۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
13:42
کد خبر : 9216462
۱۱:۲۱

۱۳۹۸/۱۱/۲۱
نقد فیلم سینمایی «آن شب» ساخته کوروش آهاری

کاش داستان فیلم کپی مشابه خارجی نبود

فیلم از یک پارتی دوستانه و خانوادگی آغاز می شود که مرد خانواده(شهاب حسینی) به همراه زن و نوزادش در آن شرکت کرده اند.

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، روی موج سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر؛نقد فیلم سینمایی «لباس شخصی» ساخته ساخته کوروش آهاری به قلم گالیا توانگر.

کارگردان: کوروش آهاری
مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: محمد مطلق
نویسندگان: میلاد جرموز و کوروش آهاری
تهیه کنندگان: در مراحل تولید تهیه‌کنندگی این فیلم را دو سینماگر آمریکایی یعنی ‎الکس بروتو با همراهی جفری الارد برعهده داشتند، اما حالا و براساس اعلام سازمان سینمایی تنها نام محمد درمنش به‌عنوان تهیه‌کننده فیلم ثبت شده است.
بازیگران: شهاب حسینی، امیرعلی حسینی، آرمین مهر، گلبرگ خاوری، علی کوششی، لیلا گرگانیان، لی لی ویکی، جرج مگوایر، الستر لیتم، مایکل گرم و جیا مورا.
مجری طرح: محسن درمنش و شریل استارولاکیس
مدیر فیلم برداری: مازیار مکانی
طراح صحنه: جنیفر دهقان
طراح لباس: مریم راسخ
مدیر تولید: مایکل زمپینو
طراح گریم: بابک اسکندری
مدیر صدا برداری: ارمین کارباف
منشی صحنه: ژولیت نیکوغاسیان
عکاس: نیاز پرورش
خلاصه فیلم: فیلم «آن شب» داستان یک زوج ایرانی ساکن امریکا است که در هتلی محبوس شده در حالی که وادار می‌شوند تا با رازهایی که از هم پنهان کرده‌اند روبه‌رو شوند.


نقد فیلم: فیلم «آن شب» فیلمی ست که از اِلِمان های ژانر وحشت به خوبی بهره برده است. در واقع فیلمی ست که با حساب و کتاب تماشاچی را می ترساند و ترس ایجاد شده اش ناخواسته و اتفاقی نیست. در روایت داستانش نیز عجله نکرده و ماجرا با طمانینه بیان می شود. به مدد روایت پاورچین پاورچین داستان فیلم، ترس آهسته به زیر پوست مخاطب تزریق می شود و جانش را مور مور می کند.
یکی از پر ترس ترین ها ی ژانر وحشت است که ایرانی ها ساخته اند، اما می شد داستان را بومی تر کرد تا از ژانر وحشت هالیوودی کمی فاصله گرفته و در عین حفظ نقاط قوت، مخاطب ایرانی را بیشتر درگیر داستان کرد. به هر جهت به خوبی طبق تجربه به دست آمده از سنوات گذشته سینمای ایران و تجربه ژانر وحشت در داخل، پیداست که نه تنها فیلمسازان، بلکه مخاطبین داخلی هم چندان از این ژانر استقبال نمی کنند، مگر این که چیزی در فیلم باشد که ذهنیت آنان را به ترس های داستان های اساطیری دوره کودکی شان پیوند بزند.
فیلم از یک پارتی دوستانه و خانوادگی آغاز می شود که مرد خانواده(شهاب حسینی) به همراه زن و نوزادش در آن شرکت کرده اند. مرد خانواده و دوستش –علی رغم نارضایتی همسر- کوکائین مصرف می کند و همین مصرف مسبوق به سابقه زمینه توهماتی را در ذهن مرد ایجاد می کند.
شب هنگام ناچارا پس از ترک پارتی در هتلی اسرار آمیز سکنی می گزینند. همین خط سیر داستانی ما را به بدنه ده ها فیلم هالیوودی در ژانر وحشت متصل می کند که بستر سازی ترس ها یشان از یک مکان مثل هتل یا مسافرخانه سر چشمه می گیرد.
در هتل طی شب اتفاقات ترسناکی با ورود و خروج برخی شخصیت ها رخ می دهد. تکاپوی زن و شوهر با در آغوش داشتن نوزادی بی گناه و بی پناه در هتل برای یافتن راه خروجی به خودی خود ترس و دلهره آور است.
موسیقی به خوبی در کار خوش درخشیده و ریتم تند موسیقی در صحنه های پر اضطراب و یا در حین ورود یک شخصیت جدید ترس بیشتری را در دل بیننده ایجاد می کند. صحنه فرو نشستن چاقو مرد در دل زن، یکی از ترسناک ترین صحنه هاست که ترسش به مدد موسیقی تند دوچندان می شود و مخاطب از ترس ترزیق شده، انگشتش را لای دندان هایش می گذارد.

پیام فیلم خوب و مثبت است. اولا آن جا که شهاب حسینی در آینه می نگرد، گواه این تلنگر است که باید بالاخره با خودِ واقعی ات روبرو شوی. در صحنه ای از فیلم به خویشتن خویش در آیینه می نگرد. تصویرش در آینه ثابت می ماند، حتی وقتی پشت به آیینه می کند، تصویرش در دل آیینه ثابت مانده، اما او روی برگردانده و به خودش پشت کرده است. یعنی علت گرفتاری اش پشت کردن به خویشتن خویش است.
ثانیا هر بار که زن و مرد داستان راستگویی دارند، لامپی روشن می شود و یا راه نجاتی پیش رویشان آشکار می گردد. این موضوع به ذهن مخاطب این تلنگر را می زند که راه رستگاری و نجات از راستگویی می گذرد.
با این حال یک نکته ظریف در فیلمنامه وجود دارد که تمامی پیام مثبت فیلم را به ناگهان معکوس می کند. آن جا که شخصیت اصلی فیلم (شهاب حسینی) ناگهان از خوابی می پرد. گویی هر آن چه که تا دقایق پایانی فیلم رخ داده، در خواب به وقوع پیوسته است! این یعنی هر چه پیش از این دیده ایم خیلی خودمانی بگویم؛ کشک بوده است!

بدترین رمان ها، رمان هایی هستند که این گونه تمام می شوند. در واقع از خواب پریدن قهرمان و خواب تلقی کردن هر آن چه رخ داده، یکی از بدترین و نخ نما ترین پایان بندی های داستانی است.
چه لزومی داشت که این طور تصور شود که قرمان تمام حوادث را در خواب تجربه کرده است؟ در حالی که یکی از ارکان ژانر وحشت وهم انگیز بودن آن است.

طنین یاس


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید