به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، مطالعات جرمشناسانه در ایران بیشتر بر مجرمان متمرکز است و کمتر درباره
قربانیان جرم و سبک زندگی آنها تحقیق میشود. بر اساس تحقیقات انجامشده،
بهرغم آنکه زنان کمتر از مردان در معرض آسیبهای اجتماعی و جرایم هستند،
به مراتب بیشتر از مردان میترسند. ترس از جرم میتواند الگوی زندگی زنان
را به شدت متأثر سازد و فعالیتهای آنها را محدود کند. از طرف دیگر، موجب
گسترش حس آسیبپذیری در آنها میشود و حضور آنها را در مناسبات اجتماعی
خدشهدار میسازد. بنابراین، بررسی درک و تصور زنان از قربانیشدن و نگاهی
به تجربه زیسته آنها، در این ارتباط ضروری است.
شناسایی
تجربه زنان در زمینه قربانیشدن میتواند راهگشای برنامهریزیهای
اجتماعی و تأمین امنیت اجتماعی برای گروههای آسیبپذیر شود. پژوهش حاضر
درصدد است از دید زنان و بنا بر روایت آنها به سؤالهای که در پی میآید
پاسخ دهد: درک و تصور زنان از قربانیشدن چیست؟ زنان قربانیشدن را چگونه
تفسیر میکنند؟ از دید زنان چه عواملی در قربانیشدن آنها مؤثر است؟
قربانیشدن چه تأثیراتی بر زندگی زنان میگذارد؟
روش پژوهشروش
پژوهش حاضر کیفی و بر پایه الهام از نظریه مبنایی بود. در پژوهش حاضر
اطلاعات از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با زنان جمعآوری و با استفاده از
کدگذاری نظری تحلیل شد. جامعه هدف در پژوهش حاضر زنان 18 تا 55 ساله ساکن
شهر تهران بودند. انتخاب نمونه با توجه به حداکثر تنوع براساس متغیرهایی
چون سطح تحصیلات، طبقه، پایگاه اجتماعی، و وضع تأهل به صورت هدفمند و با
استفاده از روش گلولهبرفی صورت گرفت.
مشخصات زنان مطالعهشدهمشارکتکنندگان
در این پژوهش از نظر سن و تحصیلات و مشخصات متفاوت بودند. سنِ زنان
مطالعهشده بین 18 تا 55 سال بود. 18 نفر ( 39.13%) بین 18 تا 27 سال، 17
نفر (36.59%) بین 28 تا 40 سال و 11 نفر (23.91%) بین 41 تا 55 سال بودند.
22 نفر (47.82%) شاغل، 13 نفر (28.26%) خانهدار و 11 نفر (23.91%) دانشجو
بودند. نیمی از مشارکتکنندگان فاقد فرزند و بقیه مادر بودند. همچنین، در
خصوص تحصیلات، 4 نفر (8.96%) ابتدایی و پایینتر، 3 نفر (6.52%) راهنمایی و
سیکل، 3 نفر (6.52%) دبیرستان و دیپلم، 14 نفر (30.43%) فوق دیپلم و
دانشجو، 13 نفر (28.26%) کارشناس، 6 نفر (13.06%) کارشناس ارشد، و 3 نفر
(6.52%) دکتر بودند. در زمینه پایگاه اقتصادی اجتماعی زنان مشارکتکننده در
این پژوهش باید گفت 19 نفر (41.30%) دارای پایگاه بالا، 18 نفر (39.13%)
دارای پایگاه متوسط، و 9 نفر (19.56%) دارای پایگاه پایین بودند. دستهبندی
پایگاه اقتصادی اجتماعی بر اساس متغیرهای چون تحصیلات، شغل، درآمد، و محل
سکونت انجام گرفت.
مفهوم قربانيشدن از دید پاسخگویاننتایج
نشان میدهد که زنان قربانیشدن را بیسرپرست شدن، اجبار به کاری یا چیزی،
تجاوز جنسی، تعرضهای کلامی و غیرکلامی، نبودِ شغل مناسب، محدودیت فردی یا
جمعی یا ساختاری، مطیع تصمیم دیگران بودن، گذشت کردن یا فداشدن به دلیل
رعایت خواسته دیگران، از دست دادن آبرو، خیانت به اعتماد، مورد سوءاستفاده
قرارگرفتن، و مظلوم واقعشدن تعریف میکنند. این مفاهیم، در قالب سه مفهوم
اصلی قربانیشدن، از جمله «آسیبپذیری» و «سلب اختیارات و منابع از افراد»
و «حرمان زندگی )بربادرفتن گذشته و آینده)» قابل دستهبندی است.
در
توضیح این مفاهیم باید گفت که پاسخگویان دسترسی نداشتن به منابع، سلب
اختیارات، مجبورشدن به کاری یا پذیرش اجباری سلطه دیگران، بیسرپرستی، از
دست دادن آرزوها، و ازخودگذشتگی افراطی را قربانیشدن تلقی میکنند؛ طوری
که بعضاً تصور میکنند گذشته و آیندهشان از دست رفته و به قابلیتهای
لازم دست نیافتهاند. بدینترتیب حرمان زندگی را مساوی با قربانیشدن
میدانند. در بسیاری موارد نیز قربانیشدن را به معنی آسیبپذیری در مقابل
مسایلی چون تجاوز جنسی، تعرضهای کلامی و غیرکلامی، مورد خیانت واقعشدن، و
آسیبدیدن به هر شکلی میدانند که خود در آن مقصر نبودهاند. با توجه به
آنچه یاد شد میتوان گفت از نظر زنان، قربانی کسی است که به دلیل
آسیبپذیری در مقابل کجروی و جرم یا سلب منابع و اختیارات یا بهدلیل
عواملی که گذشته و آیندهاش را بر باد داده، در زندگی احساس حرمان کند.
میتوان
قربانیشدن را از منظر زنان چنین تعریف کرد: «قربانیشدن یک واقعیت و یک
احساس است که با فرد میماند و فرد خود را آسیبدیده شرایطی میداند که خود
در آن دخالتی نداشته و کوتاهی از او سر نزده و ناخواسته زندگیاش
تحتتأثیر قرار گرفته است».
عوامل مؤثر بر قربانيشدن از دید پاسخگویانتعریف
زنان از مفهوم قربانیشدن برگرفته از تجربه زیسته آنهاست؛ طوریکه هر
فردی با توجه به تجربه خود به مواردی اشاره میکند. البته میان پاسخگویان
افرادی نیز بودند که این مفهوم را به چالش کشیدند و خود را قربانی چیزی
نمیدانستند اما اکثریت قریب به اتفاق مشارکتکنندگان خود را قربانی مسائل
مختلف میدانستند. در پاسخ به این سؤال که «علت قربانیشدن را چه
میدانید؟» زنان خود یا اطرافیان خود را قربانی سادگی، فقدان مهارتهای
اجتماعی و شغلی، تغییر قوانین و سیاستهای کشور، اعتیاد، افکار و کلیشههای
قالبی، استیلای جنس مذکر، نگاه جنسیتی، عدم ادغام اجتماعی، عدم دسترسی به
فرصتها به صورت عادلانه، و سایر مسایل اجتماعی میدانند. این عوامل، در
قالب سه مفهوم قابل دستهبندی است: نگاه جنسیتی، سلطه مردانه و ساختارهای
معیوب جامعه )اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی، شهری).
اشاره به بعضی از مصاحبهها مفاهیم فوق را بیشتر آشکار میکند:20 ساله، دانشجو، در 16 سالگی، مورد تجاوز واقع شده است:
"متأسفانه مردها عادت کردهاند که به ما زنها به چشم ابزاری برای برآوردن
امیالشان نگاه کنند. اصلاً هم برایشان رضایت طرف مهم نیست. به همین خاطر
میبینیم که توی خیابان و یا حتی مهمانیها متلکهای جنسی میاندازند و یا
حرکات زشتی میکنند و یا گاهی اصلاً پیشنهادهایی میدهند".
32 ساله، متأهل، مربی رانندگی:
"(تجربه قربانیشدن( خیلی زیاد برام پیش آمده ... مردها اعتماد به نفس
زنها را گرفتهاند در جامعهمان و این جامعه را دچار مشکل میکند".
برخی
مشارکتکنندگان خود را قربانی سازوکارها در ساختارهای معیوب میدانند.
آنها به مواردی چون بیکاری، طلاق، مسایل خانوادگی، اعتیاد، جنگ، عدم
قوانین حمایتی، و ناکارآمدی بوروکراسی اشاره میکنند.
37 ساله، مدرس دانشگاه، دکتری:
"اصلاً رفت وآمد با وسایل نقلیه خیلی مشکلساز است. مثلاً خودم اگر با
ماشین خودم بروم، آنقدر ترافیک است و آنقدر رانندههای خانم را اذیت
میکنند که وقتی برمیگردم کلی حرص خوردهام و اذیت شدهام. سوار تاکسی
میشوی، رانندهها سر کرایه اذیت میکنند، بقیه پول آدم را نمیدهند و...
تازه اگر یک سبیل کلفت کنارت ننشسته باشد و اذیتت نکرده باشد. سوار مترو و
اتوبوس میشویم، آنقدر شلوغ است که دندههای آدم میشکند. آنقدر اذیت
شدهام، آنقدر کنار خیابان برایم نگه داشتند، آنقدر توی تاکسی اذیت شدم
که عطای برخی کارهای مسیر دور را به لقایش بخشیدم. خیلی از پروژهها و ..
میدانید، من فکر میکنم آنقدر زیرساختهای شهری و نظارتی ما در این حوزه
ضعیف هستند که اصلاً شهرنشینی خودش برای آدمها باعث مشکل و آسیب میشود".
شرایط علي مفهوم قربانيشدنآنچه
در مصاحبهها دیده میشود این است که زنان با توجه به تجربههای خود
قربانیشدن را تعریف میکنند؛ مثلاً تعریف زنی 55 ساله که خود و خواهرش
همسر شهیدند و دوباره ازدواج کردهاند و هر دو فرزند هم دارند، از
قربانیشدن معادل بیسرپرستشدن است و علت آن را جنگ میدانند. در نتیجه
اگر قرار باشد رابطهای علی بین تعریف ایشان از قربانیشدن به مفهوم «حرمان
زندگی (گذشته و آینده بربادرفته)» و احساس «قربانی جنگ شدن» برقرار کنیم،
به علت ریشهای آن یعنی «ساختارهای معیوب سیاسی» میرسیم. بدیهی است درباره
مفاهیم اصلی (حرمان زندگی، سلب منابع و اختیارات، آسیبپذیری)، که در
تعریف قربانیشدن شناسایی شدند، نمیتوان وقوع یا تحقق آنها را صرفاً به
یک عامل تأثیرگذار ارجاع داد، بلکه ترکیبی از عوامل برای تحقق آنها وجود
دارد؛ مثلاً مفهوم « حرمان زندگی» متأثر از سلطه مردانه و ساختارهای معیوب
است یا »سلب منابع و اختیارات« متأثر از ساختارهای معیوب و سلطه مردانه است
یا «آسیبپذیری» متأثر از عوامل مختلفی نظیر سلطه مردانه و نگاه جنسیتی و
ساختارهای معیوب فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و شهری است.
در نگاه زنان، قربانیشدن تعریف یکپارچهای ندارد/ ارتباط قربانیشدن با آسیبپذیری در مقابل مسایل اجتماعینتایج
تحقیق حاضر نشان میدهد که قربانیشدن نزد زنان تعریف یکدست و یکپارچهای
ندارد و قربانیشدن را بسیار متنوع تعریف میکنند و برای آن مصادیق متعددی
برمیشمارند. نگاه زنان به قربانیشدن تابعی از تجربههای واقعی آنها و
نزدیکان آنها از یکسو، و ویژگیهای طبقاتی و اجتماعی آنها از سوی دیگر
است؛ اما آنچه فارغ از ویژگیهای فردی و طبقاتی میان همه زنان پاسخگو در
این مطالعه دیده میشود، ارتباط قربانیشدن با مفهوم آسیبپذیری در مقابل
مسایل اجتماعی است. زنان آزارهای جنسی، خشونتهای نمادین، تبعیض جنسیتی،
سلب اختیارات و محدودیت فرصتها را از مصادیق جدی قربانیشدن میدانند.
افکار غلط و عدم حمایتهای قانونی از زنان؛ عاملی برای آسیبپذیری بیشترمفهومی
که بیش از هر مفهوم دیگری در مصاحبهها نمودار میشود ارجاع زنان به
استیلای جنس مذکر به منزله عاملی است که زنان را تحت کنترل درمیآورد. از
دید زنان افکار قالبی غلط از یکسو و عدم حمایتهای قانونی از سوی دیگر
زنان را در موضع فروتری قرار میدهد و آنها را در مقابل مسایل اجتماعی
آسیبپذیر میسازد. حتی زنان بعضی ویژگیهای فردی، مانند نداشتن مهارتهای
اجتماعی و سادگی را به ساختهای کلان اجتماعی نسبت میدهند و بر این باورند
که اگرچه سبک زندگی میتواند در آسیبپذیری مؤثر باشد، آنچه بیش از سبک
زندگی نمودار میشود آن چیزی است که دائم زنان را با محرومیت فردی و
اجتماعی مواجه میکند و زمینه قربانیشدن آنها را فراهم میآورد.
لازم
به ذکر است پژوهش حاضر با عنوان کامل "درک و تصور زنان از قربانیشدن
(مطالعه کیفی در شهر تهران)"، توسط دکتر سهیلا صادقیفسایی و اعظم آهنگر
سلهبنی انجام و سال 1392 در فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات و تحقیقات
اجتماعی در ایران منتشر شده است./مهرخانه