۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
03:48
کد خبر : 8778661
۱۲:۴۵

۱۳۹۵/۰۸/۲۶
یادداشت/

رد پای فمینیست در مراکز تصمیم گیری حوزه زنان کشور

در نشست ها و همایش های داخلی به جای پیگیری برنامه های توسعه کشور و قوانین اجرا نشده در حوزه زنان و خانواده، تبدیل به تریبونی برای انتظارات یونیسف و یونسکو و اجلاس های فمینیستی شده اند.
 به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، اهمیت حضور زنان در جامعه، از آن دست بحث هایی است که همواره با چالش روبه رو بوده است؛ در ایران پس از انقلاب اسلامی، آنچه درباره زنان محوریترین موضوع محسوب می شد، حفظ ارزش، جایگاه زنانگی و نقش فرهنگی- تربیتی او بوده است. حال آنکه دیدگاه غالب نظریه پردازان غربی، کاملاَ مقابل این اندیشه است؛ برخلاف حاکمیت اسلامی، حفظ ”کانون خانواده” و ”نسل سازی” نه تنها یک شغل و وظیفه مهم زن غربی نیست، بلکه یک مانع جدی برای هرگونه فعالیت اجتماعی وی محسوب می شود. سیاستگذاری های اومانیستی غرب، ارزش زن را به زنانگی نمی داند، بلکه ”زن” وقتی زن می شود که ”مرد”باشد.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و استقرار تفکر اسلامی در تصمیم گیری های کلان کشور، یکی از وظایف جدی فعالان اجتماعی مبارزه با این دیدگاه غربی و تلاش برای اتخاذ رویکرد ارزش مدارانه برای زنانبود. این دستیابی بر اثر نگاه کثیرالابعادی بود که به مسائل و آسیب های حوزه زنان داشتند. نخبگان اجتماعی دانستند که برای بهبود اوضاع زنان در جامعه در ابتدا باید ارزش زنانگی آن ها را برایشان یادآوری کنند. نباید با مقایسه زن مسلمان با جایگاه زن غربی، ارزش ها را در مقام مقایسه قرار دهند. زن مسلمان در خط مقدم فرهنگ ایستاده است اما زن غربی در مسیر توسعه و پیشرفت صنعت، پشت سر مردها در حال دویدن و نرسیدن است. شواهد نشان می دهد که با وجود ادعای شدید نظریه پردازان و رجل سیاسی غرب، هنوز هم تعداد زنان فعال سیاسی، اقتصادی و ... آن ها بسیار پایین تر از مردان است.

به رغم اين مهم در عمر سه ساله دولت تدبیر و امید، فعالان زن دولتی علاقه زیادی برای مقایسه نحوه حضور زن ایرانی با غربی در مناصب سیاسی و مدیریتی داشته اند؛ در حالی که زنان ایرانی از عدم اجرای قوانین حمایتی و نبود لوایح درست و درمان برای بهبود اوضاعشان رنج می برند، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مطالبه گر مسائل حاشیه ای و غیرضروری حوزه زنان شده است و به کرات به مقایسه درصد حضور سیاسی زن مسلمان و غربی می پردازد.

در کشور اسلامی اولویت حضور زنان در عرصه های فرهنگ سازی و تربیت کادر اجتماعی پایش می شود؛اما شاخص ایندکس های غربی، زن را کاملاَ با مردها مقایسه می کند، زنان را دراقتصاد،سلامت،تحصیلات و مشارکت سیاسی مورد ملاحظه قرار می دهد اما هیچ نگاهی به حضور آنان در مباحث «فرهنگی - اجتماعی» و «فرهنگی - تربیتی» ندارد. با این وجود مسئولین کشور در حوزه زنان مدام طبل خالی غرب را بر سر زن مسلمان ایرانی می کوبند. در نشست ها و همایش های داخلی به جای پیگیری برنامه های توسعه کشور و قوانین اجرا نشده در حوزه زنان و خانواده، تبدیل به تریبونی برای انتظارات یونیسف و یونسکو و اجلاس های فمینیستی شده اند.

چندی پیش هم اولین نشست از سلسله‌ نشست‌های حقوق زنان با عنوان”چالش‌های حضور زنان در عرصه مدیریت” با سخنرانی شهیندخت مولاوردی،معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این برنامه هم در ادامه روند گفته شده قرار داشت. و بازهم داستان به مقایسه زن ایرانی با زن غربی ختم شد. او با اظهاراتی مانند: «تبعیضات جنسیتی مانع اصلی مشارکت زنان در بخش‌های دولتی است» و «به دلیل نگرش‌های تبعیض‌آمیز و مسئولیت‌های خانه‌داری، بسیاری از زنان از دستیابی به مناصب انصراف می‌دهند»و سخنانی از این دست، نقش حمایتی زن از خانواده را هم زیر سوال برد و مسئولیت‌های خانه‌داری و مراقبت از فرزندان را از موانع مشارکت تأثیرگذار سیاسی و اجتماعی زنان معرفی کرد.

با این وجود حاصل استفسار تاریخ سیاسی معاصر کشور، همواره آئینه تمام نمای حضور اجتماعی زنان در عرصه های مختلف مدیریتی کشور بوده است. امثال مرضیه دباغ ـ بانوی مبارز سیاسی پیش از انقلاب و نیروی زبده نظامی،سیاسی، اجتماعی بدو انقلاب- در ایران کم نیستند.زنان سیاس و مقتدر متعددی در پست های مهم مدیریتی کشورحضور داشته اند که به واسطه شایستگی هایشان، نقش مهمی ایفا کرده اند،نه بر اساس بند (پ) و آشنایی و نسبت فامیلی با برخی اشخاص مهم. مانیفست زنان فعال سیاسی و اجتماعی کشور ایران بر اساس کیفیت شکل گرفته است و نه کمیت. اگر زنی توانمندی و مهارت های لازم را داشته است به عرصه جامعه و سیاست کشیده شده است.

گویی تنها دغدغه این معاونت، اعتراض برای پایین بودن تعداد مدیران زن در ساختارهای حکومتی و بدنه دولت است. وقتی هنوز با همین تعداد بانویی که در عرصه سیاست مشغول هستند هم نتوانسته اید مشکلات عمده زنان ایرانی را مرتفع کنید، چه ضمانتی وجود دارد که با بالا رفتن تعداد زنان در مناصب سیاسی، مسائل حل بشوند؟ مگر در سال گذشته و از ماه ها پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی، تمام هم و غمتان برای بالا بردن کرسی زنان در مجلس نبود؟ اکنون که این خواسته محقق شده و رکورد حضور زنان در مجلس در این دوره زده شده است، پس چرا شدت مشکلات زنان بیشتر شده و غیر از اینکه افراد غیرمتخصص و تعدادی هم کم تجربه به خانه ملت راه بیابند، چه دردی از شانه زنان ایرانی برداشته شد؟ برای جدیدترین اعتراضتان که درباره نرخ کمتر از ۳٪ حضور زنان در سطوح عالی و میانی است هم بهتر است ابتدا نیروهای توانمند و آشنا به امور کشور تربیت کنید و سپس داعیه دار بالابردن حضور زنان در قدرت باشید تا  از چاله درنیاییم و به چاه بیافتیم.


  به قلم: فرشته میرزا



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید