به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج،حمید
نعمتالله با فیلمهای مثل «آرایش غلیظ»، «بیپولی» و «بوتیک» برای همه
سینمادوستان، چهرهای آشنا و در عین حال حرفهای محسوب میشود. نعمتالله
امسال با فیلم «رگ خواب» در بخش سودای سیمرغ حاضر شده است. فیلمی با بازی
لیلا حاتمی، کوروش تهامی، الهام کردا و...؛ گفتنی است تهامی در این فیلم با
گریم و نقشی متفاوت ظاهر شده است.
لیلا حاتمی در این فیلم،
بیاغراق بازی درخشان و بینقصی ارائه داده است که هر مخاطبی را و بهویژه
هر زنی را جذب خود میکند. «رگ خواب» فراز و فرودهای زنی شکننده را در دل
جامعه نشان میدهد؛ زنی با تمام ویژگیهای ملموس زنانه. زنی که دوست دارد
ستایش شود، دوست دارد زیبا باشد، دوست دارد خانواده داشته باشد، گاهی
اعتماد به نفسش را از دست میدهد. گاهی شاد است و گاهی غمگین. زنی که در غم
و شادی اشکش سرازیر میشود. سلاحی غیر از اشک ندارد. زنی که عاشق میشود،
عشق میورزد، شکست میخورد، با شادیهای کوچک امیدوار میشود و گاه مأیوس و
سرخورده از همه کس و همه جا، به اضمحلال میرود... زنی که زیباست و زیبایی
را دوست دارد؛ البته اگر زندگی به او فرصت زیبا زندگی کردن را بدهد.
شاید
فیلمنامه ساده باشد اما نوع پرداخت به آن کمنظیر است. نگاه نعمتالله در
این فیلم به زنانگی منظری متفاوت دارد. او زن را ملموس و قابل درک میکند.
تمام زوایا و احساسات زنانگی را که گاهی پنهان است و گاه آشکار، نشان
میدهد. در این فیلم با زنی همراه میشویم که به دنبال تکیهگاهی برای
ادامه زندگی است. او به تازگی به زندگی زناشوییاش خاتمه داده و میخواهد
مستقل شود و روی پای خودش بایستد اما در ازای این زندگی، بهای سنگینی
میدهد. ما با لیلای قصه همراه میشویم. با او میخندیم، بغض میکنیم، گریه
میکنیم، ناراحت میشویم و گاهی از شدت ناراحتی، غرورمان له میشود. لیلا
حاتمی با بازی بسیار قوی و هنرمندانهاش حس همذاتپنداری را برای هر مخاطبی
برمیانگیزد.
لیلای رگ خواب، زنی است سرخورده که عمیقاً احساس ضعف و
شکست دارد. او در هر مرحله عقبتر میرود، رو به اضمحلال میرود، به ورطه
نابودی کشیده میشود. تمام اتفاقات سخت و عذابآور برای زن قصه رخ میدهد.
طلاق، بیپولی، بیکاری، بیخانمانی، تنهایی، سوءاستفاده جنسی، سقط جنین،
مرگ پدر و... اما بعد از تمام این اتفاقات چارهای جز ادامه زندگی نیست.
باید پیش رفت و زندگی کرد. نمیتوان خود را به مردن زد. باید زنده بود و
زندگی را ساخت. درست در جایی که مخاطب از او ناامید شده، او به داستان
برمیگردد. بلند میشود و عزمش را جزم میکند تا زندگی کند.
شاید
نقطهعطف داستان نعمتالله، در بازی بازیگر توانمندش خلاصه شود که نگاه
متفاوت کارگردان به دنیای زنانگی را با چیرهدستی به تصویر کشیده است. او
بیپرده، در اکثر سکانسها از احساسات زنانه حرف میزند؛ نیاز به تکیهگاه،
نداشتن اعتماد به نفس، شکستن غرور، نیاز به توجه و نیاز به دوستداشته شدن
و... پرداختن به دنیای زنانه، با بازی خوب لیلا حاتمی، آن هم با نگاهی
متفاوت برای هر ببیندهای جذاب خواهد بود.
در هر حال این فیلم هم
نواقص و مشکلاتی دارد که قطعاً از دید منتقدان رسانه پنهان نخواهد ماند.
شاید در برخی سکانسها فیلم از ریتم بیافتد و به مخاطب حس طولانیبودن را
القاء کند. در این فیلم شخصیت زن بیش از حد ضعیف و شکننده توصیف شده است؛
درحالیکه امروزه زنان جامعه ما برای ادامه حیات و گذران زندگی باید فراتر
از زنانگی خود باشند. تنها با احساسات و عواطف نمیتوان زندگی کرد. لیلای
داستان «رگ خواب»، در طول فیلم در خوابی عمیق و طولانی است و در سکانس
نهایی بیدار میشود. این خواب عمیق برای هر زنی پذیرفته نیست و قطعاً
چراهای زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد خواهد کرد. هرچند رگ خواب میتواند
هشداری باشد برای زنان و دختران مجرد تا خود و سرنوشت خود را بازیچه دست
مردان هوسباز نکنند.
در مجموع فیلمنامه
خوب نعمتالله، بازی خیرهکننده لیلا حاتمی و کوروش تهامی که همه حوادث را
برای مخاطب باورپذیر میکنند و همچنین موسیقی زیبای فیلم با صدای همایون
شجریان، پکیجی کامل و جذاب را برای «رگ خواب» پدید آورده است./مهرخانه