسیبزا را نیز فراهم کند.
مهرابی استاد علوم ارتباطات دانشگاه،گفت: تأثیر رسانههای اجتماعی بر فرهنگ عمومی به شیوه استفاده و میزان سواد رسانهای کاربران وابسته است. آموزش تفکر انتقادی، تقویت سواد رسانهای و تولید محتوای متناسب با نیاز نسل جوان میتواند ضمن کاهش آسیبها، ظرفیت این شبکهها را برای ترویج مسئولیتپذیری و ارزشهای اجتماعی افزایش دهد.
سیاستگذاری فرهنگی، از برنامهمحوری تا مسئلهمحوری
علی هلشی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام، نیز با تأکید بر ضرورت تناسب برنامههای فرهنگی با نیازهای جامعه، گفت: سیاستگذاری فرهنگی باید بهجای تمرکز صرف بر برنامههای مناسبتی، بر شناسایی مسائل واقعی و ظرفیتهای هر منطقه استوار باشد.
وی افزود: در استان ایلام، توجه به فرهنگ عشایری، آدابورسوم محلی، ظرفیتهای بومی و تغییرات سبک زندگی نسل جوان، برای تدوین برنامههای اثربخش ضروری است. از سوی دیگر، حضور مردم، هنرمندان، دانشگاهیان، تشکلهای مردمی و جوانان در طراحی و اجرای برنامهها میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند و شهروندان را از مخاطبان منفعل به مشارکتکنندگان فعال در شکلدهی فرهنگ عمومی تبدیل کند.
عبور از فرهنگ مناسبتی به فرهنگ رفتاری
یکی از مسائل اساسی در مدیریت فرهنگی، چگونگی سنجش نتایج برنامههاست. برگزاری همایش، جشنواره و نشست فرهنگی بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت باشد؛ بلکه باید مشخص شود این فعالیتها تا چه اندازه در بهبود رفتارهای اجتماعی، افزایش مشارکت مردم و تقویت مسئولیتپذیری عمومی اثرگذار بودهاند.
برای رسیدن به این هدف، هماهنگی خانواده، آموزشوپرورش، دانشگاهها، رسانهها، مدیریت شهری و دستگاههای فرهنگی ضروری است. هیچ نهادی بهتنهایی نمیتواند مسئولیت اصلاح فرهنگ عمومی را بر عهده بگیرد و هیچ برنامهای بدون مشارکت مردم به تغییر پایدار منجر نخواهد شد.
فرهنگ عمومی در نهایت نه با تعداد مصوبات و همایشها، بلکه با کیفیت روابط اجتماعی و رفتار شهروندان سنجیده میشود. عبور از فرهنگ مناسبتی به فرهنگ رفتاری، زمانی امکانپذیر است که احترام به حقوق دیگران، قانونمداری و مسئولیتپذیری از سطح توصیههای کلامی فراتر بروند و به بخشی طبیعی از زندگی روزمره تبدیل شوند.
خبرنگار:فریبا میرزایی