به گزارش خبرگزاری بسیج جامعه زنان کشور---گاهی اقتصاد مقاومتی نه در آمارهای کلان و جلسات رسمی، بلکه در سکوت خانهای ساده، میان دستان زنی شکل میگیرد که تصمیم میگیرد «تماشاگر» نباشد. داستان از جایی شروع میشود که زندگی، آدم را سر دوراهی انتخاب میگذارد؛ یا تسلیم شرایط شدن، یا ساختن راهی تازه با همان امکانات محدود.
در کوچهپسکوچههای بشرویه، این انتخاب برای زهرا شاهبدی به نقطه آغاز مسیری تبدیل شد که امروز نهتنها زندگی خودش، بلکه معیشت و امید بسیاری از زنان دیگر را تحت تأثیر قرار داده است.
او نه با سرمایههای بزرگ وارد میدان شد و نه از ابتدا رویای کارآفرینی در سر داشت. مسیرش از نیاز شروع شد؛ از دغدغه نان، سقف و آیندهای مطمئنتر برای خانواده. اما همین نیاز، وقتی با اراده، یادگیری و اعتمادبهنفس همراه شد، به فرصتی تبدیل شد که چرخ یک اقتصاد کوچک اما زنده را به حرکت درآورد. هنری که روزی تنها برای پر کردن وقت آموخته شد، کمکم رنگ درآمد گرفت، بعد رنگ آموزش، و در نهایت به ابزاری برای توانمندسازی زنان دیگر بدل شد.
نقش حمایتهای میدانی بسیج سازندگی، همچون پلی بود میان انگیزه فردی و تحقق یک جریان جمعی. حمایتی که فقط در قالب تسهیلات خلاصه نشد، بلکه بستر آموزش، شبکهسازی و اعتماد را فراهم کرد تا یک تجربه شخصی، به الگویی قابل تکثیر در محلهها و روستاها تبدیل شود.
قصه زهرا شاهبدی، قصه زنی است که با دستان خودش اعتبار ساخت، با آموزش چرخه تولید را گسترش داد و نشان داد اقتصاد مقاومتی، پیش از آنکه یک شعار باشد، یک باور و یک سبک زندگی است.
آنچه در ادامه میخوانید، روایت زندگی و تلاش بانوی کارآفرینی است که ثابت کرد میتوان از دل محدودیتها، فرصت ساخت؛ و با تکیه بر هنر، ایمان و حمایت درست، نهتنها روی پای خود ایستاد، بلکه دیگران را هم به ایستادن دعوت کرد.
زهرا شاهبدی داستانش را از جایی آغاز میکند که کمتر نشانی از هنر و کار در آن دیده میشود. وی میگوید: تا قبل از ازدواج هیچ علاقهای به کارهای هنری نداشتم و حتی اعتقادم این بود که زن نباید کار کند.
اما شرایط زندگی و مشکلات معیشتی نگاه او را تغییر داد. تلاشهای همسرش برای ساختن یک خانه، انگیزهای شد تا او هم سهمی در تأمین هزینههای زندگی داشته باشد.
اولین قدمها بسیار ساده بود؛ یادگیری قلاببافی از مادر همسر و بافت چند لیف. اما همین قدمهای کوچک، مسیر بزرگی را رقم زد. استقبال همسایهها و پرداخت پول برای محصولات دستسازش، جرقهای بود که اعتمادبهنفس و انگیزه را در دل او روشن کرد.
نقطه عطف زندگی کاری این بانوی کارآفرین، سرمایهگذاری ۵۰ هزار ریالی برای شرکت در یک دوره آموزش اینترنتی کیفبافی با مکرومه بود؛ مبلغی که به گفته خودش «در آن سال ارزش زیادی داشت».
او با وجود انتقاد اطرافیان، مسیر آموزش را ادامه داد، تمرین کرد و سرانجام اولین کیف مکرومه خود را بافت؛ کیفی که نهفقط یک محصول هنری، بلکه آغازگر یک تحول جدی در زندگیاش شد.
این مسیر به تولید محدود نماند. شاهبدی آموختههایش را به دیگران منتقل کرد؛ ابتدا به همسایهها و سپس با همکاری گروههای جهادی بسیج سازندگی، پای آموزش را به مساجد، هیئتهای مذهبی و روستاهای اطراف باز کرد تا زنان بیشتری بتوانند از هنر، به درآمدی پایدار برسند.
حمایتهای تسهیلاتی بسیج سازندگی، گام بعدی را ممکن ساخت. او موفق شد کارگاه صنایع دستی راهاندازی کند و در کنار مکرومهبافی و قلاببافی، هنر سنتی گیوهبافی را که رو به فراموشی بود، در شهرستان بشرویه احیا کند.
امروز محصولات زهرا شاهبدی، هم بهصورت حضوری و هم مجازی به فروش میرسد. بازارچه دائمی صنایع دستی ریحانه در بشرویه، که پیگیری و مرمت آن نیز با تلاش شخصی او انجام شده، اکنون محلی برای عرضه آثار او و چندین هنرمند دیگر است؛ فضایی که جان تازهای به اقتصاد هنری شهر بخشیده است.
این بانوی کارآفرین در نمایشگاههای «اقتصاد به توان مردم» در سطح شهرستانی، استانی و کشوری حضور داشته و با وجود چالشهایی همچون افزایش قیمت مواد اولیه و قطعی اینترنت، هرگز امید خود را از دست نداده است. به باور او، «تلاش و گردش اقتصاد نباید متوقف شود.»
شاهبدی در پایان، با جملهای که به امضای زندگیاش تبدیل شده، میگوید: «دستهای من اعتبار من است.» امروز این بانوی هنرمند و کارآفرین روی پای خود ایستاده و هدفش، توسعه اشتغال محلی و انتقال تجربه به زنانی است که شاید هنوز ابتدای راه باشند.
استان مرزی خراسان جنوبی دارای ۱۲ شهرستان و بیش از ۸۰۰ هزار نفر جمعیت است. شهرستان بشرویه در ۳۰۰ کیلومتری مرکز استان خراسان جنوبی و در قلب کویر واقع شده است.