۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
00:46
کد خبر : 8949031
۱۰:۵۴

۱۳۹۶/۰۸/۲۷
آیا وقت آن نرسیده؛

دلایل حوادث تلخ را به بوته فراموشی نسپاریم!

کاش حوادث تلخ که سالیانه جان صدها نفر از هم وطنانمان را می گیرد یا با معلولیت ناشی از آن ادامه زندگی می دهند، به فراموشی سپرده نشوند تا با یک اقدام مردمی و ملی بتوان، قدم های مؤثری در جهت آسیب شناسی کلیه فعالیت ها (تولیدات صنعتی، ساخت و ساز و ...) برداشته و نقاط ضعف را به نقاط قوت، نقاط تهدید را به فرصت در راستای پیشرفت و ارتقاء سطح کمی و کیفی ارایه خدمات به مردم عزیزمان تبدیل نمائیم!

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، رسول علی پور -  در این شرایط بحرانی، مضطریت هم وطنان عزیزمان در غرب کشور دل مان را آتش می زند! حال و هوای کسانی که این روزها عزیزانشان را از دست داده اند با چه زبانی قابل بیان است؟ چگونه می توان وضع آن ها را درک کرد؟ با چه وسیله ای می توان برای تسلی دل این عزیزان کاری کرد؟ خبرهایی که از مناطق زلزله زده به گوش می رسد دل هر انسان بشر دوستی را به درد می آورد! مادری باردار، فرزندان دختر و پسر ... زیر آوار! دلسوزی و خدمت مردم به صورت خودجوش و در تمامی اقشار و نهاد ها این شعر زیبا را در ذهنمان تداعی می کند : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار !

ای کاش این حوادث مثل : تصادفات رانندگی در جادهای کشور که سالیانه جان صدها نفر از هم وطنانمان را می گیرد یا با معلولیت ناشی از آن ادامه زندگی می دهند، یا حادثه ساختمان پلاسکو و ... به فراموشی سپرده نشوند تا با یک اقدام مردمی و ملی بتوان در عمل و نه در حرف، قدم های مؤثر و مفید به فایده ای در جهت آسیب شناسی کلیه فعالیت ها (تولیدات صنعتی، ساخت و ساز و ...) برداشته و نقاط ضعف را به نقاط قوت، نقاط تهدید را به فرصت در راستای پیشرفت و ارتقاء سطح کمی و کیفی ارایه خدمات به مردم عزیزمان تبدیل نمائیم! آیا وقت آن نرسیده است که صادقانه و به دور از شعارزدگی، فراجناحی عمل کنیم؟! و آیا ...؟!؟!؟!؟! چه فرقی بین بی تفاوتی و کوتاهی های برخی از مسئولین در تصمیم سازی ها و ... و یا مردمی که در بعضی حوادث و اتفاقات به جای کمک و همدردی مشغول به عکس گرفتن سلفی می باشند با جنایکاران جنگی که انسان های بی گناه را به خاک و خون می کشند و فجایع انسانی را به بار می آورند می باشد؟! مگر نه آن که خداوند مهربان در قرآن کریم به این موضوع اشاره دارد و می فرماید :

مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلي‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَکَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (آیه  32سوره مائده)

و بدین سبب ( به سبب وقوع چنین فاجعه ای ) بر بنی اسرائیل ( و همه ملت ها در طول تاریخ ) نوشته و مقرّر داشتیم که هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد ( یا از اسلام به کفر درآورد ) چنان است که گویی همه مردم را کشته ( و گمراه ساخته و در جهنمی مخصوص قاتلان بی گناهان خواهد بود ) ، و هر کس انسانی را حیات بخشد ( از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد ) گویی همه مردم را زنده کرده ( و هدایت نموده ) است. و به یقین فرستادگان ما برای آنها ( بنی اسرائیل ) دلایل روشنی آوردند ، سپس بسیاری از آنان پس از آن در روی زمین بیش از حد به فساد و خونریزی پرداختند. (آیت الله مشکینی)

آه که هر چه بگویم دل تنگ تر می شوم ...

* خاصیت و بی خاصیتی آدم ها

 مرحوم دکتر شریعتی در بیان تفاوت انسان های زنده و مرده چنین می گوید : انسان ها به چهار گروه زیر دسته بندی می شوند :

دسته اول

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند!

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند!؟

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند!

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم

آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند!

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. تمام

با آرزوی کریمانه زیستن  ...                        


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید