. به گزارش خبری بسیج جامعه زنان کشور
خانه سردار شهید غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، حالا روایتگر مردی است که بیرون از خانه فرمانده بود و در خانه، پدری مهربان و دغدغهمند؛ مردی که سالها در لباس خدمت، از مردم و محرومان گفت و در خانواده، از احترام به مادر، نقش زنان، درس خواندن و ساختن آینده سخن میگفت. سردار شهید غلامرضا سلیمانی را بیشتر با عنوان فرمانده میشناسیم؛ مردی که سالها در مسئولیتهای مختلف سپاه خدمت کرد و در سالهای پایانی عمر، سکان سازمان بسیج مستضعفین را بر عهده داشت. برای بسیاری نام او با بسیج، میدان خدمت، گروههای جهادی، رسیدگی به مناطق محروم و مجموعهای بزرگ از نیروهای مردمی گره خورده است اما پشت این تصویر رسمی، چهرهای از او وجود دارد که فقط در قاب خانه دیده میشود چهره پدری که برای فرزندانش وقت میگذاشت، با آنها حرف میزد به انتخابهایشان احترام میگذاشت و آیندهشان را جدی میگرفت. حالا چند ماه پس از شهادتش وقتی به خانه او میرویم قرار نیست فقط درباره یک فرمانده نظامی بشنویم. اینجا روایت از جایی آغاز میشود که عکسها، خاطرهها و وسایل یک پدر هنوز برای دخترانش معنای زندگی دارند؛ پدری که به گفته فرزندانش، با وجود مسئولیتهای سنگین و سالهای طولانی خدمت، خانه را از لطافت و محبت خالی نکرده بود. دیدار مسئول بسیج جامعه زنان کشور و جمعی از مدیران این سازمان با خانواده شهید سلیمانی، فرصتی شد تا بخشی از این چهره کمتر دیدهشده روایت شود. روایتی از فرماندهی که همکارانش او را در میدان کار میشناختند و دخترانش، مردی را به یاد میآورند که در خانه برایشان پدر بود. به گزارش..... رویا حیدرزاده رئیس سازمان بسیج جامعه زنان به همراه جمعی از اعضای این سازمان با حضور در منزل شهید سردار سلیمانی فرمانده سازمان بسیج مستضعفین یاد و خاطره این شهدا را گرامی و ادای احترام کردند. حیدرز آده در این دیدار ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ دوازده روز و رمضان به برخی از ویژگی های کاری و شخصیتی این فرمانده اشاره کرد و گفت: برای بنده توفیقی بود که تحت فرماندهی این شهید در سازمان بسیج خدمت کردیم ، ایشان همواره تلاش داشتند برای انجام کارهای مفید و تاثیر گذار و دارای روحیه جمعی گرا و مهربانی بودند، حتی به یاد دارم در برخی از جلسات که با وی داشتیم به دلیل فشار کاری و سنگینی جلسات ایشان سعی میکردند با بیان برخی از خاطرات سعی در تلطیف فضا داشته باشند و اهل خنده و شوخی بودند. وی در ادامه به صبوری خانواده های شهدا اشاره کردند و گفت: در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان صحنه هایی از صبر و تحمل خانواده های شهدا دیدیم که بسیار عجیب و تحسین برانگیزی بود ، خانواده شهدا در عین صلابت و بردباری چنان رجزهایی برای دشمنان این خاک میخاندند که واقعا تعجب برانگیز بود و بار دیگر نشان داد که ایران اسلامی بر خلاف تبلیغات سیاه و دروغین دشمنان با صلابت و پایدار است . در ادامه این دیدار که هر سه دختر شهید سلیمانی نیز حضور داشتند ، دختر بزرگ شهید به بیان خاطرات خود از پدرشان پرداختند ، شهید سلیمانی فردی بود که میتونم به طور قطع بگویم ذوب در ولایت بود و بسیار به رهبر شهید علاقه قلبی داشتند و همواره در زمان خدمت خود همواره تلاش می کردند فرمایشات رهبری را جامعه عمل بپوشاند .زمانی که خبر شهادت آقا را شنیدیم اول چیزی که به ذهن م رسید این بود که پدر ما هم بعد از آقا نخواهد ماند چون تحمل فراق آقا و نبود ایشان را نداشتند. وی شهید سلیمانی را پدری مهربان، پر تلاش و دغدغه مند تربیت فرزندان و خانواده بیان کرد و گفت: پدرم فردی نظامی بود اما بسیار در خانه لطافت داشتند و مادرم را بسیار مورد احترام و لطف قرار می دادند و نسبت به دخترانش بسیار رئوف و مهربان بود ، دختر را مایه رحمت الهی می دانست و حتی این جمله که خداوند دختر را رحمت قرار داده و بابت این رحمت در آخرت با خواستی ندارد را در قابی که نوشته شده بود خریداری کرده بودن. و به دیوار خانه زده بودند.در جمع اقوام بسیار اهل صحبت و تعریف بودند و با بیان خاطرات جمع را شاد میکردند. شهید سلیمانی بسیار به نقش و جایگاه زنان در خانه و اجتماع تاکید داشتند ، همواره به ما گوشزد میکردند که در تحصیل هر رشته یی که دوست دارین انتخاب کنید اما در آن بهترین باشید و توصیه به بنده میکردند که در آموزش و پرورش خدمت کنید چرا که این نهاد بسیار در رشد و تربیت انسان مهم است .شهید همواره بر این تاکید داشتند که زنان باید در اجتماع حضور فعال و اثر گذار داشته باشند ، برای خود استقلال مالی داشته باشند
، همیشه تاکید سیما حسینی: داشتند.حضور زنان اثر گذار در جامعه به رفع مشکلات کمک بسیار بزرگی می کند . دختر شهید ادامه داد: پدر هیچگاه اجازه ندادند ما از جایگاه وی استفاده کنیم و در جایی مطرح کنیم که فرزند ایشان هستیم ، همیشه تاکید داشتند با سعی و تلاش خود موقعیت ها رو به دست بیاورید و در منزل در خصوص جایگاه و درجه خود صحبتی نمیکردند، در طول فعالیت کاری ایشان پیشنهادات بسیاری داشتند از مدیر در بخش های دولتی، نمایندگی مجلس و وزارت اما پدر هیچ کدام را قبول نمیکردند و موقید بودند و بر خود تکلیف میدانستند که در سپاه فعالیت کننداصولاً در مورد شغل و درجه و از این موارد صحبت نمی کردند تا جایی که ما از طریق اخبار شبکه خبر با خبر شدیم که ایشان فرمانده سازمان بسیج شدند و آن هم یکی از اقوام به ما خبر داد که شبکه خبر همچین خبری را اعلام کرده است . .پدر همیشه دغدغه رسیدگی به امور سازندگی و رسیدگی به مناطق محروم را داشتند و در یکی از روستاهای استان کهکیلویه و بویر احمد که ساکنان آن سال های زیادی از جاده محروم بودند پدر در آنجا با فراخوان های جهادی و همکاری گروه های جهادی و سازندگی جاده کشی شد و تنها معلم آن روستا که خانم بودند وقتی پدرم را دیدند به ایشان گفته بودند که من تنها معلم این روستا هستم با وجود شرایط سخت و نبود امکانات اما از درس دادن به بچه های روستا دریغ نکردم و بعضی موارد بچه ها را سوار نیسان میکردند و به مدرسه که کانکسی بود می بردند و آنجا درس میدادند؛ پدر من همان جا به این خانم گفته بود اگه این روستا چند تا خانم مثل شما داشت ، این روستا آباد و مشکلاتش برطرف می شد ، برای ساخت مدرسه در آن روستا تمام تلاش خود را انجام دادند و شکر خدا مدرسه ساخته شد . دختر شهید بیان کرد: پدرم هیچگاه عقایدی را به ما تحمیل نمیکرد و ما رو آزاد گذاشته بود ، هیچگاه ما رو برای حجاب تحت فشار قرار نداد اما به خاطر رفتار و منش خوبی که داشتند و راهنمایی های غیر مستقیم ما هم همواره سعی کردیم به موازین دینی و اخلاقی و شرعی پایبند باشیم . پدر آزاد اندیشی را به ما یاد دادند به یاد دارم در یکی از انتخاب های ریاست جمهوری من از ایشان خواستم که بگوید به چه کسی رای دهم و در انتخاب کمک کند ایشان فرمودند خودت تحقیق و بررسی کن، مناظره ها رو ببین و به نتیجه برس. وی خاطرنشان کرد: پدر همواره تاکید بر مطالعه داشتند و به ما نیز این نکته را همیشه یادآور میشدند ایشان تاریخ خوانده بودند و از اینکه ما کتابخوان باشیم بسیار برایش اهمیت داشت و خواهر کوچکم کتاب زیاد میخاند و پدر همیشه این نکته را میگفت و از این رفتار خواهرم خوشحال بود و در جمع خانوادگی و اقوام همیشه اشاره میکردند که ساجده در هر زمان که فراغت پیدا می کنند کتاب می خواند. انتهای پیام/