
نویسنده و کارگردان: پرویز شیخ طادی
تهیه کننده: محمد خزاعی
بازیگران: علی نصیریان، الیزابت دبس، علیرام نورایی، صبا کمالی، محمد کاسبی، عنایت شفیعی، فرزین محدث، اسماعیل خلج، فرخ نعمتی، مهدی فقیه، کوروش زارعی.
داستان فیلم: ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای می خزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به «گلجان» تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعله ور شده و خونها میریزد. غافل از این که بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.
نقد فیلم: به شخصه معتقدم اگرمی خواهیم اثری هنری با توجه به باورهایمان خلق کنیم، باید یک سرو گردن بالاتر ازکارنامه پیشین خود کار کرده و تفکر به روح اثر تزریق کنیم. این نمی شود که ضعیف ترین اثر را صرفا به دلیل موضوعش به میدان بیاوریم و انتظار داشته باشیم تاثیر گذار و جلوه گر ظاهر شویم.
اولین موردی که در فیلم «امپراطور جهنم» اعصاب مخاطب را به هم می ریزد -جدای از صحنه های به شدت مصنوعی و از پیش حدس زده توسط مخاطب- موسیقی مارش گونه فیلم است. این مارش بسیار بلند تقریبا در همه سکانس ها و صحنه ها شنیده می شود؛ به گونه ای که به تماشاچی این اجازه را نمی دهد که بر روی فهم دیالوگ ها متمرکز شود. پس از اتمام فیلم و در زمان خروج از سالن سینما، کمی گیج زدم و نزدیک بود سرم به دیوار برخورد کند.
نکته دیگر عدم وجود داستان در فیلم است. در واقع داستانی وجود ندارد که حول محور آن غیر مستقیم زد و بندهای داعش با آمریکا و اسرائیل بر ملا شود و در واقع به گونه ای سینمایی حقایق مطرح گردد. تکه های پی در پی اخبار تلویزیونی و مستقیم گوی ها امان مخاطب را می بُرد.

نصریان این بار در نقش شیخ بزرگ داعش نیز خوب بازی کرده است، اما بازی او از کل فیلم بالاتر می ایستد و از حد و اندازه فیلم کاملا خارج است. کاش در فیلمی سینمایی تر او را دراین نقش می دیدیم؛ نه در مستند گونه ای با تم گزارش خبری.
آدم دلش برای این همه هزینه ای که شده و موضوعی به این خوبی که به معنای واقعی کلمه اسراف شده است،می سوزد.
کله ها پی در پی با همان مارش بلند پس زمینه -که در امپراطور جهنم پیش زمینه واقع شده- مثل برگ های پاییزی فرو می ریزند. داستانی در کار نیست و گویی یک بازی رایانه ای کشتن و باز هم کشتن را دنبال می کنیم. بخصوص مسجدی که رو به دریا ساخته شده و در میان امواج غرق می شود، به شدت به یک صحنه رایانه ای غیر قابل باور و وصله شده به فیلم می ماند.
اگر قرار بوده چنین اثری پشت داعش و حامیانش را بلرزاند، بی تعارف باید بگوییم صحنه ها آنچنان مصنوعی اند که جز لبخند بر لبان مخاطب نمی نشاند. در امپراطور جهنم نه تنها پشت داعش و هم پیمانانش نمی لرزد، بلکه مخاطب گیج و وازده از سالن خارج می شود.
انتهای پیام/ غ پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس