یک اعتقاد بنیادین باید توانایی تفسیر مجموعه ای از مسائل، توانایی بهبود وضعیت فرد و جامعه و نیز توانایی ارائه راهکارهای راهبردی را داشته باشد، انسان را در زمینه های تربیتی یاری کند و از منظر انسان شناسی و جامعه شناسی به ساختن انسان ایده آل کمک کند.
همه مکتب های انسان شناسی لازم می بینند که به خواسته ها، علایق، محدودیت ها و اهداف انسانی و نیازهای او مثل آرامش، امید، رضایت، عزت، شکوفایی و کمال پاسخ دهند. حتی برخی از آیین ها، نگاه انسان شناسانه به مشکلات انسان دارند؛ مثل آیین بودا که با روش هایی چون تمرکز و مراقبه، می خواهد انسان را از توهمات ذهنی و تردیدهای روحی نجات بخشد و به آرامش برساند. از این روست که پرداختن به مباحث دینی و عقیدتی و توجه به تأثیرات آن در عرصه تربیتی، برای پرداختن به این نیازها ضرورت می یابد.
بنابراین در این نوشتار، هدف ما از طرح موضوع مهدویت در عرصه تربیتی، این است که بدانیم آیا مهدویت و اعتقاد به آن به عنوان یک نظریه اعتقادی - کلامی، می تواند راهکارهای راهبردی برای تربیت انسان و جامعه ارائه دهد؟ به عبارتی در اعتقادات اسلامی و به طور خاص اعتقاد به مهدویت، آیا راهکاری برای حل مسائل انسان و رشد و تربیت او و جامعه او وجود دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونگی آن را در حدّ امکان بررسی می کنیم.
مفهوم تربیت
الف) تعریف تربیت
واژه «تربیت» از نگاه اهل لغت و دانشمندان، از ریشه «رُبُوّ»، به معنای زیادت و فزونی و رشد و نمو گرفته شده، (1) و از نگاه صاحب لسان العرب، به معنای رشد و نمو و پرورش دادن است. (2)
برخی معتقدند تربیت به معنای تغذیه طفل به کار می رود؛ زیرا این واژه از این ریشه به معنای فراهم کردن زمینه های فزونی و پرورش است؛ آیه 24 سوره اسراء شاهد این معناست و آیه 18 سوره شعراء تربیت جسمی را در نظر دارد. گاهی تربیت به معنای تهذیب هم به کار رفته و به معنای زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است. (3)
«تربیت» همچنین می تواند از ریشه «ربَبَ: رَبَّ» به معنای مالک و مدبر، مربی و قیّم باشد (4) و در ضمن، اصلاح کننده هر چیز را نیز «ربّ» گویند. (5) راغب اصفهانی نیز این چنین تعبیر کرده است: ربّ در اصل به معنای تربیت و پرورش است و عبارت است از: ایجاد کردن حالتی پس از حالت دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تام و کمال خود برسد. (6)
برخی معتقدند به کار بردن مفاهیم ربوبیت و ربانیت از ریشه «ربَبَ» برای تبیین تربیت اسلامی، از مفهوم تربیت مناسب تر است؛ چرا که معنای جامع تر که برگرفته از ریشه «ربّ» است، ربوبی شدن انسان است. صاحب نظران تربیتی معتقدند پایه های این معنا، خدا را مالک و مدبر خویش گرفتن و به کار زدن طرح و تدبیر او در زندگی است. زمانی که انسان ملازم رب باشد، منتسب به او می شود. ربوبیت، تنها در شأن خداست و باید در راه ربوبی شدن سعی و تلاش نموده و در ضمن آن تطهیر و تزکیه کرد. (7)
برخی از صاحب نظران معتقدند آنچه قرآن بر آن تصریح کرده و رهبران دینی برای آن برانگیخته شده اند، تزکیه است نه تربیت؛ زیرا هدف، ساختنِ انسانِ مطلوب است که تنها از مسیر تزکیه امکان پذیر است. بنابراین، آنچه در اسلام مطرح است، تزکیه و تهذیب است؛ ولی به دلیل غلبه کاربرد، همواره واژه تربیت به کار رفته است. با این حال، مراد در همه جا معنای تزکیه است. (8)
در معنای اصطلاحی، تعلیم و تربیت دو واژه ای است که معمولاً در کنار هم استفاده می شود؛ اما در بررسی و کاوش درباره معنای این دو واژه، دیده می شود که برخی صاحب نظرانِ در این موضوع، تعلیم و تربیت را در کنار هم معنا می کنند و برخی با تأمل و نکته سنجی، پس از تعریف تربیت، تعلیم را معنا کرده و معتقدند: تعلیم نیز نوعی تربیت است و علم از جمله کمالاتی است که در تربیت، به پرورش و رشد آن می پردازیم. (9)
طبق ریشه اول، تعلیم و تربیت، یعنی: «فراهم کردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای مختلف شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدف های مطلوب و بر اساس برنامه ای سنجیده شده». (10)
طبق ریشه دوم، پژوهشگران با توجه به تعاریف مختلف تربیت، بهترین تعریف آن را این گونه بیان می کنند:
«فراهم کردن زمینه مناسب، انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم برای پرورش یافتن استعدادهای جسمانی و روانی انسان مورد تربیت در تمام ابعاد وجودی و هماهنگ ساختن و هدایت آن در جهت هدف و کمال مطلوب که به طور تدریجی صورت می گیرد». (11)
در بیانی دیگر، تربیت یعنی: «رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آن که استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود». (12)
به هر ترتیب، با توجه به موارد بیان شده و جدا از استفاده از واژه اصیل «تزکیه» در بیان قرآن یا واژه شهیر «تربیت» به دلیل غلبه کاربرد در علوم تربیتی، معنای تربیت و تزکیه برای رسیدن به یک هدف بیان شده است و دانشمندان علوم تربیتی برای تبیین تربیت در اسلام، از اصل تزکیه هم بهره گرفته اند.
بدین ترتیب، می توان «تربیت اسلامی» را علم آماده سازی انسان مسلمان برای زندگی دنیا و آخرت دانست؛ با این توضیح که آماده کردن کامل انسان و تربیت بهداشتی، عقلانی، علمی، عقیدتی، ایمانی، اخلاقی، اجتماعی، ارادی و نوآوری او در همه مراحل رشد، در پرتو مبانی و ارزش ها و روش ها و شیوه های تربیتی اسلام، صورت می گیرد (13) و بدین شکل انسانی مبتنی بر ارزش های اسلامی تربیت می شود.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
ب) اهداف و ابعاد تربیت در فرهنگ اسلامی
هدف اصلی ادیان الهی، تعلیم و تربیت بشر، به معنای تهذیب نفس و تعدیل تمایلات و غرایز، و بالا بردن روح و عقل بشر تا عالی ترین سطح کمال است؛ از این رو دین، افکار و عقول و احساس مردم را راهبری کرده، انسان را متوجه عوالم روحی و معنوی می سازد.
علما معتقدند دین به انسان می فهماند که بشر، موجودی زوال ناپذیر است و کاربرد جسم و بدن، فقط به منظور تجلیات ظاهری و فعالیت های مادی، آن هم به طور موقت و موسمی است؛ اما انسان، نیازهای لطیف تری نیز دارد که روحانی و عقلانی هستند و برای رشد آنها، به انبیا و راهبری آنان نیازمند است.
موضوع های عقلی و روحی، بیش از هر چیز موجب بهجت انسان می شود و همواره از این موارد، احساس نشاط و رضایت می کند. به دست آوردن این نشاط، در گرو وجود مربی تربیت یافته در مکتب الهی است که با برنامه صحیح تربیتی، متربیان خود را تربیت کند.
دین، نیرومندترین عامل و انگیزهای است که می خواهد بشر را معتقد به اصول و پایبند به موازین آن تربیت کند. پس هدف دین، تربیت افراد متدین، دارای وجدانی زنده و درونی بیدار و اثرپذیر است که مربیان آنها، همان انبیا و اولیا هستند. (14)
با توجه به ابعاد گسترده تربیت در دین اسلام، صاحب نظران علوم تربیتی، اهداف بسیاری را از دیدگاه های مختلف برای تربیت بیان کرده اند (15) که در نهایت، همه موارد به هدف نهایی تکامل انسان ختم می شوند؛ اما با توجه به اینکه برخی، نقطه آغاز هدف های تربیتی را فرهنگ اسلامی می دانند، سخن درباره مشخصات و ویژگی هایی است که این فرهنگ را از دیگر فرهنگ ها جدا می سازد و اینکه چگونه می توان به این فرهنگ دست یافت و با شناخت کامل از ویژگی های اصیل فرهنگی اسلام، در این بعد، هدف های تربیتی را تبیین کرد؟
در فرهنگ اسلامی، خدا جز عدل و احسان، تکلیفی بر مردم قرار نداده است؛ با توجه به این نکته می توان هدف های تربیتی را بر اساس نوع روابط انسان تعیین کرد:
- اهداف تربیتی در فرهنگ اسلامی در زمینه ارتباط انسان با خدا: معرفت خدا، ایمان به خدا و اطاعت از حضرت حق و کسب آرامش، تقوا از طریق روشن بینی و احاطه بر روند حرکت زندگی و موفقیت در برابر مشکلات و حفظ نفس از عصیان، عبادت در جهت تقویت اطاعت و دوری از گناه، شکرگزاری، دستیابی به عدالت اجتماعی و کسب مقام رضا و تسلیم و توکل.
- اهداف تربیتی در فرهنگ اسلامی در زمینه ارتباط با خود: این اهداف را در دو بعد می توان مطرح کرد؛ ابعاد مختص انسانی و ابعاد مختص حیوانی. حیطه بحث ما، ابعاد مختص انسانی است و در سه هدف طرح می شود:
اهداف شناختی: شامل پرورش عقل و روش های آن، فراگیری علوم و معارف، تعالی اندیشه، و خودشناسی که مقدمه ای برای خداشناسی است.
اهداف گرایشی: پرورش ایمان در قالب پرورش حس حقیقت جویی، حس خداجویی، فضیلت جویی، گرایش به جاودانگی و کمال جویی.
و اهدافی که در جهت تقویت اراده، در نهایت تزکیه و خودسازی فرد را شامل می شود.
- اهداف تربیتی در فرهنگ اسلامی در زمینه ارتباط انسان با انسان: رعایت حقوق افراد و ارتباط سالم با آنان، دستیابی به عدالت اجتماعی و حس اتحاد و برادری.
- اهداف تربیتی در فرهنگ اسلامی در زمینه ارتباط انسان با طبیعت: تفکر و دقت در آفرینش و شناخت آیات الهی و بهرهبرداری صحیح از آنها در جهت کمال و اصلاح خود. (16)
در بحث ابعاد تربیت، با توجه به آن که هدف آفرینش، رسیدن به مقامی است که انسان را به خدا پیوند دهد، بشر نیز باید بهترین ابعاد وجودِ خویش را در خدمت به یکدیگر قرار دهد و محصول خدمات متقابل آنها را در مسیر الی الله به کار گیرد. این ابعاد اساسی وجود انسان را باید از دیدگاه الهی شناسایی کنیم تا ما را به هدف مطلق که رسیدن به رضای الهی است، نزدیک کند.
با توجه به مضمون آیات 7 تا 10 سوره سجده و بر اساس نظر علما، انسان از سه بعد جسم، عقل و قلب (روح و نفس) شکل گرفته و از آنجا که خداوند حکیم است، این ابعاد و خواسته های انسان را بی دلیل نیافریده است. بنابراین در تربیت باید هر سه بعد را در نظر گرفت و آنها را هماهنگ با یکدیگر، پرورش داد. (17)
تربیت جسم و تقویت آن، به عنوان ابزاری که در خدمت عقل و روح قرار می گیرد، لازم است. تربیت عقل نیز بُعدی است که راهبر انسان در بندگی خدا و نیرویی مهم در جهت رسیدن به سعادت الهی است (18) و محدودیت های آن، به کمک وحی و معیارهای الهی جبران و ترمیم می شود. خداوند از دو ابزار اوصیا و اولیا و عقل، برای هدایت و تربیت انسان بهره می گیرد. (19)
اما در باب تربیت روح، مهم آن است که روح طبق آیه 9 سوره سجده، نفخه الهی است. بنابراین روح را باید از طریق تربیت الهی، از اسارت و قید و بند تمایلات آزاد کرد تا خدا را ببیند. در کنار پرورش ابعاد دیگر، این بعد، هدف اصلی پیامبران در تعلیم و تربیت بوده است. تمام رهنمودهای ادیان، برای رشد ایمان و تنظیم ضوابط رفتاری و راه و رسم مردم با یکدیگر و رابطه آنها با خداست و به همین دلیل، پرورش و تقویت این بعد که مرکز و کانون شخصیت انسان را تشکیل می دهد و نیرویی نامحدود و فناناپذیر می باشد، ارزشمند است.
از این رو علما معتقدند باید پیوستگی خلل ناپذیری میان روح و خداوند، در تمامی ابعاد زندگی برقرار ساخت تا در قلب انسان، آرامش و سکون دائمی ایجاد شود و قلب با ارتباطش با خدا، روح فرد و جامعه را به راه مستقیم هدایت کند.
پس تربیت ابعاد مختلف وجود انسان به عنوان گذرگاه و معبری در سیر به سوی خودیابی و خدایابی، بسیار مطلوب است و جامعیت تربیت الهی، به دلیل در برداشتن تمام ابعاد وجود اعم از جسم، روح و عقل، به اثبات رسیده و این نوع تربیت، مطابق با فطرت و متکی بر تزکیه و یقین است. (20)
ج) شیوه های تربیت در فرهنگ اسلامی
در توضیح شیوه های تربیت، پرداختن به راه ها و روش های تربیتی و ویژگی های مربی که مهم ترین رکن در اجرای روش هاست، لازم به نظر می رسد.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
راه ها و روش ها:
با توجه به نگرش درستی که دین درباره انسان، هستی و زندگی ایجاد می کند، انسان مؤمن، راه و هدف و برنامه زندگی دنیوی و اخروی خویش را از مربیان خود، یعنی خداوند، انبیا و اوصیای آنها می گیرد و با میل و رغبت و آزادانه در مسیر انجام وظیفه حرکت می کند و به آینده امیدوار است.
ایمان، یکی از ارزش های مهم نفسانی است که پرورش آن باید جزء برنامه مربیان باشد؛ به تعبیری، پرورش ایمان و استفاده از آن، یکی از شیوه های مهم تربیتی به شمار می رود که مربیان باید از آن بهره گیرند. وجود انبیا و اولیا در جایگاه مربیان بشر، از جانب رب، دقیقاً به منظور پرورش این امر مهم بوده است. (21)
در مورد عقل نیز یکی از بهترین راه ها در تعلیم و تربیت، پرورش و تقویت عقل است؛ چرا که عقل در کنترل و تعدیل غرایز و تمایلات و دعوت به کارهای نیک و تقید به مکارم اخلاق، نقش بزرگی دارد. مشکلات اخلاقی و اجتماعی انسان، بیشتر معلول نادانی و ضعف نیروی عقل است. اگر عقل نیرومند باشد، زمام نفس را در اختیار می گیرد و طبق مصالح واقعی، آن را اداره می کند و فرد، سعادتمند خواهد شد.
بنابراین مربیان الهی وظیفه دارند پرورش عقل را جزء برنامه های تربیتی خود قرار دهند و از این طریق، متربی را در صراط مستقیم انسانیت هدایت کنند. به همین دلیل است که اسلام به عقل و پرورش آن، توجه خاص دارد. (22)
پس در یک کلام، شیوه های اصلی تربیت در فرهنگ اسلامی، دو راه تربیت ایمانی و تربیت عقلانی است که هر یک با روش های خاص (23) خود، در تربیت انسان الهی نقش کلیدی ایفا می کنند.
ویژگی های مربی در فرهنگ اسلامی:
مربی، یک رکن اصلی در شیوه تربیتی اسلامی است که ویژگی هایی برای او ذکر شده است و مهم ترین آنها عبارتاند از:
- داشتن علم و حکمت عالی و کافی؛ علمی که مبانی اصلی تعقل و تفکر را در بر دارد.
- در عرصه های جسمانی، روانی، عقلانی، ایمانی، عاطفی، اجتماعی و... انسانی تکامل یافته باشد.
- درباره متربیان احساس پدری و عطوفت و مهربانی داشته باشد.
- دقت و توانایی کامل در اجرای برنامه های تربیت الهی، و نیز قدرت دفاع از حدود الهی را داشته باشد.
- خودنگهدار، حافظ دین خود، مخالف هوا و هوس خود، و مطیع امر خداوند باشد.
- از وضعیت و طبیعت متربیان آگاه باشد.
- متناسب با عقل و ظرفیت متربیان سخن بگوید و به استعدادهای فطری و غرایز آنان توجه کند.
- کسب رضای خدا، اخلاص در عمل، صبر و بردباری، آراستگی ظاهر و باطن، هیبت و وقار و... از خصوصیات او باشد. (24)
با توجه به این ویژگی ها، برترین مربیان از نگاه دین، انبیا و اوصیا هستند. در این دوران، برترین مربی به تعبیر عام، منجی موعود و به تعبیر شیعی، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است که رسالت او، تربیت انسان هایی مبتنی بر اهداف و ابعاد و روش های تربیت دینی در فرهنگ اسلامی است. دلیل ما بر این مطلب، القاب و ویژگی های ایشان است که نشان از ضرورت تربیت از جانب حضرت دارد.
با دقت در الفاظ و صفات به کاررفته در روایات و ادعیه و زیارات، به چهار حق اصلی حضرت، درباره خودمان آگاه می شویم؛ حق پدر بر فرزند، حق آقا و مولا بر بنده، حق معلم بر متعلم، حق امام بر رعیت، (25) که به برخی از موارد آن اشاره می کنیم:
- در دعای سرداب مطهر آمده است که شیعیان از باقیمانده گل ما خلق شده اند. (26) در کلام امام رضا علیه السلام نیز واژه «الوالد الشفیق» (27) مطرح می شود و در عبارتی دیگر، «الاب الرحیم» (28) به کار رفته است. در حدیثی از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم نیز آمده است: «أنا و علی أَبَوا هذه الأمّة». (29)
همچنین بر این اساس که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف از نظر خَلق و خُلق نزدیک ترین فرد به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم هستند، (30) در جایگاه پدر امت اند.
حال نکته آن است که حق پدر بر فرزند چیست؟ حق مادر بر فرزند چیست که حضرت، مهربانتر از مادر به فرزند است؟ آیا غیر از آن است که وظیفه اصلی پدر و مادر، تربیت اخلاقی و روحانی فرزند است؟ روشن است حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در جایگاه پدر و مادر ما معرفی شده و حق تربیت و هدایت بر ما دارد.
- در زیارت جامعه، تعبیر «و السادة الولاة» (31) آمده است که نشان از حق امامت و مولویت حضرت بر ما دارد. بنابراین ما مأموریم و باید تحت لوای هدایت و تربیت او و اقتدا و اطاعت او به رستگاری برسیم.
- حق معلم بر متعلم؛ چرا که صفات و ویژگی های حضرت، بر آن دلالت دارد. (32) او به روش و سیره پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم حق ربانی و مربیگری دارد.
- بر اساس آیه ((یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنکُمْ)) (33) و طبق روایات(34)، حق امامت بر رعیت برای حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.
افزون بر این، القاب حضرت، تأییدکننده حقّ هدایت و تربیت اوست:
او را اباصالح و ابوعبدالله لقب داده اند؛ یعنی پدر بندگان صالح و پدر بندگان خدا. (35)
او را هادی خوانده اند؛ یعنی کسی که خود به حقیقت، هدایت یافته و همه راه های حق و حقیقت، برای او آشکار شده و به مقاصد رسیده و مستعد هدایت کردن دیگران شده است.
او را مهدی خواندند؛ مقامی که در هدایت خلق برآید و هر کس را به هر راهی که داند و تواند، به حسب استعداد آن فرد، به مقصد الهی برساند.
امام صادق علیه السلام در پاسخ سؤالی درباره مقام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، فرموده است: «مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف مهدی نامیده شده است؛ برای اینکه مردم را به امری که از آن گمراه شدهاند، هدایت می کند». (36)
در شب معراج، خداوند به پیامبرش فرمود:
به وسیله قائم شما، زمین خود را با تسبیح و تهلیل آباد کنم و آن را از پلیدی دشمنان پاک سازم و با ظهور او سخنان بی دینان را پست، و تعالیم خود را بلند گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد برسانم تا فرشتگان، او را در اجرای فرمان من و آشکار کردن دین من یاری دهند و به راستی، او ولیّ من و هدایت کننده بندگان من است. (37)
روشن است که بیشتر اسامی و القاب حضرت و صفات ایشان، از جانب خدا و انبیا و اوصیاست و نامگذاری آنان، مثل نامگذاری ها و به کار بردن صفات از جانب ما نیست؛ بلکه خداوند و خلفایش، تا معنای اسم و صفتی در شخص متجلی نباشد، او را با آن نام ها و اوصاف نخواهند خواند. بنابراین با دقت در نام ها، صفات و القاب حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف روشن می شود، ویژگی های مربی در فرهنگ اسلامی که پیش از این به آن پرداختیم، در ایشان جلوه گر است و به طور کلی، جامع صفات و خصوصیات یک مربی است و در روایت، «أعلم الناس، أحکم الناس، أتقی الناس، أحلم الناس، أشجع الناس، أسخی الناس و أعبد الناس» (38) خوانده شده است.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
مفهوم مهدویت
الف) مهدویت و اعتقاد به آن
مهدویت، مصدر جعلی مهدی و به معنای مهدی بودن است. در تعریف اصطلاحی این واژه آمده است: از جمله عقاید اصول مذهب شیعه اثناعشری است. شیعه معتقد است که مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، فاطمی، یعنی از فرزندان آن حضرت، پسر امام حسن عسکری علیه السلام و دوازدهمین جانشین پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلم است. (39)
امروزه مهدویت و اعتقاد به آن، از بحث های اساسی جهان اسلام، به ویژه مکتب تشیع است. مهدویت که در ادامه بحث امامت درباره آن بحث می شود، یکی از اصول اساسی مذهب تشیع به شمار می رود و شیعه، بدون اعتقاد به مهدویت، هویت نمی یابد. این اعتقاد، شامل اعتقاد به وجود امام غائب، اعتقاد به انتظار برای ظهور او، و اعتقاد به ظهور و عدالت گستری آن حضرت است. (40)
در باب اهمیت اعتقاد به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و شناخت آن حضرت، در روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: «زمین هرگز از حجت خدا بر خلقش خالی نمی ماند و هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، بر مرگ جاهلیت از دنیا رفته است». (41)
در روایتی دیگر، مرگ جاهلیت، به کفر و نفاق و گمراهی تعبیر شده است (42) و این امر بر اهمیّت والای موضوع اعتقاد به مهدویت و شناخت امام زمان، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف اشاره دارد.
بدین ترتیب، مراد از اعتقاد به مهدویت، باور وجود و حضور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و شناخت ایشان است؛ بدین گونه که ایشان را واجب الاطاعة و واسطه فیوضات الهی و راهِ رسیدن به معرفة الله بدانیم و با توجه به برنامه ها و سفارشات ایشان و دیگر بزرگان دین، در راه هدایت و تربیت فردی و اجتماعی خود بر اساس مبانی اسلام کوشا باشیم.
در معارف عقیدتی مکتب تشیع، پس از عقیده به توحید که اصل الاصول عقاید است، آدمیان برای رسیدن به هدف غایی و مقصد نهاییِ خلقت باعظمت خویش -که کمال حقیقی در همه ابعاد حیات دنیوی و اخروی است-، نیازمند حکمت الهی و هدایت ربانی هستند. این نیاز مردم را خداوند از لطف و کرامت خود، با برانگیختن پیامبران و فرستادن کتاب پاسخ داده است.
در این راستا، پیروان مکتب امامت معتقدند که پس از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم این نیاز بشر منتفی نمی شود؛ پس خدای رحمان به همان دلیل که انبیا را برمی انگیخت، در نبود ایشان از میان نیکان، اوصیا را برمی گزیند تا راه آنان را پیگیرند و مردمان، همچنان از هدایت خدا و تربیت آسمانی او بهره گیرند. (43)
در راستای این اعتقاد، مکتب تشیع با الهام از کتاب الهی و به استناد سنت نبوی، به دوازده وصی معصوم که از اصحاب رسول خدایند، به عنوان جانشینان منصوب آن حضرت تا روز قیامت ایمان آورده است. امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف از دید شیعه، آخرین فرد از این ائمه دوازده گانه است که به اراده توانمند ربانی، برای تحقق اهداف عالی حیات دنیوی انسان و اجرای کامل طرح ها و برنامه های پیامبران ذخیره شده است تا در زمان مناسب به پا خیزد و حکومت عدل جهانی را بنا نهد. در متون تشیع نیز، همچون منابع اعتقادی اهل سنت، قیام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف نشانه حتمی و مقدمه ناگسستنی پایانی جهان شناخته می شود. (44)
برخلاف برخی ادعاها و پافشاری ها درباره اعتقاد نداشتن اهل سنت به مهدویت، در فرهنگ عقیدتی سنی ها نشانه هایی وجود دارد که اکثر عالمان سنی و مسلمانان آن فرقه هم، به مهدویت عقیده دارند و می توان آن را جزء فرهنگ عقیدتی آنها به شمار آورد. (45)
البته گفتنی است که اعتقاد به آمدن منجی و ظهور او به دین اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه در تمامی ادیان به چشم می خورد و پیروان همه ادیان معتقدند که روزی جهان، سراسر ظلم و بیدادگری می شود و منجی قدرتمندی ظهور می کند و جهان را از بی عدالتی نجات خواهد داد. همه بزرگان ملل و ادیان، در انتظار چنین موعودی هستند و این نوید در همه کتاب های آسمانی باقیمانده، چون زند و پازند، جاماسب، تورات و انجیل و حتی در کتاب های مقدس براهنه و بودایی ها هم آمده است. (46)
اعتقاد به منجی، عقیده ای عمومی و مشترک است؛ اگرچه در اسم و ظاهر آن اختلاف است. اصولاً «فتوریسم»؛ یعنی اعتقاد به دوره های آخرالزمان و انتظار ظهور مصلح کل، عقیدهای است که در کیش های آسمانی یهودیت، زرتشتی، هندو، مسیحیت و دین اسلام، به عنوان یک اصل مهم پذیرفته شده است. (47)
ب) اعتقاد به مهدویت و آثار آن
اندیشه مهدویت و عقیده به آن در تاریخ اندیشه اسلامی، فراتر از هر نوع تفسیر و قرائت از آن، اصلی اعتقادی و کلامی تلقی می گردد که اندیشمندان اسلامی و مؤمنان، آن را جزیی از اندیشه های دینی خود می دانند. آنگاه که یک باور جزیی از اعتقادات دینی فرد باشد، جایگاه خاصی در روحیه، افکار و روال زندگی انسان خواهد داشت و تأثیرپذیری فرد از آن، ژرف و عمیق خواهد بود؛ در حالی که اگر اعتقاد به یک موضوع، متکی بر باور دینی نباشد، اثربخشی آن همچون تأثیر اعتقادات دینی نخواهد بود.
برای نمونه، اگر انسان بر اساس نوع اندیشه یا شرایط اجتماعی خود به باوری برسد و سپس در گذر زمان یا رویارویی با حوادث روزگار یا بر اثر اندیشه ای نو، در باورش تزلزل ایجاد شود، از تغییر فکر و اندیشه خود چندان احساس اضطراب و ناامنی نخواهد کرد؛ در حالی که تغییر در اعتقادات دینی به راحتی امکان پذیر نیست و وجود اجزای اعتقادی در روح و افکارِ انسان، آن قدر اثرگذار و جهت بخش است که وی به راحتی نمی تواند از آن برگردد؛ به ویژه اگر آن اعتقاد دینی، همچون مهدویت از عناصر اصلی و بنیادین اعتقادی باشد. (48)
منظور از تأثیرات اعتقاد به مهدویت، آموزه های اعتقادی - دینی مبتنی بر فرهنگ مهدوی است که در عصر پیش از غیبت، عصر غیبت، عصر ظهور و انتظار، توانایی و قابلیت بیان نظر و ارائه راه حل های راهبردی در حوزه های متفاوت انسانی و اجتماعی را دارا بوده و همچنان داراست؛ به گونهای که می توان بر اساس آن، در عرصه فردی و اجتماعی نظریه پردازی کرد؛ یعنی در تفکر و نظام فکری مسلمانان، آن را شاخص انسجام بخش و سامان دهنده قرار داد تا بتواند در بسیاری از اظهارنظرها و ارائه الگوهای فکری حضور داشته باشد و مسلمانان را به صحت عمل سوق دهد. (49)
البته روشن است که تأثیرات اعتقاد به مهدویت، زمانی بارور می شود که این عقیده به طور صحیح و با تبیین جامع، شکل گرفته باشد. از این رو مقتضی است با دلایل علمی و عقلانی و تفکر در آفریده های خدا، صفات خدا، رسالت پیامبران و اندیشه پیرامون ولایت، به ویژه مهدویت و بررسی آن از دیدگاه اسلامی، باور جوانان را تقویت نمود؛ به گونه ای که در رأس هر چیز، نشانه های خدا را در علوم و هستی مشاهده کنند و به هر سو می نگرند دلایلی بر هدفداری، نوآوری و نظم بر وجود خالق اعلی بیابند و بفهمند که در برنامه کلان الهی، برای رساندن انسان به کرامت و تکامل مطلوب انسانی، از هدایت تکوینی و هدایت تشریعی بهره گرفته شده و در راستای تحقق این امر، به دلیل اهمیت کلیدی بحث مهدویت و نقش آن، از ابتدا بر روی این باور و تجلی آثار آن سرمایه گذاری شده است.
هر چند لازم است برای تحقق تبیین صحیح عقاید، مهم ترین شیوه های تربیتی برای پذیرش عقاید اسلامی را شناخت و اجرا کرد؛ ولی این مهم و پرداختن به راه های جزیی و کلی تبیین و تثبیت عقیده در رسالت این تحقیق نیست؛ بلکه مسئله اصلی این نگاشته آن است که بیان کنیم: اگر باور درست شکل گرفت و مهدویت، جزء اعتقاد راسخ انسان شد، چه آثار تربیتی برای او به ارمغان خواهد داشت؟
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
مهدویت و تربیت
پس از شناخت تربیت اسلامی و عقیده به مهدویت، لازم است رابطه آنها نیز بررسی شود که این هدف در دو محور محقق خواهد شد.
الف) مهدویت و برنامه کلان تربیتی الهی
طبق کلام خداوند در آیه 56 سوره ذاریات، غرض الهی از آفرینش بشر و اعطای دو نیروی عقل و اختیار به او، تربیت و به کمال رسیدن وی است. از این رو خداوند برای تحقق این هدف، برنامه کلان تربیتی خود را از ابتدای آفرینش تا به حال، از طریق هدایت تکوینی و هدایت تشریعی اجرا کرده است. هر چند با وجود تلاش ها و مجاهدت فراوان پیامبران و اولیا، تکاپوی خالصانه آنها در عصر خودشان به نتیجه نرسید، ولی تلاش آنان برای آخرین حلقه تربیتی الهی از این زنجیره به هم پیوسته و برای روز موعود ذخیره شده است؛ ضمن آن که خود آنها از ابتدا مبلغ روز موعود بوده اند و در کتاب های مقدس و قرآن کریم، بشارت آمدن منجی و روز موعود آمده است.
به هر ترتیب، طراحی برنامه کلان تربیتی الهی و سیر آن، به گونه ای است که به دنبال خود شرایط ظهور را فراهم خواهد آورد و پس از آن، آخرین و بزرگ ترین نتیجه، یعنی ظهور منجی موعود و به تعبیر شیعی ظهور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف محقق خواهد شد که هدف آن، تربیت انسان های متعالی و سامان مدینه فاضله است. دست یابی به این مقصود تربیتی، وابسته به شرایطی است که عبارتند از:
1. وجود طرح و برنامه ای کامل و عدالت محور که بشر آن را از سوی خداوند دریافت می دارد و قانون فراگیر برای جامعه بشری می گردد؛
2. وجود پیشوایانی که برای اجرای این طرح و برنامه از ابتدای زندگی بشر تلاش کردند تا در نهایت، پیشوای نهایی این برنامه و قانون را در روز موعود به طور کامل اجرا کند؛
3. وجود شماری کافی از مؤمنان مخلص که پیشوایان و به طور اخص، پیشوای نهایی را در اجرای مطلوب مأموریتش یاری دهند.
در شرط نخست، برنامه خداوند آن است که برای تحقق غرض خود از آفرینش انسان، قوانینی بنیان گذارده و بشر را به مدد آن و در امتداد کاروان انبیا و اولیا در طول تاریخ، پرورش دهد تا سرانجام، اجرای کامل این برنامه در قالب مکتب اسلام با موفقیت صورت پذیرد. (50)
در شرط دوم، خداوند پیشوای نهایی را امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف قرار داده تا در مقام رهبری نمونه، قانون و برنامه کامل را اجرا کند.
در شرط سوم، همه امتها میتوانند طبق اصول و برنامه دینی خود تربیت شوند و به عنوان یاور موعود مطرح باشند؛ چرا که پذیرش پیامبر خاتم و اجرای فرمانهای او جزء اصول مسلم ادیان گذشته بوده است.
امت اسلامی می تواند بر اساس قانون و برنامه کامل دین اسلام، دستورات الهی، فرمایشات و سنت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام و برنامه های تربیتی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در طول غیبت، هم از لحاظ درک مفاهیم و هم از نظر پیروی علمی از آن، تحت تربیت قرار گیرند و باید مسیر طولانی تربیت را در شرایط ویژه ای چون امتحان و پالایش روح و روان طی کنند که این خود، در دو ساحت تربیت عقلی و ایمانی به سامان خواهد رسید.
در تربیت عقلانی، امت اسلامی (و به طور غیرمستقیم، همه بشریت) از رهگذر آموزه های دینی و تلاش عالمان و متفکران و نائبان خاص و عام حضرت و نازک اندیشی های آنان درباره معارف اسلام تربیت می شوند تا به سطحی از عقلانیت برسند که توان درک اندیشه و قوانین جدید روز موعود را کسب کنند.
تربیت ایمانی آنگاه حاصل و کامل می شود که امت اسلامی، دوران دشوار ظلم و بیداد انحرافات را بگذراند و برگزیدگان صالح امت، آنچنان اخلاص و ایمان و اراده ای داشته باشند که واکنش آنها در برابر کژی ها و زشتی ها، در راستای اجرای قانون و برنامه کامل الهی و به عبارتی دیگر پیروی تام و کامل از فرامین الهی باشد.
به همین ترتیب، اگر این تربیت نسل به نسل استمرار یابد، در طی این فرایند، شمار مخلصان به حدّ کفایت خواهد رسید و با وجود شرط یک و دو و با حاصل شدن شرط سوم، وعده الهی محقق خواهد شد. (51) عده ای که به این مرحله نرسند نیز طبق مراتب خود در زمان پس از ظهور، تحت تربیت مستقیم حضرت قرار خواهند گرفت.
در اینجا، میزان ارتباط مهدویت و اعتقاد به آن و روز موعود، با برنامه کلی تربیتی الهی روشن است؛ چرا که در حقیقت آن روز است که عبودیت و پرستش واقعی پروردگار که هدف اصلی آفرینش است، تحقق پیدا خواهد کرد.
در این صورت چنان که روشن شد، روز ظهور نه رویدادی غیرمنتظره و تصادفی است و نه پدیده ای موقت و زوال پذیر؛ بلکه نتیجه طبیعی و تدریجی برنامه کلان تربیتی الهی و هدف مورد نظر خداوند از آفرینش بشر است.
ب) مهدویت و مراد از آن در عرصه تربیتی
همان طور که بیان شد، یک اعتقاد بنیادین باید توانایی تفسیر مجموعه ای از مسائل، توانایی بهبود وضعیت فرد و جامعه و نیز توانایی ارائه راهکارهای راهبردی را داشته باشد، انسان را در زمینه های تربیتی یاری کند و از منظر انسان شناسی و جامعه شناسی به ساختن انسان ایده آل کمک کند.
همه مکتب های انسان شناسی لازم می بینند که به خواسته ها، علایق، محدودیت ها و اهداف انسانی و نیازهای او مثل آرامش، امید، رضایت، عزت، شکوفایی و کمال پاسخ دهند. حتی برخی از آیین ها، نگاه انسان شناسانه به مشکلات انسان دارند؛ مثل آیین بودا که با روش هایی چون تمرکز و مراقبه، می خواهد انسان را از توهمات ذهنی و تردیدهای روحی نجات بخشد و به آرامش برساند. (52) از این روست که پرداختن به مباحث دینی و عقیدتی و توجه به تأثیرات آن در عرصه تربیتی، برای پرداختن به این نیازها ضرورت می یابد.
بنابراین مراد ما از موضوع مهدویت و طرح آن در عرصه تربیتی، این است که بدانیم آیا مهدویت و اعتقاد به آن به عنوان یک نظریه اعتقادی - کلامی، می تواند راهکارهای راهبردی برای تربیت انسان و جامعه ارائه دهد؟ به عبارتی در اعتقادات اسلامی و به طور خاص اعتقاد به مهدویت، آیا راهکاری برای حل مسائل انسان و رشد و تربیت او و جامعه او وجود دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونگی آن را در حدّ امکان بررسی کنیم.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
شاخص های تربیتی اعتقاد به مهدویت
در قسمت مفاهیم، مفهوم تربیت و مهدویت را بررسی کردیم. یکی دیگر از مفاهیمی که در عنوان این اثر وجود ندارد، ولی افزون بر جایگاه مهم و مؤثر آن در بحث عقیده به مهدویت، در تعیین شاخص های تربیتی این عقیده نیز نقش بسزایی ایفا می کند، مفهوم «انتظار» است.
انتظار در لغت، به معنای چشم داشت و چشم به راه بودن آمده است؛ (53) چشم داشت یک تحول و رویداد خوب، گشایش آینده مطلوب و چشم به راه یک منجی. (54) مراد از انتظار در این تحقیق، حالتی است که از ترکیب ایمان و اعتقاد به مبانی دین و ولایت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، از شوق و علاقه به ظهور و حکومت عدل و همراهی با اهل بیت علیهم السلام و تنفر از وضع موجود (غیبت امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و نقص و فساد و تباهی عالم) سرچشمه گرفته است و انواع دگرگونی ها را در حالت قلبی، اندیشه و آمال انسانی، رفتار فردی و تلاش اجتماعی انسان ایجاد می کند. (55)
در اصل انتظار، آمادگی برای پذیرش ظهور، در فکر آن بودن، تلاش کردن برای آن و امیدوار بودن است. مرحله خودسازی و اصلاح نفس در صورتی به اوج و تکامل می رسد که انسان در انتظار و آرزوی پاکسازی سراسر جهان باشد و تنها به تهذیب نفس خود فکر نکند. در نتیجه کسی که انتظار حقیقی را شناخته باشد، دغدغه پاکسازی نفس و جامعه را دارد. در خور توجه است که انتظار ظهور با اعتقاد به ظهور تفاوت دارد؛ کسی که منتظر است، افزون بر اعتقاد، امید و انتظار درک زمانِ موعود را دارد. از این رو بر اساس انتظار و امید عمل می کند و این مسئله در حیات و تحول تربیتی انسان بسیار مهم است. (56)
به عبارت دیگر، انتظار نیز به عنوان عنصر کلیدی عقیده به مهدویت، همراه با ویژگی های روانشناختی و شاخص های تربیتی خود، موجب ارتباطی همراه با آگاهی و بینش و اعمالی پویا و متکامل درباره خدا، خود، انسان های دیگر و طبیعت می شود و زمینه های آرامش و سلامت روان را فراهم می سازد؛ ضمن آن که از ابتلا به بیماری های روانی، افسردگی ها و خمودگی ها و خستگی ها جلوگیری می کند و زمینه ساز رشد و ارتقای توانمندی های فرد در ایفای نقش های فردی و اجتماعی است. بر این اساس، خصوصیات و شاخص های تربیتی انتظار، در چهار محور: ویژگی های شناختی، عاطفی، رفتاری و جنبشی (57) سامان می یابد و زمینه ساز ارتقای روانی فرد می شود؛ یعنی در ابعاد شناختی، عاطفی، رفتاری و جنبشی، توانمندی های وی را بالا می برد و از این جهت بر سلامت روان او تأثیر می گذارد؛ به خصوص که این انتظار، متعلق به یک معصوم پاک سرشت است که فراگیری رحمت و عدالت در جهان، ره آورد ظهور اوست. (58)
بدین ترتیب روشن شد که انتظار به عنوان رکن سازنده مهدویت و نسخه جامع تربیتی در این بحث مطرح است و از آنجا که موضوع این اثر، «آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت» است، می باید برای ارزیابی و شناسایی این آثار، شاخص های تربیتی را در این موضوع به دست آوریم. از این رو، بر اساس محورهای اشاره شده در شاخص تربیتی انتظار، با مطالعه در منابع روایی و عقیدتی، ارکان مباحث مهدویت و آموزه های آن شناسایی شد؛ سپس با غور در منابع تربیتی و بررسی ارکان و آثار تربیتی و در ادامه، تطبیق آن با مهدویت و تنظیم ساختار آثار تربیتی در موضوع عقیده به مهدویت، شاخص های تربیتی عقیده به مهدویت شکل گرفت و با توجه به نقش ویژه انتظار، یکی از ارکان ثابت در این چهار محور، «انتظار» معرفی شده است. در نتیجه از این شاخص ها، برای ارزیابی آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت در جوامع و بررسی شواهد تاریخی مربوط به عصرهای پیش از غیبت، غیبت صغری و غیبت کبری استفاده می کنیم.
الف) محور شناختی (انتظار، معرفت و نگرش امیدوارانه)
این محور، شامل معرفت و آگاهی افراد درباره موعود عادل و حکومت و جامعه زمان اوست و به تناسب این معرفت و شناخت، بینش و نگرش امیدوارانه ذهنی (تفکر مثبت) آنان به جامعه آینده و تأثیر آن را در زمان حال، در نظر دارد؛ از این محور، با عنوان «انتظار، معرفت و نگرش امیدوارانه» (59) یاد می شود.
تأثیر نگرش امیدوارانه: امید و آرزو، از ویژگی های فطری انسان هستند؛ چرا که هر دو، نگاه به آینده دارند و نمایانگر خواسته های بشر و نشان سعادت انسان هستند. امید، با عقل بشر و خواسته های خردمندانه و امکان پذیر همراه است؛ مثل بیمار که امید به بهبودی دارد، اما آرزو گاه با عقل هماهنگی دارد و گاه ندارد؛ مثل پیرمردی که آرزوی جوانی دارد. آرزومند، انتظار رسیدن به آرزویش را دارد، ولی به سوی مقصود خود قدم برنمی دارد؛ در حالی که امیدوار در پی امید می رود و تلاش می کند.
امید، امری خردمندانه است و با افزایش آن، هدف و آرمان که اموری عقلانی است به دنبال خواهد آمد و هر دو همگام با هم برای ایجاد انگیزه و عمل در فرد پیش می روند.
به عبارت دیگر زمانی که امید در یک مبحث اجتماعی افزایش یابد، هدف اجتماعی با آرمان بشری هم جهت می گردد و بشر برای رسیدن به آن امید و آرمان اجتماعی باید تلاش کند و در سختی و رنج، مقاومت نشان دهد. از جمله موارد، تلاش انبیا و اولیا برای هدایت انسان ها به امید سعادت آنان است؛ چنان که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارید، از تلاش برای سعادت بشر دست برنمی دارم». (60)
نمونه دیگر، امید بشر به تحقق ظهور و تشکیل حکومت عدل و رحمت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و مدینه فاضله و قرار گرفتن در زمره یاران حضرت است. (61)
با توجه به کارکردها و آثار خاص مهدویت، یکی از فرضیه های تقویت سلامت روان، تقویت نگرش امیدوارانه از طریق عنصر مهدویت و عقیده به آن در نظر گرفته شده است. در یک تحقیق میدانی، روشن گردید که یکی از راه های تقویت سلامت روان، تقویت عنصر مهدویت و اتصال به منبع الهی از طریق امید و نیکی، به منظور تعالی هرچه بیشتر است. (62)
از دیدگاه اسلامی، انسانی که خودآگاهانه ارتباطی زنده و پویا و متکامل با تمام هستی دارد، دارای روان سالم است. عالی ترین الگوهای انسان های سالم نیز انبیا و اولیا هستند؛ چراکه خودآگاهانه ترین، پویاترین و متکامل ترین رابطه را با کل هستی دارند. دیگر انسان ها نیز به میزان نزدیکی شان به ملاک های امید و سلامت روانی که آن بزرگواران در توصیه های دینی خود مشخص کرده اند، از امید و در نتیجه سلامت روان بهره مند هستند. (63) با این توضیح، عقیده به مهدویت و به کار بستن راهکارها، توصیه ها و آموزه های مهدوی، موجب ارتباطی آگاهانه، امیدوارانه، پویا و فعال و کامل با خدا، خود، انسان های دیگر و طبیعت و به عبارتی کل هستی می شود.
بر این اساس، شاخص های تربیتی این محور که برای سنجش آثار تربیتی عقیده به مهدویت در نظر گرفته می شود، عبارتند از:
- تقویت و استحکام اعتقاد نظری و در پی آن، اعتقاد عملی به توحید و عدل؛
- شناخت و معرفت درباره خدا و برنامه های تربیتی او و نیز شناخت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و اقدامات ایشان؛
- بینش صحیح درباره انسان و زندگی و وظایف او در دنیا و عمل کردن بر اساس آن؛
- داشتن تفکر و روحیه ظلم ستیزی و عدالت خواهی؛
- داشتن تفکر مثبت و امیدوارانه در رویارویی با مشکلات و سختی های دوران غیبت؛
- داشتن فکری خلاق و جستجوگر برای یافتن راه های حل مشکلات آن زمان؛ به عنوان مثال قرار دادن نماد برای انتظار و امید به منظور تکرار و یادآوری آن؛
- توجه به امام زنده و حاضر، و اعتقاد و امید به هدایت و تربیت و یاری ایشان در زمینه های مختلف علمی و معنوی زندگی؛
- توجه به مصالح و فواید غیبت در تربیت افراد؛
- توجه به توصیه و راهکارهای حضرت در زمان غیبت صغری و کبری، از جمله توجه به سیره و سنت ائمه پیشین علیهم السلام، اطاعت از نواب عام، استفاده از سخنان و توقیعات حضرت و...؛
- تفکر در مورد آینده، اهداف و تکالیف؛
- امیدواری ذهنی و تفکر مثبت درباره آینده و تحقق حکومت عدل جهانی و مدینه فاضله؛
- تفکر و نظم بخشی به اهداف کوتاه مدت و بلندمدت برای رسیدن به مرتبه عالی انسانیت و کسب رضایت حضرت.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
ب) محور عاطفی (انتظار، محبت و شوق)
این محور، میزان شوق و محبت افراد به مولا و مربی کامل زمان، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و به تناسب آن، آثار پدید آمده از این محبّت و عاطفه را در نظر می گیرد که از آن با عنوان «انتظار، محبت و شوق» تعبیر می شود.
از جمله آثار انتظار، عشق و محبت به آن چیزی یا کسی است که مورد انتظار است و در طولانی شدن این انتظار، صبر همراه با یاد او لازم به نظر می رسد. هرچه این محبت شدیدتر باشد، انسان منتظر کمتر از یاد و خواسته های محبوب خود غافل می گردد. بنابراین اهل ایمان در زمان غیبت، هر چه از محبت خدا و ولی خدا، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف لبریز باشند، کمتر دچار غفلت می شوند. در حقیقت همین مودّت و ارتباط های روحی و معنوی است که راه سیر به سوی خدا را فراهم می کند و سلوک انسان را در راستای اراده حق شکل می دهد. با محبت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف است که زمینه های اطاعت از او فراهم می شود و با اطاعت از اوست که راه کمال به سوی خدا هموار می گردد (البته محبت حقیقی نه ادعای محبت). (64)
امام رضا علیه السلام به نقل از امام علی علیه السلام می فرماید:
«هر کس دوست دارد خدا را ملاقات کند در حالی که دارای ایمان و اسلام نیکو باشد، محبت منتظَر - صاحب الزمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف - را پیشه خود قرار دهد که او و دیگر پیشوایان، چراغ های روشن در تاریکی های زندگی و امامان هدایت و نشانه های تقوایند. من برای هر کس که آنان را دوست بدارد و ولایتشان را داشته باشد، از سوی خدای تعالی بهشت را ضمانت می کنم.» (65)
در انتظار موعود آخرالزمان، شور و طلب محبت متعلق به حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است؛ اما نکته پر اهمیت آن است که این اشتیاق و محبت به حضرت، بدون امید و اصلاح نفس و آمادگی معنا پیدا نمی کند. در اصل، محبت و شوق واقعی به حضرت زمانی است که منتظر با کسب ویژگی ها و صفات منتظران حقیقی و انجام وظایف و تکالیف خود، عشق و شور خود را افزون بر زبان، به صورت قلبی و در عمل نیز به محبوب و مربی خود ابراز کند. این موضوع یک رابطه دو طرفه است که محبت، شور اطاعت می آورد و اطاعت، عشق و محبت را زیاد می کند و این امر نشان می دهد که در بعد عاطفی نیز آثار انتظار، معطوف به تربیت، اصلاح و تکامل و تعادل اخلاقی، از طریق صبر بر رذایل و کسب فضایل است.
بدین ترتیب، شاخص های تربیتی این محور، به این شرح در نظر گرفته می شود:
- توجه به حضرت در هر زمان، از شوق و محبت؛
- احساس حضور مولا و مربی، و مراقبت دائمی و همیشگی بر اعمال و رفتار به جهت نظارت دائمی ایشان؛
- داشتن شور و نشاط و سرزندگی به واسطه این اعتقاد و دوری از افسردگی و ناامیدی؛
- اطاعت از فرمان های حضرت به دلیل محبت حقیقی به ایشان؛
- از جان گذشتگی و ایثار، به دلیل عشق و علاقه به مولا و اهداف ایشان؛
- وحدت و اتحاد مردم برای یاری دادن حضرت، به دلیل علاقه به ایشان و اهداف عالی آن حضرت؛
- پیوند روحی و قلبی با امام و مربی کامل عالم؛
- توجه و عُلقه به مکان های منتسب به حضرت و ادعیه منتسب به ایشان؛
- انجام دادن مستحبات و هدیه دادن ثواب اعمال، مثل صدقه و حج از طرف ایشان.
ج) محور رفتاری (انتظار، آمادگی و خودسازی)
در این محور، با توجه به نگرش امیدوارانه ذهنی و قلب و روح مملو از محبت، میزان امیدواری عینی و آمادگی و زمینه سازی افراد متربی برای کسب رضایت مولا و مربی در نظر گرفته می شود که از آن به عنوان «انتظار، آمادگی و خودسازی» تعبیر می کنیم.
انتظار و ویژگی عدل برانگیز آن، به گونه ای است که انسان را به حرکت در مسیر متناسب با اهداف و عقاید صحیح برمی انگیزد و از گرایش به جهت های نامتناسب و ناسازگار باز می دارد. نقش و اثر حیاتی انتظار در انسان ها، تحریک آنهاست. به عبارتی انتظار، عامل حرکت و زمینه ساز تحول در درون انسان است؛ چرا که منتظر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف مثل میزبان منتظر که پاکیزه و آماده، شاد و چشم به راه است، با علم به نظارت و مراقبت خدا و حضرت و با هدف منتظر واقعی بودن و از یاران حضرتش به شمار رفتن، با کوشش برای پاکی درون و تهذیب نفس و ایجاد آمادگی روحی، برای ایجاد ارتباط روحی و عاطفی و همسنخ شدن با امام خود، در انتظار منتظر، شاد و چشم به راه است.
تهذیب نفس و ایجاد تحول درونی در رفتار و کردار و اعمال، فکر کسانی است که به امام عادل و جامعه ایده آل می اندیشند و با صبر و طمأنینه، امیدوار به ظهور و آمدن او هستند. اخلاق را باید اصلاح کرد؛ چرا که منتظر در فرهنگ مهدوی با قطعی و نزدیک دانستن ظهور، هر لحظه احتمال ظهور موعود عادل خود را می دهد. از این رو، در امر اصلاح و مهذب شدن خود سهل انگاری نمی کند (66) و با صبر در برابر گناه و هوا و هوس و کسب فضایل اخلاقی در آمادگی خود می کوشد.
انسان منتظر افزون بر تحول درون و نفس خویش، برای احیای حقوق از دست رفته و اقامه عدل نیز تلاش می کند؛ چرا که انتظار، تعهدهای انسانی را در قبال خود و انسان های دیگر قوت می بخشد. انسان منتظر با مشاهده در اوضاع جامعه، از خود می پرسد: چرا در جامعه، درگیری، ناعدالتی و نافهمی است؟ چرا برخلاف مبانی تربیتی و عقلی عمل می شود؟!
چنین انسان صبور و خواهان عدل که منتظر روزی است که شرایط آن به گونه ای باشد که اقتضای آفرینش است، به خودسازی و جامعه سازی می اندیشد و برای آن تلاش می کند.
بدین ترتیب، آثار تربیتی انتظار در محور رفتاری، در دو بعد فردی (67) و اجتماعی (68) طرح می شود و برای ارزیابی این آثار در دوره های مختلف، شاخص های آن بدین شکل سامان می یابد:
- تلاش برای مهذب شدن و کسب فضایل اخلاقی؛
- صبر در برابر گناه و هوا و هوس؛
- صبر در برابر برخورد نامطلوب برادران و خواهران دینی؛
- صبر در برابر سختی ظلم و ستم، به امید بهبود شرایط و فرا رسیدن روزگار صلح و راحتی؛
- صبر در برابر غیبت امام و مولا؛
- تلاش عملی برای منتظر واقعی و یار حضرت بودن در زمان ظهور؛
- تکاپو و تلاش برای اصلاح اعمال، به دلیل نظارت و آگاهی حضرت؛
- زمینه سازی و مقدمه سازی فردی و اجتماعی برای تعجیل فرج؛
- عادل بودن در عمل به تکلیف و برخورد با دیگران؛
- تقویت جنبه عبادی به وسیله ارتباط معنوی با حضرت و احساس حضور دائم ایشان؛
- تلاش برای احیای حقوق از دست رفته و اقامه عدل و کمک به دیگران؛
- امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح جامعه؛
- خستگی ناپذیری در برابر امتحانات و دشواری های عصر غیبت و دلداری دادن به دیگر شیعیان؛
- برنامه ریزی به منظور تحقق اهداف مورد نظر در راستای رسیدن به مقام منتظر حقیقی.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
د) محور جنبشی (انتظار، قیام و اصلاح)
این محور، میزان ایستادگی و پایداری در برابر ستم و سازش نکردن با ستمکاران و قیام به موقع افراد را برای اصلاح جامعه در نظر دارد که از آن با عنوان «انتظار، قیام و اصلاح» یاد می شود.
شیعه علت اساسی غیبت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف را حاکمیت ستم می داند و همیشه با امید پیروزی حق بر باطل، با صبر و عدالت خواهی، خود را در برابر حاکمیت باطل و برای نابودی آن آماده می بیند.
امامان شیعه انتظار فرج را واجب اعلام کرده اند و این انتظار هیچ گاه به معنای خودسپاری به قضا و قدر نیست؛ بلکه منظورشان از انتظار، آمادگی دائم و شبانه روزی برای جنگیدن در رکاب مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است. امام صادق علیه السلام می فرماید:
«هر یک از شما شیعیان باید [خود را] برای قیام قائم، آماده کند، هر چند با یک تیر باشد». (69)
به شیعه توصیه شده است که هر روز با خواندن دعای عهد، با حضرت بیعت کند و خود را برای قیام آماده سازد؛ آنجا که می گوید: «... مرا از شهیدان رکابش قرار بده». (70)
بدین گونه، انتظار شیعه برای ایجاد حکومتی عادلانه او را آرمانگرا کرده است. این آرمانگرایی، روحیه ای انقلابی به شیعه بخشیده؛ به گونه ای که در طول تاریخ غیبت، پرچمداری انقلاب را همواره بر عهده گرفته است؛ به بیانی دیگر: «نظریه ای تاریخی وجود دارد که به طور بالقوه زمینه ساز فرضیه انقلاب می تواند باشد... بر این اساس که امام دوازدهم، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در سال 893 م ناپدید شد و در نهایت، جهت ایجاد عدالت در دنیا ظاهر می شود. به طور اصولی شیعه متوجه شده است که بین این دو تاریخ، عدالت واقعی در دنیا وجود ندارد که به طور بالقوه نظریه انقلابی است». (71)
بر این اساس، شیعیان با صبر و تحمل در برابر دشواری های راه و داشتن روحیه عدالت خواهی، با پیروی از رهبران شیعی و حفظ وحدت و همدلی، با حضور در صحنه های پیکار نظری و عملی و با همکاری انسان های خداجو و عدالت خواه، آماده قیام شده و به قیام های زمینه ساز انقلاب جهانی اقدام کرده اند. (72) همراهی برخی مردم با مدعیان دروغین مهدویت نیز بر اساس همین آرمان خواهی بوده که متأسفانه این کاذبان، برای رسیدن به اهدافشان از آن بهره برداری کرده اند.
در اهمیت و آثار انتظار شیعه، همین بس که دشمنان در جلسات خود آن را مانع تسلط بر مسلمانان می شمارند؛ چنان که در کنفرانس تلاویو، مایکل امجی گفته است: شیعیان با نام امام حسین علیه السلام قیام می کنند و با اسم امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف قیامشان را حفظ می کنند. (73)
در این محور نیز شاخص هایی برای سنجش آثار تربیتی عقیده به مهدویت در دوره های مختلف تعیین شده است که عبارتاند از:
- داشتن روحیه تعهد و مسئولیت پذیری؛
- ایثار و از خودگذشتگی برای استقرار عدالت و حکومت حضرت؛
- نپذیرفتن حکومت ظالم و ایستادگی در برابر آن؛
- تلاش برای اصلاح و تحول در جامعه و ایجاد عدالت به منظور زمینه سازی برای قیام و اصلاحات حضرت؛
- داشتن روحیه شهادت طلبی و در رکاب حضرت بودن؛
- داشتن وحدت و اتحاد برای یاری دادن حضرت یا حکومت اسلامی در زمان غیبت، از طریق جنبش های مردمی.
در هر چهار محور تبلور آثار تربیتی، دو صفت مشترک صبر و عدل، به معنای داشتن روحیه صبر و روحیه عدالت خواهی و تعادل وجود دارد؛ چرا که یکی از ابعاد تربیتی مکتب اسلام، صبر است و توصیه عام معصوم علیه السلام درباره آن فراوان است. همچنین توصیه خاص به صبر در آخرالزمان نیز در کلام آنان آمده و بسیار ستایش شده است. امام رضا علیه السلام در باب صبر در مشکلات عصر غیبت، میفرماید: «چه نیکوست صبر و انتظار فرج» (74) و به فرموده پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم: «انتظار فرج همراه با صبر، عبادت است». (75)
هدف اصلی انتظار، حفظ روح امید و نشاط، احساس تعهد و آمادگی و عمل به تکلیف و محبت حقیقی و پیوند روحی با امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف و تلاش برای اصلاح خود و جامعه است که تحقق این موارد، بدون صبر امکان ندارد. (76)
از سوی دیگر، مفهوم عدل، تعهدپذیری و رعایت حقوق دیگران و روابط اجتماعی نیکو و رعایت کمال اخلاق است. پیامبران که از حقیقت جامعه و انسان و سعادت او باخبر بودند، خوب می دانستند که همه احکام الهی در پرتو بهبود روابط انسانی و امنیت و عدالت اجتماعی تحقق می یابد و زمینه عینیت یافتن احکام، بدین ترتیب آماده می گردد. در جامعه عادل است که انسان، به درستی تربیت می شود؛ با آسایش و امنیت، تن به تکلیف می دهد؛ به مقررات و حقوق همگان احترام می گذارد و در پرتو چنین تعهدشناسی، به سعادت و معنویت و خدا دست می یابد.
از ابعاد مهم و زیربنایی در ساختن جامعه عدالت محور، راهیابی و نفوذ عدالت در روح افراد و برقراری تعادل اخلاقی در میان مردم است. حق جویی و عدالت خواهی، در پرتو تربیت صحیح و اصلاح اخلاق و برقراری عدل و تعادل باطنی نفوذ می کند و محور گزینش اهل عدل می شود. در زمینه عدالت اخلاقی و تربیتی و تعادل باطنی، افزون بر هدایت های امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ائمه علیهم السلام هم زمینه سازی کرده اند که احادیث تربیتی و اخلاقی آنان و توصیه شان به راستگویی، (77) خوشبینی، (78) مهرورزی، (79) دیگران را از خود دانستن (80) و... راه گشا خواهد بود.
ارتباط مباحث سیاسی و جامعه شناسی عصر غیبت با آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت
شاید این نکته در ذهن آید که تحولات اجتماعی صدر اسلام و مقاومت شیعیان در برابر خلفای ستمگر، شکل گیری جنبش های مردمی، شکل گیری مدعیان مهدویت - چه به قصد خیر و تحول و چه برای رسیدن به قدرت - در تقسیمات سیاسی و جامعه شناسی مهدوی جای می گیرد و طرح آن در آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت، در محور جنبشی لازم به نظر نمی رسد.
پاسخ این است که قرار گرفتن این مباحث در تقسیمات سیاسی و جامعه شناسی مهدوی کاملاً درست است؛ اما ریشه ها و بناهای شکل گیری این جنبش ها و ادعاها، الگوگیری این گروه ها از آغاز تا سرانجام، همه و همه به آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت در افراد و جامعه باز می گردد؛ ضمن آن که اگر آموزه های مهدوی و تعلیمات ائمه علیهم السلام در این باب و آثار تربیتی این پذیرش در میان مردم وجود نداشت، حتی فکر تشکیل جنبش یا ادعای مهدویت در ذهن این گروه ها شکل نمی گرفت.
در حقیقت می توان ادعا کرد که حتی تشکیلات سیاسی و شکل گیری جنبش ها و ادعاها در عصر پیش از غیبت و پس از آن، بر اساس آموزه های مهدوی و از آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت است؛ حتی مدعیان دروغین و افراد سودجو نیز با اطلاع از آثار تربیتی این اعتقاد و جایگاه مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و مهدویت در بین مردم، و با الهام و الگوگیری از قیام حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، از این موضوع برای رسیدن به مقاصد سوء خود بهره برده و تشکیلات خود را برپا کرده اند.
به بیانی دیگر، شیعه با اعتقاد به مهدویت و به کارگیری آثار تربیتی آن چون انتظار، ظلم ستیزی و عدالت خواهی، مشروع ندانستن حاکمان سیاسی، نصب عام فقیهان به نیابت از امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف، امید به اصلاح و تعالی جامعه و نابودی مظاهر ظلم و فساد، یا محرومیت جامعه از فیض حضور امام، زمینه سازی برای تعجیل فرج و... موضوع انتظار را به طور مستقیم یا غیرمستقیم، محور فکری خود قرار داده و در قیام ها و جنبش های خود از آن بهره برده است.
چنین عقایدی در شیعه درباره احیای مردم و جامعه و رستگاری در آینده نزدیک، یک نوع موعودباوری همراه با محبت را به او ارزانی داشته است و چشم انداز تحقق رستگاری و ایجاد مدینه فاضله در زمان حضرت، باعث قوت و توانمندی این مذهب شده است. هنگامی که چنین عقیده دینی و آثار تربیتی آن، در برابر یک هدف سیاسی برگرفته از آن آثار آماده به کار می شود، موجب یک تعهد و ایثارگری قوی خواهد شد.
در نوشته های «اندرو هیوود»، درباره اعتقاد به مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ظهور و انتظار آمده است:
آثار تربیتی این اعتقاد در سیاست، می شود تعهد و ایثارگری و... . بدین ترتیب، موضوع مهم و اساسی غیبت امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف و امید به تشکیل حکومت صالح، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر رفتارهای سیاسی شیعیان اثر دارد و در بعد تربیتی، آنان را به شهادت طلبی، مقاومت، مبارزه با رژیم فاسد و... سوق داده است. (81)
بدین ترتیب، شاخص های تربیتی عقیده به مهدویت برای سنجش آثار و شواهد تربیتی دلالت کننده بر این عقیده، در چهار محور: شناختی (امید به آینده)، رفتاری (آمادگی و اصلاح نفس)، عاطفی (شوق و محبت) و جنبشی (قیام و اصلاح) با وجه مشترک انتظار، طبقه بندی شد. برای بررسی محورهای یاد شده، عنصر صبر و حق جویی و عدالتخواهی نیز مورد توجه خواهد بود.
تربیت اسلامی در پرتو اعتقاد صحیح به مهدویت
جمع بندی و نتیجه گیری
هدف نهایی از آفرینش انسان و جهان و فرستادن وحی و برانگیختن انبیا و اولیای الهی، پرورش، تربیت و تکامل انسان است. خداوند برای تحقق این امر، برنامه جامع و کلان تربیتی خود را در قالب یک زنجیره تربیتی، متشکل از حلقه های تربیتی منظم و به هم پیوسته و متناسب با هر زمان و مکان و در راستای یک برنامه بلندمدت تنظیم کرده است.
کوشش تمامی انبیای الهی و هدف آموزه های وحیانی هم، سامان دادن و اجرای برنامه تربیتی الهی برای تربیت انسان بوده است و این امر، مهم ترین آرمان ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی و حتی مکتب های بشری در طول تاریخ است؛ چرا که همه اندیشمندان با هر نوع تفسیری که از کمال عرضه کنند، به نظر خود، برای نجات و رستگاری انسان اقدام می کنند.
تربیت مهدوی به عنوان آخرین حلقه و مهم ترین قسمت از زنجیره تربیتی الهی، تجلی آخرین فرصت ادیان (بقیة الله) و نتیجه نهایی برنامه بلندمدت الهی در نظر گرفته شده است. در واقع، تلاش های حضرت آدم علیه السلام و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و معصومین علیهم السلام برای تربیت بشر، در حکومت مهدوی به طور کامل به ثمر می نشیند.
با توجه به اهمیت و نقش سازنده تربیت مهدوی، به منظور پرداختن به این مرحله مهم در تربیت بشر، با انتخاب موضوع آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت، وارد عرصه تحقیق شدیم و به دنبال بررسی و تبیین دو نوع مطلب بودیم:
1. کیفیت تربیت مهدوی و به عبارتی، راهکارها، ساختارها، آموزه ها و برنامه های تربیتی امام غائب و مربی برتر عالم، برای تربیت متربیان و منتظران (همان طور که روشن شد، اعتقاد به وجود و حضور حضرت و اعتقاد به جایگاه ولایت و مربیگری حضرت بر ما، اعتقاد به برنامه ها و پذیرش راهکارها و آموزه های او را نیز به دنبال دارد).
2. نتیجه و آثار اعتقاد به وجود، حضور، نظارت و ظهور حضرت و همچنین آثار برنامه ها، راهکارها و آموزه های تربیتی حضرت برای تربیت متربیان و منتظران، و جستجوی شواهد تاریخی دلالت کننده بر آن.
برای رسیدن به این اهداف، ابتدا معیارهایی در چهار محور برای سنجش آثار تربیتی شناسایی شد. از آنجا که انتظار، جایگاه رفیع و سازنده ای در عقیده به مهدویت دارد و به عبارتی، عقیده به مهدویت در دوره های مختلف با انتظار حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف معنا و مفهوم می یابد، یکی از ارکان ثابت در چهار محور شاخص های تربیتی، انتظار است؛ چرا که در این انتظار، منتظِر و متربی به امید آمدن مربی و منتظَر، سرزنده و شاداب است و برای تطهیر و پاکی درون خویش می کوشد تا میان روح او و مربی اش سنخیت ایجاد شود. او با امید به آینده مطلوب، شادابی درونی دارد و احساس ناامیدی را به خود راه نمی دهد. این انتظار، برای او که امیدوارانه و عاشقانه انتظار مولای خود را می کشد، تهذیب نفس و خودسازی و تلاش برای قیام و اصلاح جامعه را به دنبال دارد.
انتظار مهدوی، آثار انسان سازی و جامعه سازی دارد و از این روست که در روایات، بهترین عمل معرفی شده است. بر این اساس، آثار عقیده به مهدویت با رکنی سازنده و اثرگذار چون انتظار، در چهار محور: شناختی (انتظار، معرفت و نگرش امیدوارانه)، عاطفی (انتظار، محبت و شوق)، رفتاری (انتظار، آمادگی و خودسازی) و جنبشی (انتظار، قیام و اصلاح) تجلی می یابد.
برای بروز و ظهور آثار تربیتی عقیده به مهدویت بر اساس شاخصه های تربیتی در هر محور، صبوری و عدالت خواهی و تلاش برای تعادل ضروری است.
پینوشتها:
1- ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ص 420.
2- ابن منظور، لسان العرب، ج 5، ص 127.
3- لویس معلوف، المنجد فی اللغة و الأدب و العلوم، ص 247.
4- همان، ص 243.
5- معجم مقاییس اللغة، ص 378؛ لسان العرب، ص 96.
6- راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 336.
7- خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص 45.
8- سید احمد احمدی، اصول و روش های تربیت در اسلام، صص 33-23.
9- ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج 1، ص 15.
10- دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیم و تربیت، ج 1، ص 366.
11- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 14.
12- مصطفی دلشاد تهرانی، سیری در تربیت اسلامی، ص 24.
13- حسن فتحی ملکاوی، گامی به سوی نظریه پردازی در تعلیم و تربیت اسلامی، ترجمه: غلامرضا متقی فر و اسدالله طوسی، ص 73.
14- اسلام و تعلیم و تربیت، ص 33.
15- برای آشنایی با نظرهای مختلف، رک : سیری در تربیت اسلامی، ص 73؛ محمدتقی جعفری، حیات معقول، ص 103؛ سیدمهدی میرهادی، «اهداف تربیت»، ماهنامه پژوهشی وزارت آموزش و پرورش (تربیت)، ص 22؛ نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص 53.
16- محمد حکیمی، خورشید مغرب، ص30؛ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، خلاصه کل کتاب.
17- مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص40 و 180؛ اسلام و تعلیم و تربیت، ص 37.
18- همان، ص 181 و 183؛ همان، ص 38.
19- علی شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، ص 237.
20- تعلیم و تربیت در اسلام، ص 88 و 89؛ اسلام و تعلیم و تربیت، ص 38.
21- فلسفه تعلیم و تربیت، ج 2، ص 37.
22- همان، ص 38.
23- برای آشنایی با روش های تربیت عقلانی بر اساس آیات و روایات و بحث های تربیتی، ر.ک: بقره (2): آیه 17؛ انفال (8): آیه 22؛ یونس (10): آیه100؛ کلینی، الکافی، ج 1، ص 10، ح 20؛ ابن ابی فراس، تنبیه الخواطر، ج 1، ص 52؛ تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 58، باب ثمرة؛ امام جعفر صادق علیه السلام، مصباح الشریعة، ص 152 و 153، باب مشاورة؛ کراجکی، کنز الفوائد، ج 1، ص 368؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج 1، ص 106، ح 37 و ص 198؛ گامی به سوی نظریه پردازی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص 76 و 77؛ فلسفه تعلیم و تربیت، ج 2، صص 59-48. برای آشنایی با روش های تربیت ایمانی (بر سه محور تربیت عقیدتی، تربیت معنوی و تربیت اخلاقی)، ر.ک: گامی به سوی نظریه پردازی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص 78 و 81 و 83؛ تعلیم و تربیت در اسلام، ص 94، 131-126، 158، 213، 251 -236؛ اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، ص 240.
24- النعمانی، الغیبة، ص 192 و 304؛ سید محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ترجمه حسن سجادی پور، ص 43 و 44.
25- موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج1، ص97، 99 و 100.
26- عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالی فرجه الشریف در سرداب مطهر، ص 1013.
27- الکافی، ج 1، ص 200، ح 1.
28- بحارالأنوار، ج92، باب... بعض الأدعیة التی لها اسماء معروفة...، ص 385.
29- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 105.
30- بحارالأنوار، ج 35، ص 309، ح 148؛ کمال الدین وتمام النعمة، ج 1، ص286، ح 1.
31- مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره، ص 1061.
32- بحارالأنوار، ج 51، ص 115، ح 14و ج 24، ص 150، ح 34 و ج 90، ص 21 و ج 92، ص 385؛ النعمانی، الغیبة، ص 213، باب 13؛ حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص 317؛ علی یزدی حائری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج 1، ص 74 و 75؛ الکافی، ج 1، ص 198، ح 1و ص 201، ح 1 و ص 213، ح 2 (الراسخون فی العلم)؛ تفسیر امام عسکری علیه السلام (منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام)، ج 7، ص 340؛ اربلی، کشف الغمة، ج 2، ص 468؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص680.
33- نساء(4): آیه 59.
34- کشف الغمة، ج 2، ص 468.
35- بحارالأنوار، ج 53، ص 300؛ شیخ مفید، الفصول المختارة، ص 257؛ ابن حجر هیثمی، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص 44.
36- طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص 461.
37- شیخ صدوق، الأمالی، ص 632، ح4؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 65 و 66، ح 3.
38- شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص213، باب 19.
39- مجتبی تونه ای، موعودنامه، ص 711.
40- شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات من الامام الثانی عشر، ص 498 و 499.
41- شیخ حرّ عاملی ، وسائل الشیعة، ج 16، ص 246، ح 21475.
42- الکافی، ج 1، ص 377، ح 3.
43- سیدمرتضی عسکری، معالم المدرستین، ترجمه: محمدجواد کرمی، ج 1، ص531 و 557 و 580.
44- اعلام الوری باعلام الهدی، ص 455.
45- از جمله: بیان ابن ابی الحدید (قرن 7) در شرح نهج البلاغه، (ج 7، ص 59)؛ گفتار ابن حجر احمدبن محمد الهیثمی الشافعی (قرن 10) در القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، (مقدمه)؛ نظر علاءالدین علی بن حسام المتقی الهندی و فتاوای چهار مفتی بزرگ اهل سنت در اصالت مهدویت از دیدگاه اهل تسنن، (مهدی فقیه ایمانی، الامام المهدی عند اهل السنة، صفحه آخر متن کتاب)؛ کلام محمد محیی الدین عربی الحاتمی (قرن 7) در الفتوحات المکیة فی معرفة الاسرار المالکیة و الملکیة، (ج 3، ص 319، باب 366)؛ روایات و مباحث مهدویت ذیل «اشراط الساعة» در: ابوداود السجستانی، السنن، ج 4، صص 90-86؛ الترمذی، السنن، ج 4، ص 99؛ یا آشنایی با مصنفات اهل سنت در اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات من الامام الثانی عشر، ج 3، صص 622-619. (در قسمت اعتقاد به مهدویت از دیدِ شیعه و اهل سنت از رساله دکترای غلامحسین تاجری نسب با عنوان «مهدویت در کتاب و سنت از دیدگاه امامیه و اهل سنت» بهره گرفته شده که به منابع اول آن نیز مراجعه شده است).
46- ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص 75-69.
47- سید ثامر هاشم حبیب، در انتظار ققنوس، کاوشی در قلمرو موعودشناسی و موعود باوری، ص 45.
48- سید رضی موسوی گیلانی، دکترین مهدویت، ص 11.
49- همان، ص 14.
50- تاریخ ما بعد الظهور، ص 37 و 38.
51- همان، ص 38 و 39.
52- دکترین مهدویت، ص 65 و 69.
53- علی اکبر دهخدا، لغتنامه، ص 294.
54- ابراهیم شفیعی سروستانی، انتظار، باید و نبایدها، ص 9.
55- لطف الله صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، ج 1، ص 353.
56- سید مرتضی مجتهدی سیستانی، صحفیه مهدویه، ص 101.
57- محور جنبشی را نگارنده با توجه به مجموع مطالعات خود، به ویژه کتاب انقلاب اسلامی و فرهنگ انتظار، و چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن، به محورها افزوده است.
58- مسعود آذربایجانی، «رابطه انتظار و بهداشت روان»، خلاصه مقالات چهارمین گفتمان مهدویت، ص 6.
59- مفهوم امیدواری دارای دو بعد ذهنی و عینی است. منظور از امیدواری در بعد ذهنی، مجموعه تفکرات، تمایلات، انگیزه ها و عادات مثبت فکر است که شخص امیدوار، در حیطه ذهن خود از آن بهره مند است. منظور از امیدواری در بعد عینی، مجموعه اعمال، رفتار، کنش ها و واکنش هایی است که شخص امیدوار، به صورت مثبت، جهت دار و فعال، در مواقع گوناگون از خود نشان می دهد. در بخش ذهنی، دارای دو مؤلفه هستیم: 1. تفکر مثبت که شامل تأکید بر موارد مثبت، رویارویی واقعی با مشکلات، تفکر خلاق و خستگی ناپذیری است؛ 2. هدفمندی شامل وجود اهداف کوتاه مدت، بلند مدت، پرهیز از پوچی و تفکر در مورد آینده است. مؤلفه های بخش عینی عبارت اند از: 1. برنامه ریزی برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت؛ 2. تلاش در زمینه های مختلف. (مهری مقصودی، تحقیق میدانی بررسی رابطه بین انتظار ظهور و امید و افسردگی، ص4 و 6).
60- بحارالأنوار، ج 9، ص 143.
61- سید رضا صدر، راه مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، صص 24-20.
62- مریم مرتضایی، اندیشه مهدویت و نقش آن در سلامت روان، چکیده.
63- همان، ص 99.
64- رابطه انتظار و بهداشت روان، ص 7.
65- بحارالأنوار، ج 36، ص 296، ح 125.
66- دکترین مهدویت، صص 79-77.
67- رابطه انتظار و بهداشت روان، ص 7؛ ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص 105 و 109؛ جمعی از نویسندگان، نگاهی تحلیلی به زندگانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص 54 و 60 و 61.
68- حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص 82 و 108؛ علی اصغر رضوانی، موعودشناسی، ص 87.
69- النعمانی، الغیبة، ص320، ح 10؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 366، ح 146.
70- مفاتیح الجنان، دعای عهد امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف.
71- روح الله حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن، ص 115 و 116.
72- نگاهی تحلیلی به زندگانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ص 69.
73- موعودشناسی، ص 99.
74- بحارالأنوار، ج 12، ص 379.
75- همان، ج 52، ص 145، ح 65.
76- خورشید مغرب، ص290؛ رابطه انتظار و بهداشت روان، ص 7.
77- الکافی، ج 2، ص 42، ح 1 و ص 74، ح 3.
78- بحارالأنوار، ج 72، ص 196، ح 12.
79- الکافی، ج 2، ص 643، ح 4.
80- بحارالأنوار، ج 73، ص 20، ح 3 و ج 75، ص 347، ح 4.
81- رحیم کارگر، «انقلاب اسلامی و فرهنگ انتظار»، فصلنامه انتظار، ش 2، سال اول، 1380، ص50.
منبع: آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت، نجمه نجم، ناشر: مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، 1396ش.