۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
21:44
کد خبر : 9770704
۱۱:۵۴

۱۴۰۵/۰۴/۲۰

چرا بانوان در تصاویر تشییع در عراق نیستند؟

تصاویر وداع با پیکر رهبر شهیدمان در عراق، انبوه مردان عزادار را به نمایش گذاشت؛ اما یک پرسش برای بسیاری از مخاطبان شکل گرفت: «بانوان کجا هستند؟» پاسخ این پرسش را نه باید در قاب دوربین‌ها، بلکه در سنت چندصدساله سوگواری شیعیان عراق جست‌وجو کرد.
 

به گزارش خبرگزاری بسیج جامعه زنان کشور-

در پوشش رسانه‌ای آیین وداع و تشییع پیکر رهبر شهیدمان و چند تن از اعضای خانواده عزیز شهیدش، در عراق، شاید نخستین نکته‌ای که توجه مخاطب را جلب کند، کم‌رنگ بودن حضور بانوان در تصاویر باشد. برای بسیاری از مخاطبان خارج از عراق، این پرسش شکل می‌گیرد که آیا زنان در این مراسم نقشی ندارند یا از حضور در آیین‌های سوگواری کنار گذاشته می‌شوند؟

پاسخ را باید در سنت دیرپای جامعه شیعی عراق جست‌وجو کرد؛ سنتی که نقش زنان را نه در حاشیه، بلکه در فضایی متفاوت از مراسم عمومی تعریف می‌کند.

در فرهنگ دینی و اجتماعی نجف و کربلا، آیین تشییع و سوگواری از دیرباز بر پایه تقسیم کار اجتماعی میان زنان و مردان شکل‌گرفته است. بخش عمومی مراسم، شامل استقبال از پیکر، تشییع، حمل تابوت و بدرقه تا حرم‌ها یا محل دفن، عمدتاً در فضای مردانه برگزار می‌شود. این همان بخشی است که دوربین‌های رسانه‌ای بیشترین امکان ثبت آن را دارند و به همین دلیل، تصویر غالب از مراسم را شکل می‌دهد.

اما هم‌زمان، بخش دیگری از آیین سوگواری در فضایی مستقل و اختصاصی جریان دارد؛ مجالسی که بانوان اعم از بستگان، شاگردان، دوستان و دیگر زنان عزادار در آن حضور می‌یابند. این مجالس که معمولاً در منازل، حسینیه‌ها یا شبستان‌های ویژه بانوان برگزار می‌شود، بخش مهمی از سنت سوگواری شیعیان عراق را تشکیل می‌دهد و درعین‌حال، به دلیل رعایت حریم خصوصی بانوان، کمتر در معرض ثبت و انتشار رسانه‌ای قرار می‌گیرد.

در این مجالس، نقش زنان صرفاً به حضور عاطفی محدود نیست. تلاوت قرآن، مرثیه‌خوانی، نقل خاطرات، تجلیل از فضایل اخلاقی و دینی درگذشتگان، دلجویی از بازماندگان و حفظ پیوند اجتماعی خانواده، همگی بر عهده بانوان است. اگر درگذشته، بانویی صاحب جایگاه علمی، اجتماعی یا خانوادگی باشد، این مجالس به کانون اصلی تکریم شخصیت او تبدیل می‌شود و شاگردان، همکاران و نزدیکانش با قرائت قرآن، ذکر خدمات و بیان خاطرات، میراث معنوی او را پاس می‌دارند.

از همین منظر، اگر در یک واقعه، بانوان یک خانواده نیز در کنار مردان به شهادت رسیده باشند، برگزاری مجلس مستقل بانوان، نه یک استثنا، بلکه ادامه طبیعی همین سنت فرهنگی است. در چنین شرایطی، مردان در آیین عمومی تشییع حضور می‌یابند و بانوان نیز در فضای اختصاصی خود، آیین وداع و سوگواری را برگزار می‌کنند؛ دو بخش مکمل از یک مراسم واحد که هر یک کارکرد فرهنگی و اجتماعی ویژه خود را دارد.

ازاین‌رو، غیبت نسبی بانوان در قاب رسانه‌ها نباید به معنای غیبت آنان از متن مراسم تلقی شود. آنچه دیده نمی‌شود، الزاماً به این معنا نیست که وجود ندارد؛ بلکه بخش مهمی از سوگواری، بنا بر سنت اجتماعی و فرهنگی عراق، در فضایی برگزار می‌شود که اساساً برای پوشش عمومی رسانه‌ها طراحی نشده است. بانوان در این سنت، حافظان فرهنگ مرثیه، انتقال‌دهندگان حافظه جمعی خانواده و یکی از ارکان اصلی استمرار آیین‌های سوگواری به شمار می‌روند.

در نتیجه، برای فهم درست آنچه در مراسم‌های نجف و کربلا رخ‌داده است باید از قاب محدود دوربین‌ها فراتر رفت. تصویر رسانه‌ای، تنها بخشی از واقعیت را روایت می‌کند؛ درحالی‌که بخش دیگر این واقعیت، در مجالس اختصاصی بانوان و در سنت دیرپای سوگواری شیعیان عراق جریان دارد؛ سنتی که حضور زنان را نه در صفوف نخست تشییع، بلکه در قلب آیین وداع و پاسداشت یاد درگذشتگان تعریف کرده است.

این سنت را می‌توان در مراسم اخیر نیز مشاهده کرد؛ جایی که در کنار آیین عمومی وداع و تشییع، پیکرهای بانوان شهید خانواده برای برگزاری مراسم وداع و سوگواری بانوان به منزل شهید حکیم منتقل شد تا مطابق سنت رایج جامعه شیعی عراق، مجلس عزاداری ویژه بانوان نیز در کنار مراسم عمومی مردان برگزار شود. این دو فضا، نه دو مراسم جداگانه، بلکه دو روایت مکمل از یک سوگواری واحد هستند که هر یک مخاطبان، کارکردها و جایگاه فرهنگی خود را دارند.

از همین رو، اگرچه رسانه‌های منطقه و جهان، تشییع باشکوه و حضور گسترده مردم عراق را بازتاب دادند و از عظمت این بدرقه تاریخی نوشتند، اما آنچه در قاب دوربین‌ها دیده شد، همه واقعیت نبود. هزاران بانوی عزادار، مادران، همسران، دختران، خواهران، شاگردان و همسایگان، در خانه‌ها، حسینیه‌ها و مجالس اختصاصی، هم‌زمان با مراسم عمومی، آیین سوگواری را برپا کردند؛ حضوری که شاید در شمار جمعیت خیابان‌ها ثبت نشود، اما در حیات فرهنگی این جامعه، نقشی کمتر از حضور در میدان ندارد.

قدرت این سنت، تنها در اجتماع‌های میلیونی یا تصاویر هوایی از خیابان‌های مملو از عزاداران خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در استمرار آیینی نهفته است که نسل به نسل، از دل خانه‌ها و مجالس خانوادگی به فرزندان منتقل شده است. مرثیه‌ها، روایت‌ها، خاطره‌ها و ارزش‌هایی که بانوان در این مجالس حفظ و بازگو می‌کنند، بخشی از حافظه تاریخی جامعه شیعی را شکل می‌دهد؛ حافظه‌ای که نه با دوربین سنجیده می‌شود و نه با آمار حاضران در خیابان.

شاید همین تفاوت، یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز این فرهنگ با نگاه رایج رسانه‌ای در بسیاری از جوامع غربی باشد؛ نگاهی که معمولاً عظمت یک رویداد را با آنچه در قاب دوربین ثبت می‌شود می‌سنجد، درحالی‌که در فرهنگ شیعی عراق، بخش مهمی از معنا و ماندگاری یک آیین، در فضاهایی شکل می‌گیرد که اساساً برای دیده شدن طراحی نشده‌اند. آنچه در خانه‌ها و حسینیه‌ها جریان دارد، صرفاً عزاداری نیست؛ فرایند انتقال هویت، وفاداری، خاطره و ارزش‌ها از نسلی به نسل دیگر است؛ میراثی که شاید در تصاویر دیده نشود، اما در دوام و بازتولید فرهنگ مقاومت و وفاداری، نقشی بنیادین ایفا می‌کند.

برخی ملت‌ها تاریخ خود را بر دیوار موزه‌ها حفظ می‌کنند؛ شیعیان عراق، بخش مهمی از تاریخ و هویت خود را در مجالس عزاداری، بر زبان مادران و در حافظه نسل‌ها زنده نگه می‌دارند. با بیان دیگر می‌توان گفت: «در فرهنگ عزاداری شیعی عراق، رسانه‌ها عمدتاً مردان را می‌بینند، درحالی‌که فرهنگ، زنان را محور استمرار عزاداری می‌داند. اگر مردان، پیکر شهید را بر دوش می‌گیرند، زنان یاد او را بر دوش تاریخ حمل می‌کنند.»


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید