به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بسیج فرهنگیان، طرح افزایش سقف سنی پذیرش در دانشگاه فرهنگیان این روزها به یکی از موضوعات چالشی نظام آموزشی بدل شده است. دانشگاهی که رسالت اصلی آن تربیت معلمان جوان، پرانرژی و متعهد به نظام تعلیموتربیت است، اکنون با پیشنهادی مواجه است که به باور بسیاری از کارشناسان، میتواند این مأموریت بنیادین را از ریل اصلی خود منحرف سازد.
قائمپناه در اینباره میگوید: اینکه برخی نمایندگان کمیسیون آموزش مجلس و حتی برخی از اعضای شورای عالی آموزشوپرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی با پذیرش دانشجو تا ۳۰ سالگی موافقت کردهاند، نه تنها همراستا با فلسفه وجودی دانشگاه فرهنگیان نیست، بلکه نوعی اولویتگذاری نادرست در سیاستگذاریهای آموزشوپرورش به شمار میرود. آموزشوپرورش امروز با چالشهای عمیقتر و فوریتری مانند مدیریت منابع انسانی، چالشهای معیشتی معلمان، ضعف در توسعه کمی و کیفی دانشگاه فرهنگیان و اهتمام جدی در اجرای سند تحول بنیادین مواجه است. بنابراین طرح افزایش سقف سنی، ورود به حاشیهای است که میتواند نظام تعلیموتربیت را در آینده دچار انحراف راهبردی کند.
ماجرای افزایش سقف سنی به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در دیماه ۱۴۰۲ بازمیگردد که طی آن، حداکثر سن ورود به دانشگاه فرهنگیان ۲۴ سال تعیین شد. با وجود آنکه طی سالهای اخیر این سقف سنی میان ۲۲ تا ۲۴ سال در نوسان بوده و نظر غالب وزارت آموزشوپرورش و شورای عالی آموزشوپرورش بر همان ۲۲ سال متمرکز بوده است، فشارهای اجتماعی و مطالبات گروههای خاص، بار دیگر موضوع افزایش سن تا ۳۰ سال را به سطح سیاستگذاری بازگردانده است.
قائمپناه با اشاره به همین مسئله میافزاید: در تاریخ آموزشوپرورش، مسبوق به سابقه بوده که برخی جریانها با فشار اجتماعی و لابیگریهای سیاسی، مسیر سیاستگذاری را تغییر دادهاند. از تعیین تکلیف معلمان حقالتدریس گرفته تا جذب آموزشیاران نهضت سوادآموزی، بارها شاهد بودهایم که تصمیمات غیرکارشناسی با فشار اجتماعی بر آموزشوپرورش تحمیل شده است. اکنون نیز همین رویکرد در ماجرای سقف سنی تکرار میشود.
نامه وزیر و ابهامهای کارشناسی
وی با انتقاد از رویکرد وزارتخانه ادامه میدهد: نامه وزیر آموزشوپرورش به دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در اسفندماه ۱۴۰۳ که در آن با افزایش سن ورود تا ۲۷ یا ۳۰ سال موافقت شده، بیشتر شبیه به عقبنشینی در برابر فشارهاست تا تصمیمی مبتنی بر پژوهش علمی. طی این نامه قرار بود پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش تحقیقی جامع ارائه دهد، اما تاکنون هیچ گزارش رسمی و قابل استنادی منتشر نشده است. این یعنی مبنای کارشناسی تصمیم همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
پیامدهای پنهان افزایش سقف سنی
قائمپناه به مجموعهای از پیامدهای این طرح اشاره میکند:
ـ تعارض آشکار با فلسفه وجودی دانشگاه فرهنگیان و اهداف سند تحول بنیادین
ـ افت انگیزه و خلاقیت به دلیل تثبیت الگوهای ذهنی در سنین بالاتر
ـ بیاعتمادی به فرآیند سیاستگذاری به دلیل تصمیمگیریهای غیرعلمی و تحت فشار اجتماعی
وی میافزاید: وقتی تصمیمات در چنین سطحی تحت فشار اجتماعی یا پیامکی گرفته میشود، دیگر نمیتوان انتظار داشت آموزشوپرورش در مسیر علمی و کارشناسی حرکت کند. این همان خطری است که آینده تعلیموتربیت کشور را تهدید میکند.
واکنش جامعه تعلیموتربیت
وی به واکنشها در این زمینه اشاره میکند و میگوید: در هفتههای اخیر، انتقادات گستردهای از سوی دانشجومعلمان، معلمان و کارشناسان تعلیموتربیت در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. هشتگهایی مانند #بنگاه_کاریابی و #لغو_افزایش_سقف_سنی که نشان میدهد جامعه فرهنگیان این تصمیم را یک خطر جدی برای آینده تربیت معلم و تعلیموتربیت میداند.
ایرادات نسخه ترمیمیافته سند تحول بنیادین
قائمپناه در بخش دیگری از گفتوگو با اشاره به نسخه ترمیمیافته سند تحول بنیادین تأکید کرد: این نسخه نیز در حال بررسی برای تصویب است، اما متأسفانه ایرادات محتوایی جدی دارد. فاصله گرفتن از گفتمان انقلاب اسلامی، کمرنگ شدن جایگاه دانشگاه فرهنگیان در نظام تربیت معلم، تأثیرپذیری از استانداردهای غیربومی و تمایل به خصوصیسازی و حاکمیتزدایی از آموزش رسمی، از جمله خطراتی است که این نسخه را تهدید میکند.
لذا امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند استفاده از ظرفیت اندیشمندان دلسوز تعلیموتربیت برای بازنگری در این نسخه هستیم.
ضرورت بازاندیشی در تصمیمات
قائمپناه در پایان تأکید میکند: آنچه امروز از شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت و شورای عالی آموزشوپرورش و کمیسیون آموزش مجلس انتظار میرود، پرهیز از ورود به حاشیهها و تمرکز بر اولویتهای واقعی نظام آموزشی است. بیاعتنایی به هشدارهای کارشناسان در ماجرای افزایش سقف سنی پذیرش دانشگاه فرهنگیان و ایرادات نسخه ترمیمیافته سند تحول، تبعاتی به همراه دارد که شاید امروز محسوس نباشد، اما در دهههای آینده دامن نظام تعلیموتربیت کشور را خواهد گرفت.